گزارشی به بهانه آغاز فصل مدارس و جولان نماد‌های غربی
این روز ها چندی است که خوب بودن بدی جزء لاینفکی از نظام ارزشی داستان های انیمیشن ها و فیلم های هالیوودی به حساب می آید و در واقع بد بودن یک ویژگی و مزیت محسوب می شود تا یک مفهوم اخلاقی! امروزه شاهد رشد این جریان به ظاهر هنری در آثار انیمیشنی نیز هستیم.

فرهنگ سدید: همزمان با نزدیک شدن به موسم بازگشایی مدارس، تب خرید پوشاک و لوازم التحریر مورد نیاز دانش آموزان در کشور بالاگرفته است، بازاری که علی رغم تمامی تاکیدات دلسوزان فرهنگی کشور همچنان چهره ها، نمادها و شخصیت های انیمیشنی غربی در آن جولان می دهند، شخصیت هایی که نماد داستان و منش اخلاقی هستند که انیمیشن سازان غربی در داستان های خود ایجاد کرده اند که گاهی تلاش داشتند تا به وسیله بزرگنمایی آنان، یک رذیله اخلاقی را خوب جلوه دهند و استفاده از دفتر، کیف و دیگر لوازم التحریر دارای این نمادها، عملکرد و داستان آن انیمیشن را در ذهن کودک و نوجوان کشور حک می کنند، یکی از این نمادها، چهره کاراکترهای انیمیشن مینیون هاست که امیدواریم خانواده‌ها در حین خرید لوازم التحریرهای منقوش به کاراکتر آنها، از ماهیت داستانی این انیمیشن باخبر باشند، در همین رابطه نقد و بررسی این انیمیشن که پیشتر در خبرگزاری مهر منتشر شده بود در ادامه می‌آید:

نبود نظارت و انیمیشن‌هایی که فرهنگ غرب را تبلیغ می‌کنند

بعد از ساخت انیمیشن من نفرت انگیز 1 و2 کاراکتر های مینیون ها که حاصل خلاقیت تیم نویسنده و تولید این انیمیشن بود با استقبال مناسبی از سوی مخاطبان مواجه شد. این استقبال مانند بسیاری از آثار دنباله دار هالیوودی مورد استفاده تولید کننده قرار گرفت و یک انیمیشن با محوریت کاراکتر های مینیون ها تولید شد. ایده موفقیت آمیز بود و توانست در سطح جهانی بالغ بر یک میلیارد دلار فروش داشته باشد.

موجوداتی عجیب و غریب که ظاهری زرد رنگ دارند و به زبانی که ظاهرا مشخص نیست صحبت می کنند توانستند تا بازار مخاطبین سینمای انیمیشن را تسخیر کنند و سود سرشاری را نصیب استودیوی سازنده یعنی استودیو ایلومینیشن و یونیور سال سازند. خلق و تصویرگری این موجودات حاصل ابتکار تیم سازنده در انیمیشن من نفرت انگیز 1 می باشد و البته نقش آنها در آن اثر سینمایی به مراتب بهتر و دلچسب تر از مینیون ها بود. طنز های موقعیت و کلامی که حاصل حضور مینیون ها در صحنه های گوناگون شیرین و سرگرم کننده بود. هر چند نقش آنها 90 دقیقه کامل نبود و داستان حول محور آنها ساخته نشده بود!

داستان مینیون ها نیز وامدار من نفرت انگیز 1 است. در من نفرت انگیز 1 مینیون ها مشغول خدمت به گرو کاراکتر اصلی هستند چون او یک قهرمان بد می باشد. خدمت به گرو مبدا تقسیم تاریخ مینیون ها است. تاریخ قبل از گرو و بعد از گرو. تیتراژ فیلم تلاش می کند تا نحوه پیدایش آن ها را توضیح دهد. طبق معمول تئوری داروین و نظریه تکامل بار این ماجرا را بر دوش می کشد. همانطور که می دانیم این نظریه از برخی جهات در تناقض با دین و خلقت الهی انسان قرار دارد اما در جهان تمدن غرب اکنون این نظریه به صورت کامل پذیرفته شده است!

وقتی در مینیون‌ها کار بد، خوب است و اصالت پیدا می‌کند!

داستان مینیون‎ها از بدو پیدایش تک سلولی ها است و آنها علاقه دارند تا به موجودات شرور خدمت کنند. موضوع ادامه دارد تا زمان پیدایش تمدن بشری و تکامل آن و عصر حاضر و در این مدت زمان آنها به دایناسورها، انسان های اولیه، فراعنه، ناپلئون و آدم برفی ها خدمت می کنند اما به مرور زمان بدون ارباب می مانند. این موضوع باعث می شود تا سه نفر از آنها در جستجوی رییس بد از غار محل سکونت به سمت دنیای بیرون بروند در زمانی که رییس جمهور آمریکا ریچارد نیکسون است.

بعد از جستجو آنها راهی گردهمایی قهرمانان شرور در اورلاندو آمریکا می شوند و در آنجا با اسکارلت که سرآمد قهرمانان شرور است آشنا می شوند. اسکارلت که زنی باهوش و در عین حال طماع و شرور است سودای سرقت الماس تاج پادشاهی ملکه انگلستان را در سر دارد و به همین منظور هم مینیون ها را استخدام می کند. مینیون ها با دردسر فراوان و البته با شیطنت ها حماقت آمیزشان در جریان یکی از مراسم های ملی انگلستان موفق به سرقت تاج می شوند و پس از اینکار به عنوان جانشینان ملکه انگلستان که شخصی مظلوم نشان داده می شود به عنوان خاندان پادشاهی جانشین او می شوند. این کار خشم اسکارلت را بر می انگیزد و سبب می شود تا او به کاخ باکینگهام بیاید و تاج را در اختیار خود بگیرد. اسکارلت که به مقصود خویش رسیده است مینیون ها را در زیر زمین زندانی می کند و تدارک مراسم تاجگذاری خویش را می بیند. تلاش مینیون ها برای فرار از زندان نتیجه می دهد و در مراسم تاجگذاری شیطنت آنها باعث به هم ریختن مراسم و عصبانیت اسکارلت می شود. ارتش شرور ها که طرفداران اسکارلت هستند بدنبال آنها روانه می شود و موفق به دستگیر کردن دو نفر از مینیون ها می شود. حالا کوین تنها مانده و تلاش می کند تا آنها را نجات بدهد. تلاش او باعث می شود تا به لابراتوار اسکارلت فرار کند و در آنجا او تبدیل به یک مینیون بزرگ می شود. نبرد اصلی بین کوین غول پیکر و اسکارلت در می گیرد و در نهایت کوین اسکارلت را شکست می دهد و مینیون ها را نجات می دهد و در عین حال نیز تاج و تخت را به ملکه انگلستان پس می دهد. در پایان تاج مجددا توسط گرو که در آن زمان یک کودک می باشد سرقت می شود و این همان لحظه ای است که باعث علاقه آنها به گرو به عنوان رییس شده و آنها را به دنبال او روانه می کند.

تحلیل و نقد محتوایی

مینیون ها سرشار از سرگرمی محور است و داستان تنها در پرتو این عنصر پیش می رود. منطق حاکم بر داستان به عنوان موتور پیشران فیلم، اصالت بدی است. فیلم به زبان ساده می گوید: بدی خوب است و قهرمان بد همان غایتی است که مینیون ها قرن ها در پی آن هستند. قهرمان شرور داستان کسی است که این شایستگی را دارد تا مینیون ها در خدمت او باشند.

این روز ها چندی است که خوب بودن بدی جزء لاینفکی از نظام ارزشی داستان های انیمیشن ها و فیلم های هالیوودی به حساب می آید و در واقع بد بودن یک ویژگی و مزیت محسوب می شود تا یک مفهوم اخلاقی! امروزه شاهد رشد این جریان به ظاهر هنری در آثار انیمیشنی نیز هستیم. در دهه های پیشین، نسل های گذشته قهرمانان داستان های غربی نیز شخصیت های خوب و مثبت بودند اما حالا نسلی جدید از قهرمان های شرور چون شِرکِ، کمپانی هیولاها و من نفرت انگیز و مینیون ها ظهور کرده است که در تقابل با این رویکرد می باشد.

داستانک های فیلم به خودی خود مفهومی ندارند و آنقدر سرسری و گذرا هستند که بدون عنصر سرگرمی محور بودن هیچ جذابیتی نخواهند داشت. اما همین داستانک ها در خط داستانی کنار هم قرار گرفته اند و تا انتهای فیلم داستان را نیز به پیش می برند. علت این امر نیز مشخص است : شخصیت مینیون ها عاری از هوش و خلاقیت می باشد. این موضوع باعث شده تا اتفاقات پیش آمده نیز در این سطح قرار گیرند. اما همین موضوع در خدمت روال داستانی قرار گرفته است و تا پایان فیلم بخوبی ادامه دارد و هیچ گاه باعث نمی شود تا تماشاگر خسته یا کسل شود.

داستان فیلم ظاهرا پیام یا مضمون خاصی را در بر ندارد. و این موضوع تا هنگام ورود کوین به آمریکا ادامه دارد. اما در بدو ورود او به جامعه دهه 60 امریکا که دوران زمامداری نیکسون بعد از ترور جان اف کندی است فضای فیلم تغییر می کند و شاهد برخورد مینیون ها با جامعه آمریکا و هنجارها و باور های آن ها هستیم. جنبش صلح خواهی که در آن دوران و در اعتراض به جنگ ویتنام در جامعه آمریکا شکل گرفته بود به شکل واضحی در بخش های کوتاهی از فیلم اما به صورت موثر نمایش داده می شود و این نحله فکری که در زمان خود از جریان های موثر اجتماعی و بین المللی بود مطرح می گردد. در ادامه شاهد حرکت کوین و استخدام او توسط اسکارلت هستیم. اسکارلت که یگانه قهرمان شرور داستان است در آمریکا زندگی می کند و سودای سرقت تاج سلطنتی انگلستان را دارد. کوین نیز به انگلستان می رود. دوباره شاهد ورود کوین به یک جامعه دیگر و نحوه برخورد و واکنش جامعه و هنجار آن نسبت به این موجود زردرنگ که گاهی اوقات تامل و تفکر نیز از خود نشان می دهد هستیم.

بر خلاف آمریکا جامعه انگلستان مردمی آرام و خونسرد و مبادی آداب اجتماعی نشان داده می شوند. این موضوع حتی در هنگام سرقت تاج سلطنتی نیز ادامه دارد و ملکه انگلستان پس از سرقت تاج شاد و سرخوش مشغول خوشگذرانی در کافه های انگلستان به همراه مردم می باشد، گویی اصلا اتفاقی نیفتاده است، اما در بیرون از این محیط اسکارلت و ارتش شرورش مشغول دنبال کردن مینیون ها است. ارزش گذاری هوشمندانه و در عین حال ناملموسی میان دو فرهنگ، دو کشور یا دو جامعه صورت گرفته است و در این میان علی رغم نمایش جذابیت های رایج زندگی امریکایی در نهایت انگلستان و فرهنگ و سیاست این کشور مورد تمجید واقع می شود.

این موضوع تا جایی ادامه پیدا می کند که پس از سرقت تاج همه مردم براحتی مینیون ها را به عنوان خاندان سلطنتی می پذیرند و هیچ مخالفت یا نفرتی علیه آنها دیده نمی شود. سطحی از آرامش و خونسردی که از جامعه انگلستان در فیلم نمایش داده می شود نوعی از تبلیغ غیر مستقیم می باشد. نمایش کاراکتر ملکه انگلستان که تطابق نسبتا مناسبی با چهره واقعی او در زمان دهه 60 میلادی دارد و نمایش چهره ای معصوم و آرام از او موید این مدعا است. این موضوع را چهره ی دیگر کاراکتر های فیلم مثل اسکارلت یا دیگر شروران مقایسه کنید. چهره های کاملا فانتزی و خالی از پارامتر های واقعی.

خونسردی و خوبی ملکه انگلستان تا جایی ادامه دارد که حتی مینیون ها را بعد از باز پس گیری تاج ملامت نکرده و به آنها هدایایی نیز می دهد. هر چند چهره نشان داده شده از جامعه انگلستان فاصله و تناقض زیادی با جامعه انگلستان در دنیای واقعیت دارد اما خلاقیت و هوشمند و قریحه هنری که در ساخت فیلم و بخشهای ذکر شده بکار رفته است در سطح بسیار بالایی قرار دارد. این موارد در نظر بگیرید که رخداد ها و این پیام ها در طول 90 دقیقه فیلم روایت می شوند و به اندازه ای اتفاق و سرگرمی و حادثه در فیلم دیده می شود که شاید درک مستقیم مخاطب را از این مفاهیم دور کند.

