پیام‌هایی به زبان موسیقی برای دولت‌ها؛
۴ سال قبل بود، کمی مانده به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و پس از آن انتخاب رئیس‌جمهور و استقرار دولت دوازدهم. «بارکد» اول در همان ماه‌های مانده به پایان دولت یازدهم منتشر شد.
به گزارش«سدید»؛ تعدادشان کم نیست، بسیارند و در خیابان دستفروشی می‌کنند. پشت چراغ قرمز، در میدان‌های شلوغ و خیلی جا‌های دیگر بساط می‌کنند تا بتوانند درآمدی کسب کنند. در سرما و گرما و شب و روز... این تصویر را همه در ذهن داریم و همین‌طور در یادمان مانده است که روزگاری نه چندان دور، همین یکی دو دهه گذشته تا چه اندازه از دستفروشی به عنوان معضلی اقتصادی و شغل کاذب حرف می‌زدیم. حالا، اما این موضوع هم شکل دیگری به خود گرفته است، هر چند دستفروشی هنوز همان‌قدر یک شغل کاذب محسوب می‌شود، و هر چند هنوز در خیابان‌ها و مترو و ... تلاش‌های نافرجامی برای برخورد با آن وجود دارد، اما کمتر این سؤال به میان می‌آید که چرا و چگونه این پدیده همه‌گیر شد و حالا تعداد زن‌ها و مرد‌های دستفروش روزبه‌روز بیشتر می‌شود.

این سؤال، اما پاسخ و یا پاسخ‌هایی دارد تا حدودی مشخص. حتماً اقتصاددانان و سیاستگذاران اقتصادی دلایلش را به‌خوبی می‌دانند و راه علاجش را هم، راه علاجی که سال‌هاست از آن حرف زده می‌شود، اما به وادی عمل که می‌رسد چندان اتفاقی رخ نمی‌دهد و تعطیلی کارخانه‌ها و رشد قاچاق و واردات بی‌رویه کالای خارجی و ده‌ها عامل کوچک و بزرگ دیگر باعث می‌شود در بر همان پاشنه بچرخد و اوضاع دشوارتر هم بشود. حالا به این سطور نگاهی بیندازید و به آن‌ها فکر کنید:

«ما تا به کار ایرانی و سرمایه ایرانی احترام نگذاریم، تولید ملی شکل نمی‌گیرد؛ و اگر تولید ملی شکل نگرفت، استقلال اقتصادی این کشور تحقق پیدا نمی‌کند؛ و اگر استقلال اقتصادی یک جامعه‌ای تحقق پیدا نکرد - یعنی در مسئله اقتصاد نتوانست خودش تصمیم بگیرد و روی پای خود بایستد - استقلال سیاسی این کشور تحقق پیدا نمی‌کند؛ و اگر استقلال سیاسی یک جامعه‌ای تحقق پیدا نکرد، بقیه حرف‌ها، جز حرف، چیز دیگری نیست. تا یک کشور اقتصاد خود را قوی نکند، پایدار نکند، متکی به خود نکند، مستقل نکند، نمی‌تواند از لحاظ سیاسی و فرهنگی و ... تأثیرگذار باشد.»

این جملات را رهبری روز اول فروردین ۱۳۹۱ بیان کرد و بعد از آن هم به‌طور مداوم از لزوم ارج نهادن به تولید ملی سخن گفت. چند سالی را هم با عنوان تولید ملی و مضامین مرتبط با آن نامگذاری کرد و از مسئولان و مردم خواست تلاش خود را برای ارتقای تولید ملی به‌کار بگیرند، تولیدی که مردم هم از آن حمایت کنند و نتیجه اصلی آن یعنی شکوفایی و استقلال اقتصادی بتواند روز‌های بهتر را برای ایران و ایرانیان رقم بزند.

رشد فرهنگی اقتصاد
براساس تعریف که اقتصاددانان، رشد اقتصادی عبارت از افزایش تولید یک کشور در یک سال خاص در مقایسه با مقدار آن در سال پایه است. پس رشد اقتصادی همانند رشد در جنبه‌های دیگر انسانی، باید در راستای افزایش کمّی و کیفی تولید و کالا‌ها و خدمات در یک جامعه باشد. جامعه نیازمند آن است که در همه ابعاد و سطوح از جمله از نظر اقتصادی، امروزش بهتر از دیروز و فردایش بهتر از امروز باشد. پس جامعه از نظر اقتصادی باید از رشد و تعالی مداومی برخوردار باشد که روزگار را برای مردم و کشور بهتر کند. از این رو تلاش می‌کند تا با افزایش تولید، وضعیت اقتصادی خود را از نظر کمیت و کیفیت بهبود بخشد و از دیروز بهتر باشد.

هر چند تلاش‌هایی صورت گرفت برای تحقق این امر و همه می‌دانیم کافی نبوده است. هنوز تلاش‌ها ادامه دارد و البته دیگر همه می‌دانیم این اتفاق از دو مسیر اصلاح مدیریت و فرهنگسازی در جامعه می‌گذرد. فرهنگسازی هم امری زمان‌بر و اتفاقی نیست که بتواند یک‌شبه رخ بدهد، اما هر چه زودتر و با برنامه‌ریزی و فهم بهتر آغاز شود، طبیعتا می‌تواند نتایج بهتر و سریع‌تری داشته باشد. نهاد‌های فرهنگی بسیاری تلاش کرده‌اند برای تحقق این فرهنگ‌سازی. در مواردی موفق بوده‌اند و در مواردی دیگر هم نه. اگر بخواهیم واقع‌بینانه حرف بزنیم، باید بگوییم آن‌طور که باید هنوز نتوانسته‌ایم از ابزار‌های دنیای جدید برای بیان نیاز‌های جامعه‌مان استفاده کنیم، اما خب از این هم نباید بگذریم که تلاش‌های موفق هم کم نبوده‌اند و برخی تولیدات تازه را هم باید اتفاقات خوبی دانست که در صورت ادامه مسیر، می‌توانند فرهنگسازی‌های مطلوبی انجام دهند.

دو «بارکد» به فاصله ۴ سال
۴ سال قبل بود، کمی مانده به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و پس از آن انتخاب رئیس‌جمهور و استقرار دولت دوازدهم. «بارکد» اول در همان ماه‌های مانده به پایان دولت یازدهم منتشر شد، نماهنگی که در آن نوجوانان سرودی می‌خواندند در حمایت از تولید ملی و تصاویر نماهنگ هم تلاش می‌کرد هم برای مردم انگیزه خرید تولید ملی را ایجاد کند و از طرف دیگر به دولت تازه‌ای که قرار است روی کار بیاید این را بگوید که خواسته‌های مردم چیست و جامعه نیازمند چه اتفاقاتی است تا تولید ملی رونق بگیرد و خانواده و جامعه ایرانی اوضاع اقتصادی و معیشتی بهتری را داشته باشد.

حالا هم که چند ماهی مانده تا برگزاری انتخاب بعدی و شکل‌گیری دولت سیزدهم، «بارکد» تازه‌ای منتشر شده تا این بار با قاطعیت بیشتری به دولت بعدی بگوید اوضاع اقتصادی مردم از چه قرار است و اهمیت ندادن به تولید ملی و کالای ایرانی چه تبعاتی را می‌تواند برای جامعه ایرانی داشته باشد. بارکد تازه نسبت به نمونه قبلی خود عمل‌گراتر است و نوجوانان در آن تلاش می‌کنند حرف‌ها و اعتراضاتشان را در یک اقدام مسالمت‌آمیز به گوش مسئولان برسانند و رویه موجود را عوض کنند.

آن‌ها معترض‌اند به اینکه تعطیلی کارخانه موجب بیکاری پدرانشان شده و زندگی‌شان را تحت‌الشعاع قرار داده است. برای همین هم با پلاکارد‌هایی که روی آن‌ها نوشته شده نه به کالای خارجی مقابل کارخانه می‌روند و خواهان بازگشایی‌اش هستند. اتفاقی که تحقق آن چندان هم دشوار نبوده و با یک مدیریت ساده می‌تواند به وقوع بپیوندد.

پیام‌های ساده، اما مهم و مؤثر
نماهنگ‌های بارکد اتفاق خوبی هستند، یک اقدام مهم، مؤثر و ساده برای فرهنگ‌سازی و جلب توجه مسئولان و مردم به سمت تولید ملی، امیدواریم تولید و انتشار آن ادامه پیدا کند و معضلات پیش روی تولید ملی را رفته‌رفته به شکل عمیق‌تری به مردم ارائه کند.

