بررسی ظرفیت و چالش‌های آموزش مجازی در گفتگو با محی‌الدین بهرام محمدیان؛
چه کرونا ادامه داشته باشد و چه کرونا ادامه نداشته باشد، بعد از کرونا کلاس های حضوری به امروز نخواهد رسید و مانند قبل کرونا نخواهد بود، لذا از الان باید طراحی کنیم که سیستم آموزشی بر مبنای IT باشد؛ یعنی مولفان کتب درسی که محتوا تولید می‌کردند دیگر روی کاغذ ننویسند که در چاپخانه چاپ شود.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ آموزش مجازی در ایام شیوع «کرونا» و اما و اگرها و مصایب آن، باعث شده است تا هم معلمان و برنامه‌ریزان آموزشی و هم خانواده‌های دانش‌آموزان، بیشتر از قبل به چند و چون این مدل آموزشی و پرورشی فکر کنند و درگیر آن شوند؛ اینکه چطور آموزش مجازی دنبال شود که هم سلامت جسم دانش‌آموزان در برابر بیماری کرونا تهدید نشود و هم سلامت روح و روان و سطح علمی آنها با آموزش مجازی تضعیف نشود، مهمترین بحث در حال حاضر است.

حجت‌الاسلام دکتر محی‌الدین بهرام محمدیان که سالیان متمادی مسئولیت دبیرکلی شورای عالی آموزش و پرورش و بعد از آن، معاونت وزیر و ریاست سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی این وزارتخانه را برعهده داشته، معتقد است روال آموزش حتی بعد از ریشه‌کنی کرونا هم سخت متاثر از آموزش مجازی خواهد بود؛ لذا از الان باید برای بهینه‌سازی این مدل آموزشی فکری اساسی شود.

مشروح گپ و گفت معاون اسبق وزیر آموزش و پرورش با «سدید» در ادامه می‌آید؛

آقای دکتر؛ به نظر شما، کیفیت آموزش مجازی چه میزان قابل اطمینان است؟ از یک طرف، آموزش مجازی در زمان کرونا اجتناب‌ناپذیر است و از طرف دیگر می‌دانیم که مشکلاتی را چه از جهت عادت‌های دانش آموزان و معلمان، چه از جهت مشکلات فنی اینترنت دارد. به طور کلی الان کیفیت آموزش مجازی در این شرایط چه میزان قابل اطمینان است و چقدر به عنوان سرمایه آموزشی می‌توان در نظر گرفته شود؟

برای پاسخ به این سوال، باید به خاطرات خودم مراجعه کنم؛ زمانی که من در شورای عالی آموزش و پرورش بودم، سند فناوری اطلاعات آموزشی در شورا بحث و تصویب شد. آن زمان، وقتی در موضع موافق و مخالف صحبت می‌کردیم و هم بعنوان اینکه این در آینده ضرورت اجتناب‌ناپذیر است، اصولی را بر این حاکم می‌دانستیم که اگر این اصول مخدوش شود فایده زیادی از این فناوری نمی‌بریم.

یکی از این بحث ها این بود که فناوری اطلاعات و ارتباطات آموزشی را بعنوان یک عنصر همراه با آموزش حضوری بپذیریم و این را مستقلاً استفاده نکنیم؛ حتی آن زمان می‌گفتند اگر از این استفاده کنیم، نسبت به عدالت آموزشی روی خوش نشان داده و آن را توسعه می‌دهیم. آن زمان پیش‌بینی من این بود در جاهایی که محرومیت داریم و زیرساخت ها فراهم نشده و ارتباطات برقرار نیست، انتقال بار آموزشی و تربیتی بر روی فناوری، تحمیل یک محرومیت مضاعف در مناطق محروم خواهد بود.

سال‌های قبل تلاش می کردیم معلمین فناوری را آموزش ببینند، خیلی استقبال نمی‌شد، اما حداقل این است که الان آموزش در محیط مجازی ،آموزش عمومی شده است. این یک قدم به جلو است که چون معلمین از دانش آموزان عقب تر بودند الان پا به پای آنها راه می روند

آن زمان گفتیم قدم به قدم جلو برویم و مدارس هوشمند را طراحی کنیم. انصافاً هم وزارت ارتباطات در این حوزه تلاش کردند و ضریب توسعه فناوری بالا رفت. ولی آن زمان این بحث وجود داشت که اگر بدون حساب و کتاب سمت فناوری برویم تحمیل محرومیت است؛ این در کنار آموزش حضوری بحث شد.

امروز که ناچاریم محیط آموزشی حضوری را محدود کنیم و سهم آموزش فناورانه را زیاد کنیم و در بستر مجازی آموزش افزایش یافته است، این معنا محل توجه باید باشد که متناسب با آن، زیرساخت ها فراهم شود و متناسب با آن محتوا، متون و روش های آموزش فناورانه را هم توسعه دهیم.

البته این ضرورتی بود که انجام دادیم و مانند کسانی که شنا بلد نیستند و در آب می‌افتند و دست و پا می‌زنند و یاد می‌گیرند، ما سال‌های قبل تلاش می کردیم معلمین ما آموزش ببینند، خیلی استقبال نمی‌شد، اما حداقل این است که الان آموزش در محیط مجازی ،آموزش عمومی شده است. این یک قدم به جلو است که چون معلمین از دانش آموزان عقب تر بودند الان پا به پای آنها راه می روند ولی هنوز به آن قاعده‌مندی لازم که چقدر باید توسعه دهیم و چطور عمل کنیم، نرسیده‌ایم.

نکته دیگر، تاثیرگذاری این آموزش در بستر فناوری است؛ یعنی نسبت به این امر که آموزش و تربیت ما موثر واقع شود هنوز تردید داریم؛ نه به این معنا که آموزش ارائه نمی شود، بلکه هنوز اخلاق و وجدان آموزشی در آموزش مجازی بارور نشده است.

یعنی پای کار بودن و از کار نزدن؟

بله. هم دانش‌آموزان ما و گاهی اوقات کسانی که می خواهند در این بستر کمک کنند احساس می‌کنند چون حضور معلم وجود ندارد، پس می‌توانند از زیر کار دربروند! یعنی الان برخی از آموزش ها اینچنین شده است. دانش آموز ما اعلام حضور می کند و بعدش نیست! اصطلاحا لفت هم نمی‌دهد، اما حضور هم ندارد.

نکته دیگر، تاثیرگذاری این آموزش در بستر فناوری است؛ یعنی نسبت به این امر که آموزش و تربیت ما موثر واقع شود هنوز تردید داریم؛ نه به این معنا که آموزش ارائه نمی شود، بلکه هنوز اخلاق و وجدان آموزشی در آموزش مجازی بارور نشده است.

من این مطلب را نه از دانش‌آموزان، بلکه در یکی دو وبیناری که شرکت کردم دریافتم که افرادی که حضور 40 نفره داشتند، ولی بحث و گفتگو که ایجاد می‌شد از مخاطب بخواهد مطلب را پیگیری کند و ادامه بدهد، متوجه می‌شود کسی نیست!

مثل آن شعر معروف که «هرگز وجود حاضر غایب شنیده ای، من در میان جمع و دلم جای دیگر است»، اینجا فهمیدم بسیاری اسمشان هست و خودشان در جای دیگری هستند. این وجدان، به معنای آموزشی و یا حضور آموزشی جدی نیست که این یکی از ضعف‌هاست؛ البته شاید به مرور، وقتی عادت به اخلاق شود این درست شود.

نکته سومی که وجود دارد این است که هنوز متون و منابع آموزشی ما مبتنی بر حضور دانش آموز طراحی شده است.

من این احتمال را می دهم که آموزش مابعد از کرونا، به آموزش قبل بازنگردد؛ یعنی شما یک مصاحبه ای با معلمین و دانش آموزان داشته باشید و ته دلشان را بپرسید، بسیاری می گویند ان شاالله کرونا برطرف شود ولی کلاس غیرحضوری ادامه یابد. این هم یک موضوع جدی است که اگر به آموزش های موثر در بستر مجازی برسیم، چه لزومی دارد که کلاس ها را به این تعداد ساعات به صورت حضوری داشته باشیم یا کلاس های متراکم داشته باشیم.

حالا اگر سهم این امر در آینده زیاد شد و این شرایط تداوم داشت، باید در این مدت سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و بخش های دیگر آموزش و پرورش، سراغ این بروند که محتوای آموزشی با شرایط متناسب با آموزش مجازی را تولید کنند که در این زمینه ما ضعف داریم و هنوز این کار را نکرده‌ایم. آن زمان که در سازمان پژوهش بر روی شبکه ملی مدارس ایران «رشد» کار می‌کردیم که محتواهایی آفلاین یا آنلاین را تولید کنیم، آن زمان این پیش‌بینی ما به این شدت و سرعت نبود.

کار اندکی انجام شد ولی بعد از آنکه اتفاق افتاد، آن جریان الان کاهش یافته است. معتقد هستم همین مسابقاتی که تحت عنوان تولید محتوای آموزشی در شبکه رشد داشتیم، باید آن را تعطیل نمی کردیم.

چرا این روند ضعیف شد؟

دقیق نمی‌دانم علت چه بود و دوستان به این امر اهتمام نکردند.

یعنی در سال‌های اخیر این اتفاق افتاد؟!

بله. من معتقد هستم بهترین روش این است که خود مصرف‌کننده ها تولیدکننده باشند. الان معلم های ما خودشان ITman شده‌اند و در زمینه فناوری اطلاعات متخصص شده‌اند، یک فراخوان داده شود تا معلمین و دانش آموزان و هر کسی که می تواند تولید محتوای آموزش الکترونیکی به زبان فارسی کند، از طرف شورای عالی فضای مجازی هم کمک شود تا تولید محتوا انجام شود.

یک زمانی بحث ما این بود که کتاب های منطقه ای داشته باشیم، الان تولید محتوای الکترونیکی راحت‌تر از تولید کتاب درسی منطقه ای است، اما باید نظارتی باشد تا این محتواها تولید شود که ما بتوانیم با همین بستر مناسب، محتوا تولید کنیم.

چه مرجع و با چه چارچوبی باید روی تولید محتوای الکترونیک نظارت کند؟

بر حسب قانون، سازمان پژوهش وزارت آموزش و پرورش باید این کار را انجام دهد. مگر اینکه تدبیر دیگری اندیشیده شود.

بر اساس اساسنامه سازمان می‌فرمایید؟

بله. قانون سازمان می‌گوید این کار وظیفه سازمان است، ولی اگر تدبیر دیگری مدنظر باشد، آن بحث دیگری است که یا بخش های غیردولتی را مکلف کنند با تهیه استانداردهای تولید محتوا که قبلاً این استانداردها تولید شده، این روند را رسمیت بدهند و توسعه دهند و نظارت کنند که الان با این سنگینی کفه آموزش مجازی، محتوا طبق آموزش مجازی ارائه شود.

الان در تلویزیون می‌بینیم که می گویند تا صفحه فلان آموزش داده می‌شود؛ در آموزش مجازی هم معلمین صفحه به صفحه با کتاب درسی جلو می‌روند. این سیستم آموزش از روی کتاب در صفحه مجازی، با صدای معلم همراه شده است. گاهی اوقات هم وب‌کم گذاشته شده که تصویر معلم هم دیده می شود که آفت هایی بر این نیز وجود دارد، اما اگر محتوا را بر مبنای آموزش مجازی بر پایه فناوری اطلاعات تولید کنیم متفاوت از اینی می‌شود که الان وجود دارد. اگر این می خواهد ادامه یابد باید آموزش ها مبتنی بر IT و ICT طراحی شود.

نکته دیگری که من الان در این آموزش ها می‌بینم، بحث فرایند کار است؛ یعنی الان درون‌دادهای ما چیست، فرایندهای آموزشی ما چگونه است و برون‌داد چه خواهد بود؟ این برون‌دادها باید سنجیده شود با ارزیابی دقیق، نه مچ‌گیرانه. الان بسیاری از دانش آموزان که امتحانات را برگزار می کنند مشورتی عمل می کنند یا کتاب را نگاه می کنند یا از والدین خود استفاده می کنند.