در واقع استفاده از بستر مناسب داستان، روایتگری هارمونیک و یکنواخت، انسجام داستانک های فیلم، تطابق طراحی هنری با شخصیت ها و فضای داستان و کارگردانی هنری اثر شخصیت کاملا متوازنی به فیلم بخشیده است. این موارد همگی از نکات قوت فیلم هستند. کوین همان کوین من نفرت انگیز است و مخاطب در طول فیلم میان شخصیت مینیون ها با فیلم های من نفرت انگیز احساس تغییر یا تفاوت نمی کند. طراحی منظر و کاراکتر ها هم چنین وضعیتی دارند و کاملا یکدست هستند. این موارد اما در خدمت روایت داستان به صورت موثری قرار می گیرند.

طراحی شخصیت نیز نکته ای دیگر و شاخص در این فیلم است. شخصیت اسکارلت و ملکه انگلستان مصداق این مدعی هستند. شخصیت اسکارلت سرشار از اتفاقات تازه و بعضی از مواقع غیر قابل پیش بینی است که در عین شرارت سبب جذب مخاطب می شود. البته واضح است که این موضوع کاملا منفی و در برخی از موارد غیر اخلاقی است!

مغفول ماندن اَمثال و حِکَم تاریخ کهن ایران در آثار سینمایی

شخصیت ملکه انگلیس نیز چنین وضعیتی دارد. در کاراکتر او غلو زیادی صورت نگرفته است و تناسب میان کاراکتر و چهره واقعی او در آن زمان به چشم می خورد، گذشته از این موارد متحرک سازی این کاراکتر ها مناسب و یک دست می باشد و این امر سبب گردیده است تا حس مورد نظر کارگردان به مخاطب منتقل شود. در مجموع مینیون ها ظاهری ساده و سرگرمی محور می باشد که توانسته است از این ویژگی ها برای سرگرم ساختن مخاطب و انتقال مفاهیم خویش استفاده کند، فروش میلیاردی این فیلم در گیشه موید این مدعا می باشد. نباید فراموش کنیم که تاریخ کهن کشورمان سرشار از اَمثال و حِکَم فراوانی در قالب های سرگرمی محور اما دارای پند ها و پیام های اخلاقی است که این قابلیت را دارند تا در یک اثر سینمایی نمایش داده شوند.

Iran, Islamic Republic of
هستی
۱۲:۵۱ يکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹
هیچی
ارسال نظر
نام:
* نظر:
* captcha:

نیازمند نظام تولید محتوا در پیام رسان‌ها هستیم

درگیر شدن با مسائل مردمی از دریچه سیستم تأمین مالی جمعی

پیش به سوی فرهنگ مردم بنیاد

دیپلماسی رسانه‌ای، واجب فراموش‌شده زمان

قصه سریال برگرفته از آیات قرآن است

موسوی: جهادگری روی اخلاق و رفتار جهادگران تأثیر می‌گذارد

ساختار سازمان سینمایی را کوچک می‌کنم

نگاه چاپخانه‌دار نصف شدن چاپ کتاب‌های کمک‌درسی

وضعیت تئاتر با بازگشایی مجدد سالن‌ها

مأموریت قرارگاه نصر برای باز پس‌گیری شلمچه

سینما در حال نازل شدن است

می‌خواستم بگویم که نسل جدید هم مثل قدیمی‌ها معنای رفاقت را می‌فهمد

فرار از کرونا با سینمای روباز

دیده‌بان‌ها و نهادهای مردمی، بازیگر مغفول حوزه فرهنگ

خاطرات همجواری با حاج قاسم

اداره دولت کار یک «مدیر سیستم‌ساز» است

مردم از من می‌خواهند از پدر و مادر فوت شده‌شان برایشان خبر بیاورم

فرماندهی یک ضد انقلاب در جبهه

مقطعی از تاریخ را نوشتم که به چشم دیده بودم

«قاسم آهنین‌جان» شاعری که در سیل خوزستان لباس امداد پوشید

فرصت‌هایی که در رمضان تباه شد

فجایعی که تحت عنوان احضار روح رخ می‌دهد

قومیت های مختلف چگونه به استقبال رمضان می روند؟

جنگ، بدترین اتفاق دنیاست

سازمانی شدن فرهنگ تا چه میزان تأمین کننده اهداف مردم است؟

برخی از کشور‌های منطقه از پشت به فلسطین خنجر زدند

نسل جدید مبارزان فلسطینی متأثر از انقلاب اسلامی هستند

جوان نخبه‌ای که روز قدس در دفاع از حرم عمه سادات شهید شد

فیلم ببینید، اما تقلید نکنید!

«زندگی پس از زندگی» ثمره چندین سال پژوهش علمی است