بارکد تازه حال تازه‌ای هم دارد و مسئولیت سنگین دولت بعدی را به او یادآوری می‌کند، اینکه مردم دیگر در انتظار یک اتفاق عملی‌اند، اینکه ایده‌های خوب و شعار‌های زیبا هر چند لازمه و مقدمه ایجاد هر تغییری هستند، اما نمی‌توانند به تنهایی کاری از پیش ببرند و اگر به عمل نرسند، گویی اصلا وجود نداشته‌اند...

نکته مهم‌تر، اما این است که موسیقی با پی گرفتن چنین رویکرد‌هایی دوباره به ابزاری مهم برای ایجاد تغییر در جامعه تبدیل خواهد شد، دوباره ابزار بیان معضلات و مشکلات شده و از صرفاً عاشقانه بودن فاصله می‌گیرد. در یک دهه گذشته موسیقی در کشورمان بیشتر عاشقانه بوده و به عنوان ابزار چندان مؤثری برای فرهنگسازی و ایجاد تغییر و گوشزد کردن مسائل کمتر جدی گرفته شده است. بارکد، دیده شدن آن و توجه به این دست از آثار نشان می‌دهد جامعه هنوز تشنه دیدن و شنیدن آثاری است که دردهایش را بیان کند و امید فردای بهتر را هم در خود داشته باشد؛ و این دقیقاً دو نکته‌ای است که در بارکد‌ها دیده می‌شود؛ و همان‌طور که گفتیم باز باید تأکید کرد یکی و دو تا کم است، لطفاً نمونه‌های بیشتر و با سرعت انتشار بیشتر، با همین کیفیت و چه بسا برنامه‌ریزی برای بهتر از این. باید این فرهنگ‌سازی‌ها را سرعت بخشید تا مسئولان و مردم کنار هم یاد بگیرند، به هم یادآوری کنند و تلاش برای داشتن فردایی بهتر.

انتهای پیام/
ارسال نظر
نام:
* نظر:
* captcha:

هوای این روز‌های همرزم حاج‌قاسم

نطفه استقلال‌یابی با مجید شاه‌حسینی

بازدیدکنندگان این دوره جشنواره موسیقی کمتر از یک قسمت سریال ضعیف

ترکتازی انگلستان، به موازات تضعیف دولت قاجار

سازنده پل وحدت با لباس جهاد به استقبال شهادت رفت

نگاه غرب به زن یک نگاه کالایی و ابزاری است

جایزه کتاب سال، کارنامه نشر و کتاب ایران است

به تاریخ وفادار ماندیم

دوست دارم فقط یک روز طعم زندگی در کنار بابا را بچشم

مرز الگوبرداری و کپی برداری برنامه‌های تلویزیونی کجاست؟

«روز‌های ابدی» ماندگار می‌شود مثل «طوفان شن»

کامکار: بستر زردی، چون اینستاگرام هنر را به ابتذال می‌کشد

چرا رضاشاه به سمت تغییر فرهنگ ایران رفت؟

مکتب تاریخ‌نگاری مشروطه؛ کاستی‌ها و آفات

شهادت محمد در سوریه تداوم راه برادرانش در گنبد و فتح‌المبین بود

کپی کاری مسابقات تلویزیونی بدون خلاقیت بومی سازی

«هنرمندان مردمی» کجای صف واکسن کرونا هستند؟

جای «دادستان» در تلویزیون خالی بود

فرمانده خستگی ناپذیر

اجر مجاهدت‌های مصطفی شهادت بود

قرنی که با انقلاب شعری نیمایوشیج در سال ۱۳۰۰ آغاز شد

حکایت عزل رضاخان و نصب فرزندش با اراده انگلستان

سکوت تلویزیون نسبت به یک توهین عجیب

موسیقی خراسان چراغ جشنواره را روشن کرد

دانشگاه‌هایی داریم که به نگارگری آسیب می‌زنند

فیلم «اینجا هم باران می‌بارد» در بستر مسائل اجتماعی ساخته شده است

عهدی که اصغررا همنشین همیشگی یک شهید کرد

واکنش شاه و وابستگان به حکومت به یک قیام

مرور و پاسخ به برخی شبهات جشنواره فیلم فجر

چرا سمفا سامانه خوبی برای فروش بلیت‌های جشنواره نبود؟