بیش از چهار دهه از عمر سینمای ایران اسلامی می‌گذرد؛ اما به دلایلی نه رنگی از ایرانی بودن دارد و نه بویی از اسلامی بودن، سینمای ما برای رسیدن به سینمایی اسلامی و ایرانی نیازمند یک خانه‌تکانی اساسی در نوع نگاه و اندیشه‌ای دارد که به آن تحمیل شده است.

به گزارش فرهنگ سدید؛ رسم خوش‌آیند خانه‌تکانی در روزهای پایان سال از رسوم قابل احترام ملی ماست که ریشه‌ای دیرینه دارد. رسمی که می‌تواند در جاهای مختلف و با شکل‌های گوناگون نمود پیدا کند. یکی از جاهایی که نیازمند خانه‌تکانی است، سینمای ایران است که سال‌ها با آلودگی‌های متعددی دچار زنگار شده و باید با همت مدیران فرهنگی صیقل داده شود.

سینمای ایران که می‌توانست به کانون توجه مخاطبان جهان تبدیل شود، بیشتر نقش ویترینی را بازی می‌کند که جز سیاهی و نخوت ایران، چیزی برای عرضه کردن ندارد. اگر هم سینماگران ما جوایزی کسب کرده‌اند، بیشتر به‌خاطر همین سیاه‌نمایی‌ها و تلخ اندیشی‌هایی است که غربی‌ها به آن علاقه فراوانی دارند.

هیچ‌چیز مانند فیلمسازان داخلی که با تقبیح کشور خود در آثارشان روی فرش قرمز جشنواره‌های خارجی راه می‌روند، سینمای ما را ملوث نکرده است؛ چرا باید در شرایط امروز ایران که مورد حمله رسانه‌های بیگانه قرار دارد، فیلم‌سازان منفعل ما فقط به دیده‌شدن از همان رسانه‌های معاند فکر کنند.

گویا نهادهای فرهنگی ایران که با پول و سرمایه مردمش ارتزاق می‌کنند، طوایف خودمختاری هستند که مردم را بدهکار خود می‌دانند و به‌همین سبب تعهدی نسبت به آن‌ها در خود احساس نمی‌کنند. در جشنواره فیلم فجر سی و هشتم با آثاری مواجه بودیم که جز نام‌های شخصیت‌ها و دیالوگ‌هایی که به زبان فارسی ادا می‌شوند، نشانی از ایرانی بودن در آن‌ها دیده نمی‌شد.

اغلب این آثار نه نشانی از درد مردم دارد و نه حتی به زندگی آن‌ها نزدیک شده است؛ بنابراین سال ۱۳۹۹ باید سال دگردیسی سینمای ایران باشد، سالی که باید یک نوزایی بنیادین در آن اتفاق بیافتد تا جشنواره سی و نهم فجر، رویدادی متفاوت‌تر از قبل باشد. رسیدن به این جایگاه بعید نیست به شرط آنکه خانه‌تکانی اساسی و گسترده‌ای در فضای فرهنگی ما صورت بگیرد.

مسلماً افکار آلوده و مسموم بیشتر از زباله‌هایی که در گوشه کنار از نظر دور مانده خطرآفرین است. سینمای ایران برای خروج از انفعال و رخوتی که دچار آن شده است، ناگزیر است که دست به این خانه‌تکانی بزند، بنابراین نه مدیران فرهنگی نالایق و نه فیلمسازان معلوم‌الحال مزدبگیر، نمی‌توانند در قاب سینمای ایران جایی داشته باشند.

حذف چنین فیلمسازانی فضا را برای ورود کارگردانانی که متعهد به ایران اسلامی هستند، باز خواهد کرد و مسلماً در چنین شرایطی، فضا برای رشد «سینمای ملی» باز خواهد شد. سینمایی که انقلاب اسلامی سخت به آن نیازمند است؛ البته اگر همان معدود فیلمسازان معاندی که فقط ایرانی بودن را یدک می‌کشند، بگذارند این خانه‌تکانی صورت بگیرد.

 

منبع: دفاع پرس

ارسال نظر
نام:
* نظر:
* captcha:

نامزد‌های بخش نمایشنامه جایزه هنری «سردار دل‌ها»

هنرمندان در همه‌جای دنیا مالیات می‌دهند

کارگردا‌ن‌های مطرح سینما و تلویزیون این روز‌ها فعال‌تر شده اند

تهیه‌کننده «تک‌تیرانداز» از جوایز جشنواره فجر امسال می‌گوید

چرچیل و همدستانش کودتا را در ایران کارسازی کردند

مرزبانی یعنی هر لحظه آماده شهادت بودن

فعلاً کار نمی‌کنم تا دوباره کرونا نگیرم

باز هم نقش مامور امنیتی بازی می‌کنم

ماجرای جابه جایی «تفتی» با «دیرباز»

«لذت سادگی» می‌تواند الهام‌بخش ایده‌های جدید باشد

مردم باید فیلم خوب را در سینما با خیال راحت تماشا کنند

معضل سینمای ایران فیلمنامه‌های بدون قهرمان است

از کتابخانه شتری تا کتابخوانی داخل بشقاب پرنده

آینده نگری یک کار صرفا پژوهشی نیست

معیارهایی برای تشخیص موسیقی حرام از حلال

پرواز ۲ کبوتر باهم در کربلای ۵

چرا رضا خان را از سوی دولت انگلستان برکشیدند

فروکش تب کتاب‌های کمک‌درسی

نقش مهم ایران در پیدایش نهضت جنگل

شهیدی که اعتقاد داشت اسلام بدون مرز است

چالش‌های بازیگری در سریال «روز‌های ابدی»

کریمی: شعار برای ذات سریال «ده نمکی» است

تایپوگرافی «شهادت ثالثه» مهجور مانده است

نوروز «سیما» چگونه می‌گذرد؟

جنگال عامل موفقیت عملیات کربلای ۵»

رضاخان چگونه رضا شاه شد؟

والفجر ۸ یکی از شگفت‌انگیز‌ترین عملیات‌ دفاع‌مقدس

تخلف ساواک در ثبت اسناد رضاخان

چرا سیاسیون به‌سمت ثبت خاطرات روزانه نمی‌روند؟

فیلم «شیشلیک»، اولین تجربه کمدی محمدحسین مهدویان