جمهوری اسلامی ایران تا چه میزان در تحقق طرح‌های تحولی موفق عمل کرده است؟
عمق طرح تحول انقلاب اسلامی ریشه در ایده توحید محوری دارد، به دنبال این ایده، طرح اسلامی سازی از نوک پا تا فرق سر رقم می‌خورد؛ ده‌ها عنوان تحولی وجه تمایز انقلاب اسلامی ایران با دیگر انقلابات است. اکنون و با گذشت چهار دهه از ایده حاکمیت الله ما تا چه حد در تحول آفرینی‌های خود موفق بوده ایم؟

گروه راهبرد «سدید»؛ مقوله جابه جایی قدرت در دنیا أمر رایجی است که به وفور از طرق گوناگون همچون کودتا، رفراندوم، انتخابات، انقلاب، جنبش های آزادی بخش، شورش های مردمی و... رخ داده است. وجود طرح تحول وضع موجود جزء لاینفک همه این جابه جایی هاست اما چیزی که به نظر انقلاب اسلامی سال ۵۷ را متفاوت از دیگر تحولات می سازد، عمقی است که در طرح تحول آن وجود دارد. طرح تحول ها گاهی در حد جابه جایی اشخاص و باند های قدرت محدود شده و گاهی به صورت عمیق تر به تغییر مدل حکمرانی(برای نمونه تغییر از مدل پادشاهی به جمهوریت) می انجامد اما آخرین و عمیق ترین منزل تحول که انقلاب اسلامی ایران در آن منزل گزید، تحول تمدنی و تغییر در نوع نگاه بشر به عالم و آدم بود. این معنا را می توان وجه تمایز انقلاب  اسلامی ایران با تمام جابه جایی های قدرت طی چند سده اخیر دانست.

انقلاب اسلامی، طرحی از اجمال به تفصیل

کشور های متعددی علی الخصوص با ورود به دوران مدرن و سرعت یافتن تحولات، شاهد دگرگونی های انقلابی بوده اند، اما به سختی بتوان انقلابی را یافت که در دل خود طرح تحول سبک زندگی، الگوی حکمرانی، تحول در علم،  تحول در ساختار ها و محتواهای آموزشی و ده ها تحول دیگر را پرورانده باشد. ممکن است در ابتدا چنین تصور شود که در ادبیات مولد انقلاب آنهم در بحبوحه شکل گیری آن شاهد طرح عمده این عناوین نبوده ایم اما باید گفت که طرح چنین عناوین تحولی با ادبیات تولید شده برای شکل گیری انقلاب، نسبت اجمال به تفصیل را دارد. به عبارت دیگر، در حقیقت نسبت پروژه امام خمینی(ره) با پروژه فعلی آیت الله خامنه ای را می توان نسبت اجمال به تفصیل دانست. ایده حاکمیت گسترده اسلام، اسلام توأمان دنیایی و آخرتی، اسلام در صحنه که ادبیات آن توسط امام خمینی تولید و مولد انقلاب گشت، اجمالی است که تفصیل آن را باید در طرح ها و عناوین تحولی همچون تحول در آموزش و پرورش، تحول در دانشگاه و حوزه، تحول در علم، تحول در مدل حکمرانی و ده ها تحول دیگر دانست.

ریشه تفاوت ها

همانطور که گفته شده وجه تفاوت انقلاب اسلامی با دیگر انقلاب ها را باید در عمق تحول خواهی آن جستجو کرد، اما ریشه و سر این وجه به نظر استقرار در عقیده دارد. به عبارت دیگر کمتر انقلابی را بتوان یافت که مبتنی بر عقیده شکل یافته باشد. در یک طیف بندی از سطح به عمق، می توان سطحی ترین تحولات را کودتاهای مبتنی بر افزون خواهی و قدرت طلبی دانست، چراکه این کودتا ها، علی الخصوص در دوران معاصر با هدف حفظ ساختار موجود قدرت به نفع نظام سلطه شکل گرفته و از آنجا که فاقد ایئولوژی عمیقی است، هرگز به تحولی ژرف نمی انجامد. در سطح بعدی انقلابات مبتنی بر مسئله قرار دارد، مسائل کارگری، فقر و فلاکت، ظلم و ... همگی می تواند مولد انقلاباتی شود که عمق تحول آن بیشتر از کودتاهای نظامی خواهد بود. این انقلابات می تواند منجر به تغییر ساختار ها شود اما به نظر خود آنها کمتر می توانند مولد ساختار باشند بلکه عمدتا از ساختار های موجود گزینش کرده و از آنجا که این انقلابات فاقد قدرت ادبیات سازی و پرورش نیرو هستند، با فاصله نسلی دچار انحراف شده و بعضا در دامان قدرت های سلطه جو قرار می گیرند. لایه عمیق تر تحولات، به انقلابات مبتنی بر عقیده و ایدئولوژی بر می گردد. در واقع گره خوردن مسائل و مشکلات با عقیده و ایدئولوژی می تواند عمیق ترین سطح از تحولات را رقم بزند. برای نمونه انقلاب  کمونیستی اکتبر 1917 شوروی و انقلاب اسلامی سال 57 دو نمونه بارز انقلابات مبتنی بر عقیده هستند. این موضوع علی الخصوص هنگامی که در خصوص عقیده ای با وسعت فراوان همچون اسلام مطرح می شود، شدت بیشتری پیدا می کند. قیام برای کسب قدرت، قیام برای رفع فقر و قیام برای حاکمیت الله، سه سطح از تحول را رقم می زند که غیر قابل قیاس با یکدیگر است.[1]  هدف انقلاب اسلامی ایران در ادبیات امام خمینی، برافراشتن برچم توحید بر قلل رفیع عالم معرفی شد، این هدف به دنبال خود تحولاتی را طلب می کرد که دور از تخیل انقلابات دیگر قرار می گرفت، در نتیجه طرح های تحولی در زمینه های مختلف علمی، حاکمیتی، فردی و جمعی چیزی بود که تنها از این انقلاب و این ایده بر می آمد.

انقلاب اسلامی تا چه حد در طرح تحول خود موفق بوده؟

پرسشی که ما در این پرونده قصد ورود به آن را داریم این است که جمهوری اسلامی، با گذشت چهار دهه از عمر خود، تا چه میزان در تحقق طرح های تحولی که مطرح نموده موفق عمل کرده است؟ به عبارت دیگر ایده حاکمیت الله به اجمال در اول انقلاب مطرح گشت و سپس در ادامه خود را  در پروژه های اسلامی سازی متبلور ساخت تا چه در تحول خود موفق بوده است؟ از همین رو در ادامه به سراغ پنج عنوان تحولی زیر رفته تا از میزان موفقیت و شکست آن طی این چهار دهه پرسش کنیم:

۱: طرح تحول نهاد علم، اسلامی سازی دانشگاه ها

۲: طرح تحول نهاد دین، حوزه انقلابی و حلال مسائل انقلاب

۳: طرح تحول نهاد آموزش همگانی، آموزش و پرورش توأمان

۴: طرح تحول در علم، ساخت علم دینی و بومی

۵: طرح تحول در الگوی حکمرانی، مدیریت مردم محور

 

[1] باید متذکر شد که این سه سطح به یکدیگر در تضاد نیستند، به عبارت دیگر قیام برای الله می تواند در دل خود مبارزه با فساد، ظلم، محرومیت زدایی و ... را نیز داشته باشد.

/انتهای پیام/

ارسال نظر
نام:
* نظر:
* captcha: