امیدوارم دوباره تئاتر را به تلویزیون بیاورم؛
کارگردان هنری "محله برو بیا" و بسیاری از تئاتر‌های تلویزیونی تأکید کرد: ما از تلویزیون انتظار دانشگاه داشتیم، اما سطح فرهنگی‌اش نازل و سطحی شده است.
به گزارش «سدید»؛ سال ۱۳۴۳ با تئاتر تلویزیونی ضحاک ماردوش فعالیت هنری‌اش را آغاز کرد، هنرمندی که در سال ۱۳۵۳ در رشته بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشکده هنر‌های دراماتیک تهران فارغ‌التحصیل شد و او را به‌عنوان کارگردان مؤلفی در عرصه تئاتر‌های تلویزیونی می‌شناسند.

یکی از خلأ‌های مهمی که مدت‌هاست در تلویزیون وجود دارد؛ انتقادی که تئاتری‌های اصیل این روز‌ها دارند و خصوصاً در روز‌های کرونایی می‌توانست هم کنداکتور را متنوع‌تر و فرهیخته‌تر کند و هم تئاتری‌ها در این روزگارِ تعطیلی کرونایی و مشکلات اقتصادی و معیشتی، خانه‌نشین نبودند.

البته در هفته‌های اخیر شبکه چهار جمعه‌ها را اختصاص داده است به بازپخش برخی از تئاتر‌های تلویزیونی؛ اتفاقی که می‌توانست همراه با تولید‌های جدید اتفاق بیفتد، موقعیت خوب نمایشی که جایش در سبدِ کنداکتوری تلویزیون احساس می‌شود؛ البته بخش عمده‌ای از انتقاد‌ها هم به بی‌توجهی و رفتارِ سطحی با تئاتر در صداوسیما است که بسیاری از کاربلد‌های این حوزه همان موقع به‌خاطر شرایط مالی ضعیفِ تئاتر‌های تلویزیونی، نمی‌پذیرفتند با تله‌تئاتر‌ها همکاری کنند.

وقتی از دست‌اندرکاران تلویزیونی هم این موضوع را پیگیری کردیم آن‌ها هم می‌گویند "ما دغدغه ساخت تله‌تئاتر و یا تئاتر تلویزیونی را داریم"؛ احتمالاً همان ماجرای برخی از کارگردانان که می‌خواهند سریال بسازند متن را هم ارائه می‌دهند، اما با این عبارت مواجه می‌شوند: "اسپانسر بیاورید! ".
به‌سراغ داریوش مؤدبیان رفتیم که کارنامه موفقی در زمینه ساخت تئاتر‌های تلویزیونی دارد، او هم مثل برخی اعتقاد دارد باید از مدیران پرسید که چرا تلویزیون به‌سراغِ ساخت تئاتر‌های تلویزیونی نمی‌رود.

داریوش مؤدبیان این روز‌ها کمتر در تلویزیون حضور دارد و تا قبل از شیوع کرونا بیشتر او را روی صحنه‌های تئاتر همراه با گروهی از بازیگران بااستعداد می‌دیدیم، هنرمند مؤلفی که وقتی دست به قلم می‌شود کاری مثل "بوی پیراهن یوسف" را می‌نویسد و یا در تلویزیون کار‌های ماندگاری مثل "باجناق‌ها" و یا "محله برو بیا" و "محله بهداشت" را از او به‌یاد می‌آوریم.

سریال، تلویزیون، صدا و سیما، تئاتر.
سریال , تلویزیون , صدا و سیما , تئاتر ,
احیای گروه تئاتر استاد انتظامی و نصیریان

مشروح این گفتگو را در ادامه بخوانید:

* موضوع ما تئاتر تلویزیونی است؛ ابتدا برای مخاطبان ما بفرمایید این روز‌ها بیشتر چه‌کار‌هایی می‌کنید.
همه ما در منزلیم و کارمان را در منزل پیش می‌بریم. قبل از شیوع کرونا با گروه تئاتر مردم، نمایش‌هایی را آماده می‌کردیم و در موزه استاد انتظامی روی صحنه می‌بردیم. از سال ۹۳ با نظر خود استاد انتظامی و آقای نصیریان این گروه را که پیش از این منتسب به این دو هنرمند بود احیا کردیم.

هنرمندان بااستعدادی جذبِ این گروه شدند و تا سال گذشته هر سال ۳ تا ۴ نمایش روی صحنه داشتیم، روز‌هایی را هم به نمایشنامه‌خوانی اختصاص می‌دادیم و بعد از شیوع کرونا، کار تعطیل شد، البته کوشش‌های دوباره‌ای کردیم تا جلساتی به‌صورت آن‌لاین باشد.

* یعنی نمایش آن‌لاین خواهید داشت؟
از گروه ما خواستند و ما گفتیم تمرینات‌مان را با رعایت پروتکل‌های بهداشتی شروع کنیم. گروه ما تعدادی داستان‌های چخوف را در قالب چخوف‌خوانی ضبط می‌کنند و روی صفحه‌های اجتماعی موزه پخش می‌شود، البته مجموعه طنزآوران جهان را به جلد هفدهم رسانده‌ام و جزو کتاب‌های معتبری است که خواهان زیادی دارد.

دلیل غیبت در تلویزیون

* چرا در تلویزیون غیبت‌تان طولانی شده است؟
من در تلویزیون کار ساخت تئاتر تلویزیونی می‌کردم که سابقه‌اش مشخص است، البته مدت کوتاهی است تلویزیون همان کار‌های قبلی را فقط پخش می‌کند، میان این کارها، تئاتر‌هایی هم وجود دارند که من ساخته‌ام. اعتقاد دارم درباره ساخته نشدن تئاتر‌های تلویزیونی باید از مدیران سؤال کنید که چرا این کار را نمی‌کنند، حتماً در سیاست‌گذاری‌هایشان تولید تئاتر‌های تلویزیونی در اولویت نیست.

کسانی که عمرشان را برای تلویزیون گذاشته‌اند؟!
اصراری نیست کار تئاتر می‌کنم و وقتم را برای نگارش می‌گذارم. در تلویزیون مدت‌ها است کار نکرده‌ام و باید از آن‌ها سؤال کنید "چرا کسانی که عمرشان را در تلویزیون گذاشته‌اند و کار‌های موفقی در کارنامه‌شان دارند که الآن دوباره پخش می‌شود نیستند؟ "، مصداق بارز آن "باجناق‌ها" که سال ۱۳۶۵ کار کردیم و برای چندمین بار به آنتن رسیده است.

باید سؤال شود
سال ۱۳۶۵ این کار تولید شد و الآن در سال ۱۳۹۹ شاهدیم شبکه‌های گوناگون روی آنتن می‌برند یا مجموعه "پرده عجایب" را شبکه چهار روی آنتن می‌برد که سال ۱۳۷۸ ساخته شد. "محله برو بیا" و "محله بهداشت" هنوز هم بیننده‌های زیادی دارند، باید سؤال شود؛ کسانی که طراح این کار‌ها بودند چرا کمرنگ‌اند؟

باید به‌سمت کار‌های ماندگار برویم

* همین سریال‌ها و کار‌هایی که شما به آن اشاره کردید که چند بار هم پخش شده است و دوباره هم پخش می‌شود مخاطب دارد؛ چرا این اتفاق برای امروز مجموعه‌های تلویزیونی و برنامه‌ها و مسابقه‌های صداوسیما نمی‌افتد؟
جای بحث و بررسی دارد. من سال‌ها به‌عنوان پژوهشگر و مدرس با تلویزیون ارتباط داشته‌ام و این ارتباط هنوز هم ادامه دارد. روند تولید به سیاست‌های کلان وابسته است و باید ایده‌پردازی‌ها و اندیشه‌ورزی درست اتفاق بیفتد تا کالای مصرفی فرهنگی ما از شکل روزانه‌ای به ماندگاری برسد، همچون کار‌هایی که بار‌ها پخش می‌شوند و بیننده خودشان را دارند.

متأسفانه بسیاری از تولیدات تلویزیونی به‌اجبار دچار مصرف روزانه شده‌اند، مثل گزارش‌های خبری و برنامه‌های تلویزیونی و گفتاری که در آرشیو رسانه ملّی قرار دارند، حتی مجموعه‌های مناسبتی که روی آن‌ها سرمایه‌گذاری می‌شود و عموماً دو سه بار بازپخش در روز بعد دارند، اما آن‌طور که باید و شاید دیده نمی‌شوند و سودآوری تلویزیون را پایین می‌آورند.