بالاخره طبیعت کار این است دیگر. نمی توان گفت از کتاب سوال می دهم و شما از کتاب جواب ندهید. احتمال این وجود دارد از کتاب نگاه کند و این قابل انکار نیست. معلمین هم می‌دانند که این کار انجام می شود و والدین هم می دانند این کار انجام می‌شود. حالا اگر مبتنی بر همین متن کتاب‌های درسی و مانند کلاس های حضوری ارزیابی انجام شود و از صفر تا 20 با این اعداد و ارقام ارزیابی کنیم و  بیسواد و باسواد تعیین کنیم، سر خودمان کلاه گذاشته ایم!

آینده خروجی این امر پا به پای خروجی کلاس های حضوری نخواهد بود. چون محتوای کتب بر اساس آموزش حضوری است، ولی روش تدریسش غیرحضوری و در فضای مجازی شده است. اینکه می گویم تولید محتوا باید بر پایه IT باشد، یعنی ارزشیابی ها هم باید بر پایه IT باشد. این به چه معناست؟ یعنی همه اینها را باید به رسمیت بپذیرید که کتاب باز باشد، مذاکره ای باشد، میزگردی باشد، مصاحبه‌ای باشد. همه اینها را بپذیرید و یک ارزشیابی مدونی را طراحی کنید که این پارامترها در آن لحاظ شده باشد.

یعنی بدانیم اگر دانش آموز کتابش را باز می‌کند، با چه منطقی پاسخ می‌دهد.

جریانِ‌آموزش دیگر به قبل ازکرونا برنمی‌گردد

آقای دکتر؛ با توجه به نکاتی که مطرح کردید، یک تصویر کلی از بایدها و نبایدهای آموزش مجازی چه از بعد برنامه‌ریزی مدیریتی و چه از بُعد اجرا بدست آمد. نکته دیگری که ناخواسته در آموزش مجازی وجود دارد و این هم به نوعی به روحیات آموزشی بچه های ما برمی‌گردد، بحث کاهش خلاقیت و قدرت کار جمعی است. یکی از مسائل آموزشی و تربیتی ما همین مسئله خلاقیت و ابتکار دانش آموزان و توان برای کار تیمی است؛ این چطور قابل حل است؟

ببینید، ما الان از یک ابزاری در فضای مجازی استفاده می‌کنیم و آموزش‌هایی را ارائه می‌دهیم که برای کلاس حضوری طراحی شده است. یک کتاب را به جای اینکه من در کلاس شما را ببینم و در کلاس با هم تعامل کنیم، صفحه کتاب را می‌خوانیم و می گویم فلان دانش آموز بخواند و فلان دانش آموز پاسخ دهد. همان کلاس را بدون سیما و فقط با صدا گذاشته‌ایم! در آزمون هم بر این اساس آزمون برگزار می‌کنیم و این آزمون‌ها و ارزشیابی‌ها هم اصلا سنجش ندارد! یعنی نه نمره کلاس مستمر که پیش‌بینی کرده‌ایم، می تواند باشد و نه نمره نهایی وجود دارد.

به همین جهت بیان می‌کنم که در این فرصت ها علاوه بر اینکه باید زیرساخت را توسعه می دادیم که شبکه شاد و اینترنت قطع نشود و همه را پوشش دهد و معلم راحت باشد، باید محتوای مبتنی بر IT و ICT تولید می‌کردیم. یعنی باید درس را مبتنی بر این طراحی می‌کردیم و در این طراحی باید پیش‌بینی می کردیم که دانش آموز در موقعی که در کلاس حضور دارد، برای اینکه غایب نباشد باید بتوانیم نوعی اداره شود که حضور فعال داشته باشد؛ یعنی کار تیمی و گروهی تقویت شود.

الان با وضعیت موجود چقدر این امر امکانپذیر است؟

این امکان پذیر هست، به این معنا که متولیان این کار این مسئله را شناسایی کنند؛ این تجربه ناشده نیست، در برخی جاها این تجربه شده است. زمانی تالارهای گفتگو یا همان چت‌روم را داشتیم، هر چند معدود بود. این چت‌روم ها و چت گروهی چگونه بود؟ چند نفر با هم کنفرانس می‌دادند و تعامل می‌شد. باید این را طراحی کنیم و معلم و دانش آموز خودشان تولید محتوا کنند. زمانی شعار می دادیم که مصرف کننده خود بهترین تولیدکننده است؛ یعنی دانش آموز و معلم تولید محتوا داشته باشند و به جای اینکه ساعت 8 صبح همه سرکلاس آنلاین حاضر باشند و اعلام حضور کنند و بعد لحاف را روی سرشان بکشند و بخوابند، تا ساعت 9 که معلم همچنان حرف می‌زند.

اگر این تعامل وجود داشته باشد، این فرد حضور دارد و خودش محتوا تولید می کند. در اینجا به جای اینکه معلم تدریس کند، می گوید فلان دانش آموز بحث را ادامه دهد و او با یک اسلاید یا کلیپ یا نموداری بحث را دنبال می‌کند و این فعال بودن است. یعنی خودم مطالعه داشته ام و بحث را فهمیده ام و در کلاس ارائه داده‌ام.

چه کرونا ادامه داشته باشد و چه کرونا ادامه نداشته باشد، بعد از کرونا کلاس های حضوری به امروز نخواهد رسید و مانند قبل کرونا نخواهد بود، لذا از الان باید طراحی کنیم که سیستم آموزشی بر مبنای IT باشد؛ یعنی مولفان کتب درسی که محتوا تولید می‌کردند دیگر روی کاغذ ننویسند که در چاپخانه چاپ شود. باید در کنار آنها متخصص های IT باشند و همان دانش را با مشارکت هم، تولید الکترونیکی کنند.

چه کرونا ادامه داشته باشد و چه کرونا ادامه نداشته باشد، بعد از کرونا کلاس های حضوری به امروز نخواهد رسید و مانند قبل کرونا نخواهد بود، لذا از الان باید طراحی کنیم که سیستم آموزشی بر مبنای IT باشد؛ یعنی مولفان کتب درسی که محتوا تولید می‌کردند دیگر روی کاغذ ننویسند که در چاپخانه چاپ شود. باید در کنار آنها متخصص های IT باشند و همان دانش را با مشارکت هم، تولید الکترونیکی کنند.

وقتی این تولید الکترونیکی اتفاق افتاد، اینها روش های فعال را انتخاب می‌کنند و پیش‌بینی می کنند در این کلاس گفتگو خواهد شد، پیش‌بینی می کنند در این کلاس باید چندرسانه یا مولتی مدیا ارائه داده شود. در ارزشیابی همین را قرار می دهند که دیگر تست چهارگزینه ای نباشد. معلم هم در سیستم گوگل روشی را طراحی می‌کند که بر همان اساس، سوالات را طراحی کند و به همان شیوه ارزشیابی صورت بگیرد.

یعنی الان باید بستر فراهم کنیم که این صدا، این گفتگو، این نوشتن، به نوعی به معلم منتقل شود و معلم ارزیابی کند، تا خود والدین اگر کنار دانش آموز می‌نشینند که ببینند چه می‌کند یا کمکی کنند، بدانند کارش در چارچوب اصول آموزشی است. این کمک های آموزشی را در ارزشیابی به رسمیت بشناسیم. روحیه گناه کردن را تقویت نکنیم. الان بسیاری از والدین به فرزندان خود کمک می کنند و از سوی دیگر ناراحت هستند که فرزندانشان بیسواد بار می آیند.

اما آن طراحی مبتنی بر آی‌تی طوری است که می گوید هر کسی را می خواهید بیاورید؛ چون بحث آموزش اینچنینی است و این را به رسمیت شناخته‌ایم که دانش آموز بخواند و بداند و بفهمد. باید از الان روی این مدل طراحی، فکر کنیم و دوستان ادامه دهند. یک زمانی به آقایان پیشنهاد کردم حاضر هستم این کار را انجام دهم. یعنی اصول کلی را بیان کنیم؛ البته من متخصص IT نیستم، اما می‌توان اصول کلی و روش را تبیین و روشن کرد.