چرا که از آن بازپخش‌های مجددِ برخی از کار‌های قدیمی تلویزیون سود می‌برد؛ چون بیننده‌اش را دارند. باید به‌سمت کار‌های ماندگار و فاخر حرکت کنیم و آن‌ها را تولید کنیم. وقتی "سربداران" و "هزاردستان" پخش می‌شوند برای مؤلف و تولیدکننده پرداختی ندارند، یا محله "برو بیا" و "محله بهداشت"؛ این نوع کار‌ها که در پخش مجدد بیننده دارند و مورد استقبال قرار می‌گیرند برای تلویزیون سود دارند.

چرا نتوانستند کار‌های مشابه "محله برو بیا" موفق شوند؟

* واقعاً رمز ماندگاری‌شان در چیست؟
این برنامه‌ها مثل "محله برو بیا" و "محله بهداشت" زمانی ساخته شدند که دوران جنگ بود؛ امکانات و شرایط خوبی برای تولید وجود نداشت، اما رزمندگان ما نیاز به روحیه داشتند و پشت جبهه را باید قوی نگه می‌داشتیم، این برنامه‌ها باید با تأثیر و جذاب تولید می‌شدند و نیاز به شلوغی‌های کاذب نداشت.

بعد از "محله برو بیا" و "محله بهداشت" برنامه‌ها و مجموعه‌هایی ساخته شده است و هنوز هم ساخته می‌شود که وجه شباهت دارند، اما نتوانستند مثل همان برنامه‌ها ماندگار شوند، به همین خاطر است که کودکان رغبت چندانی نشان نمی‌دهند؛ در صورتی که مفصل‌تر از آن برنامه‌ها ساخته شدند. آن موقع هم امکانات کمی داشتیم و هم دستمزد‌ها پایین‌تر بود، دکور‌هایی که می‌ساختیم به دکور‌های پرزرق‌وبرق و گران‌قیمتِ تعجب‌برانگیز امروز برخی از برنامه‌ها نمی‌رسد.

ما از تلویزیون انتظار دانشگاه داشتیم

* بسیاری اعتقاد دارند که تلویزیون این روز‌ها دچار رفتار‌های عوامانه شده است، نظر شما دراین‌باره چیست؟
این مسائل بیشتر باید بررسی شود؛ بیشتر هیجان‌های کاذب القا می‌کند؛ من کودک نیستم و سنی از من گذشته است و باید دنبال اندیشه‌های جدید و نگاهِ نو باشم. ما از تلویزیون انتظار دانشگاه داشتیم، به‌نظرم می‌آید سطح فرهنگی‌اش نازل و سطحی شده است. از گفتارِ یک گوینده تا اجرای یک مجری می‌توان به این نکته رسید که چقدر پر از ادا و اصول شده‌اند، همان رفتار‌های عوامانه‌ای که شما اشاره کردید؛ در واقع سطحی‌انگاری و سطحی‌نگری حادث شده است.

همه این تقصیر‌ها گردنِ رادیو و تلویزیون هم نیست؛ من به‌عنوان استاد و یا آموزگار اجتماعی هم مقصرم؛ باید درباره این موضوع‌ها بدون رودربایستی و تعارف صحبت کرد.

تولید تئاتر‌های تلویزیونی جدید

* آیا به‌خاطر این شرایط کرونایی و بیکاری تئاتری‌ها، تلویزیون نمی‌توانست شرایطی فراهم کند تا این هنرمندان، در قالب تولیدات تئاتر تلویزیونی حضور پیدا کنند؟
بار‌ها پیشنهاد کردیم خصوصاً وقتی از اسفندماه ماجرای کرونا به اوج خودش رسید و به‌نظر می‌آمد وارد این دوران می‌شویم، همه خوشبینانه می‌گفتند "این شرایط یک یا دو ماه دیگر تمام می‌شود. "، اما هنوز مشخص نیست شرایط کرونایی تا چه‌زمانی ادامه خواهد داشت، حتی پیشنهاد‌های عملی داشتیم؛ با بازگشت تئاتر‌های تلویزیونی به آنتن که بازپخش همان کار‌های قبلی است، می‌توانستند کار‌های جدیدی را تولید کنند و کنار این گنجینه غنی، قرار دهند، هم آن کار‌های قبلی را پخش کنند و هم این کار‌های جدید را.

البته مثلِ خیلی از فیلم‌های سینمایی که پخش می‌شوند و درباره آن‌ها صحبت می‌شود شایسته است طراحی داشته باشند و بعد از پخش تئاتر‌های تلویزیونی هم چنین نشست‌هایی در تلویزیون داشته باشند، این کار باعث می‌شود سرمایه‌های تلویزیون هم بهتر دیده شود و به سمع و نظرِ مردم برسد.

چرا مؤدبیان بازیگری را ادامه نداد؟

* بسیاری اعتقاد دارند چرا آقای مؤدبیان بازیگری را ادامه نداد؟
کار خوب را دوست دارم که وجوه مختلفی دارد. ممکن است هرکسی نظری درباره کار خوب داشته باشد، اما برای من از هرچیزی مهمتر متن است. برخی می‌گویند متن، کارگردانی و گروهِ خوب مهم نیست فقط دستمزد اهمیت دارد، اما برای من اول متن و شخصیت قابل توجه است، چه شخصیتی را بازی کنم، چه متن و وقتی را باید اختصاص دهم، بازیگری فقط خود را نشان دادن نیست، بلکه یک مکتب است.

بعد از کرونا و بازگشت به تلویزیون

* کرونا تمام شود می‌توانیم منتظر بازگشت داریوش مؤدبیان به تلویزیون باشیم؟
من امیدوارم هرچه زودتر برای همه فراهم شود؛ شرایط عادی شود، تجربه‌ها و درس‌هایی را که از کرونا گرفتیم نباید فراموش کنیم، باید بیش از گذشته کنار هم باشیم و مهرورزی را فرهنگ‌سازی کنیم، کار اصولی را در دستور کارمان قرار دهیم؛ من حتماً کار تئاتر و گروهم را دنبال خواهم کرد، چون کار‌هایی را ترجمه کرده‌ام که می‌توانند اجرا شوند. در این سال‌ها کار‌هایی را پیشنهاد دادم و فکر می‌کنم با تجربیاتی که در این سال‌ها پیدا کرده‌ام خیلی بهتر از سال‌های گذشته می‌توانم تئاتر تلویزیونی بسازم، امیدوارم به دغدغه‌های من پاسخ دهند و بتوانم تئاتر را به تلویزیون بیاورم.
 
انتهای پیام/
ارسال نظر
نام:
* نظر:
* captcha:

نقش آمریکاو انگلیس در جنگ تحمیلی

شعر انقلاب با پذیرش قطعنامه از تب و تاب افتاد

افغانستان فقط طالبان نیست

«خون غزل» از چه زاویه‌ای به زندگی شهید نواب می‌پردازد؟

جشنواره اسباب بازی؛ رویداد گمشده

تأثیر متقابل سینماونقاشی انکارشدنی نیست

خبری از برگزاری کنسرت‌ها در شهر تهران نیست

۱۰ فیلم کنجکاو ‌برانگیز

جزییات «نون. خ۳» از زبان سعید آقاخانی

ضدحمله گاو‌های بورس تجسمی به حواشی استاد پرحاشیه

خانواده فراموش شد و همه‌چیز لاکچری شد!

تعبیر پیامبر صلوات الله علیه از یک حکم قرآنی

از شگفتی‌سازان حراج تهران تا رکوردهای تازه

سینمای ایران چرا «افسرده» است؟

به بن‌بست رسیدن راهبرد کشتن و سوزاندن!

مهم‌ترین دلیل کمبود فیلم‌های دفاع مقدس عدم‌حمایت از این فیلم‌هاست

دوست دارم مردم تلویزیون ببینند نه ماهواره!

حامیان مالی نمایندگان ملت آمریکا چه کسانی هستند؟

نقش آیت الله مصباح در تقویت بنیه فکری جوانان انقلابی

شاه، غرب را به خیانت متهم می‌کرد

از حضور ۲۳ فیلم اولی تا داور‌هایی که روزی ۴ فیلم می‌بینند

«باخانمان»، قصه تلخ و شیرین آدم‌های امیدوار

ماجرای یک ممنوع‌الکاری عجیب

اعتمادیان مصداق بارز خیراندیشی بود

چرایی حضور ایران در سوریه!

برای ساخت فیلم ملی و ضدنژادپرستی تنهایم گذاشتند

هیجان جشنواره فجر برای آشتی مردم با سینما

سهم بالای فیلم‌اولی‌ها در ویترین جشنواره سی‌ونهم

جای ادبیات کلاسیک ایران در بازار ارمنستان خالی‌ست

تکیه به دیواره فرهنگِ غلط انیمیشن‌های غربی