یک شکاف تربیتی هم وجود دارد. همه این کارها را انجام دهیم باز شکاف تربیتی سر جای خودش باقی خواهد بود و آن، تاثیر کلاس های چهره به چهره است. تربیت به نوعی همراه با انتقال نفس به نفس است. باید زمینه های این حضور سه بعدی را در فضای مجازی پیش‌بینی کنیم. باید نوعی این فضا را طراحی کنیم که دانش‌آموزان مستغنی از این نباشند که معلم خود را ببینند، ولی فضا نوعی طراحی شود که سه بعدی باشد.

چطور در بازی های یارانه ای و زیارت های مجازی، این طراحی ها وجود دارد؟ این فضای سه بعدی باید به گونه ای طراحی شود که آن رفتارهای مطلوب تربیتی از دانش‌آموز سر بزند.

این امکان الان در ابزارهای الکترونیک وزارتخانه وجود دارد؟!

صحبت من الان بر سر وزارتخانه نیست؛ بلکه نظام آموزش و پرورش و نظام تعلیم و تربیت کشور است. آموزش و پرورش خیلی از امکانات را ندارد. ابتدا بیان کردم برخی دوستان عنوان می کردند کامپیوترها را خریداری کنیم و عدالت آموزشی راه بیندازیم؛ الان گزارش‌هایی که صداوسیما تولید می‌کند نشان می دهد فلانجا اینترنت وجود ندارد. الان برخی از دانش اموزان در شرایط سخت بالای کوه می روند تا بتوانند دسترسی به اینترنت داشته باشند که خطرات این خیلی بیشتر از تجمع در کلاس و کرونا هست.

ابتدا بیان کردم برخی دوستان عنوان می کردند کامپیوترها را خریداری کنیم و عدالت آموزشی راه بیندازیم؛ الان گزارش‌هایی که صداوسیما تولید می‌کند نشان می دهد فلانجا اینترنت وجود ندارد.

قبلا یک معلم به مدرسه می رفت تا 10 دانش آموز را در چند پایه تدریس کند والان در بالای کوه که خطرات زیادی را بهمراه دارد، دانش آموزان جمع می شوند تا دسترسی به آموزش داشته باشند. این نشان می دهد عدالت آموزشی با این حاصل نمی شود، اگر زیرساخت فراهم نشود.

اخیرا هم آقای وزیر آموزش و پرورش هم این نکته را بیان کردند که کلاس اول و دوم ابتدائی با روش آموزش مجازی امکانپذیر نیست.

این حرف بدان معنا است که رسانه مجازی هم محدودیت های خودش را دارد، جدای از این که در آموزش و پرورش برخی زیرساخت ها نیز وجود ندارد، اما وقتی وارد این عرصه شدیم باید سراغ آدم های قابل و توانمند برویم. مثلا شرکت های دانش بنیان باید وارد عرصه شوند، آقایان باید مسئله را عنوان کنند.

وقتی کتاب‌های هوشمند طراحی شد، بالاخره با گیر و دارهایی که وجود داشت کار تولید شد. کسی که این ایده را عملیاتی کرده، مالکیت فکری دارد. همه پول من نیست که بگویم این تولید شد و سودش را من می‌برم؛ مالکیت فکری هم وجود دارد. 10 سال قبل این کار شد. در برخی از استان ها اجرایی شد و بعد این پلت فرم را به مالزی فروختند؛ چون در داخل تحویلشان نگرفتند!

در یکی از دانشگاه ها حتی سالن های گفتگو و تدریس را بصورت مجازی طراحی کردند. در داخل کشور این استعداد وجود دارد و شاید من نشناسم؛ ولی حتما هست.

یکی از موضوعات هم این است که طرح مسئله کنند؛ تنگ‌نظری هم نکنند و بخواهند که شرکت های دانش بنیان این کار را انجام دهند.

/انتهای پیام/

 

 

ارسال نظر
نام:
* نظر:
* captcha: