گزارشی از برنامه جدید عادل فردوسی‌پور
«کلاسیکو»‌ی عادل فردوسی‌پور توقعات را برآورده نکرد پروژه‌ای که از «فوتبال ۱۲۰» برنامه فعلی او در شبکه ورزش هم ضعیف‌تر بود.

به گزارش فرهنگ سدید؛ «بازگشت فردوسی‌پور»، «سورپرایز عادل»، «پخش رایگان برنامه عادل» و... .اینها بخش‌هایی از جملات مردم در واکنش به پخش برنامه «کلاسیکو» در انتهای روز یکشنبه و ابتدای روز دوشنبه بود. پخش تیزر این برنامه از برخی صفحات مجازی و انتشار اخبار مختلف درباره این برنامه، کنجکاوی عموم مردم را نسبت به آنچه قرار است از شبکه نمایش خانگی پخش شود تحریک می‌کرد چه برسد به عاشقان فوتبال. هرچند تقریبا 10 ماه از تعطیلی برنامه نود می‌گذرد اما فردوسی‌پور با برنامه «فوتبال 120» در شبکه ورزش حضور دارد و شاید آنهایی که از «بازگشت عادل» می‌گفتند، یا اغراق می‌کردند یا از برنامه مجری محبوب‌شان خبر نداشتند. انتظارها به پایان رسید و ساعت 22 یکشنبه 24 آذرماه، «کلاسیکو» با حمایت شرکت‌های فعال در حوزه «VOD» مانند «فیلیمو»، «کافه بازار» و «نماوا» پخش شد. طبق تبلیغاتی که پخش می‌شد قرار بود کلاسیکو با اجرای پژمان جمشیدی و حضور علی دایی، وریا غفوری و امیرمهدی ژوله و ارتباط اینترنتی با ژابی آلونسو دیده شود. ترکیبی که برای مخاطبان فوتبال و تلویزیون آشنا بودند و البته انتخاب هرکدام با دلایل خاصی بود.

    دوگانه تلویزیون- عادل

آنهایی که فضای رسانه‌ای کشور در یک سال اخیر را رصد می‌کردند می‌دانستند که «کلاسیکو» یک برنامه معمولی نیست. شاید برخی آن را نوعی دفاعیه می‌دانستند و برخی دیگر نام قدرت‌نمایی روی آن می‌گذاشتند. هر نام و هدفی که پشت ساخت این برنامه بوده اما خروجی‌اش مثل هر برنامه دیگری مخالفان و موافقان زیادی دارد. ابتدا اجازه دهید که به قطعات پازل کلاسیکو نگاهی بیندازیم؛ یک مسابقه همیشه جذاب و دوست‌داشتنی بین رئال مادرید و بارسلونا، یک بازیگری که قبلا فوتبالیست بوده به نام پژمان جمشیدی، آقای‌گل فوتبال جهان، علی دایی که در برنامه‌های تلویزیونی حضور ندارد و از فوتبال هم دور است. وریا غفوری، بازیکن استقلال که به خاطر موضع‌گیری‌های اجتماعی و سیاسی‌اش و همین‌طور مخالفتش با حضور دوربین صداوسیما در کانون توجه قرار گرفته است.

هر قدر که حضور جواد نکونام و مسعود شجاعی که سابقه بازی در لالیگا را دارند در این برنامه منطقی بود نشستن وریا غفوری در ویژه برنامه ال‌کلاسیکو منطقی نداشت. ژابی آلونسو، بازیکن سابق تیم‌های رئال مادرید و بایرن مونیخ و کارگردانی و صدای عادل فردوسی‌پور. این مجموعه به خودی خود در هر مدیومی جذاب است. شاید به همین دلیل سه شرکت مهم حوزه «VOD» با همین استدلال حاضر شدند که در این پروژه پرخرج مشارکت کنند و برایش پخش رایگان بگذارند.

در اینکه عادل همچنان محبوب و با اختلاف فاحشی، بهترین گزارشگر تلویزیون است، کسی شک ندارد. آنهایی که فوتبالی هستند می‌دانند که گزارشگر در بالا بردن کیفیت یک مسابقه فوتبال در تلویزیون یا نابودکردنش چه تاثیری دارد. با رفتن مزدک میرزایی و حضور گزارشگران جوان و بی‌تجربه، خلأ حضور عادل بیشتر حس می‌شود، اما برخلاف چیزی که گفته می‌شود فردوسی‌پور همچنان در تلویزیون حضور دارد و علاقه‌مندان به فوتبال می‌توانند روزهای پنجشنبه، به تماشای «فوتبال 120» بنشینند، البته اگر تاکنون نمی‌دانسته‌اند که مجری محبوب‌شان همچنان در تلویزیون حضور دارد.  با قطعات پازل ساخت کلاسیکو آشنا شدیم. این چهره‌ها و موضوعات به صورت پیش فرض جذاب هستند.

گفتنی است برخی از این نفرات در دوره‌های مختلف زندگی خود مورد هجمه شدید مردم قرار گرفته بودند. برخی از این چهره‌ها در تلویزیون اسمی برای خودشان دست‌وپا کردند. نگاه کنید به پژمان جمشیدی و امیرمهدی ژوله. آنهایی که دوگانه عادل- تلویزیون را می‌سازند نمی‌دانند که چه خطای بزرگی را انجام می‌دهند. اگر کمی انصاف داشته باشیم می‌دانیم که جذاب‌ترین بخش‌های نود و حتی اجرای فردوسی‌پور، لحظاتی بود که به مدد بداهه و اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی رقم می‌خورد. یکی از ویژگی‌های برنامه زنده، ایجاد همین لحظات است. رابطه تلویزیون و فردوسی‌پور، دو طرفه است و هر دو به یکدیگر نیاز دارند. تقابل این دو شاید به نفع بخش‌های خصوصی رسانه‌ای باشد که بیشتر به فکر افزایش درآمدهایشان هستند.

    در کلاسیکو چه دیدیم؟

همین ابتدا مشخص می‌کنیم که منظور ما از مخاطبان، افرادی نیستند که با حب و بغض روبه‌روی یک برنامه می‌نشینند. درباره کلاسیکو، افرادی بودند و هستند که اگر در تمام این برنامه، برفک هم پخش می‌شد زبان به ستایش می‌گشودند و در مقابل اگر حتی مسی و زیدان هم در این برنامه روبه‌روی هم می‌نشستند باز هم به غر زدن خودشان ادامه می‌دادند. با این دو گروه کاری نداریم، اما آیا کلاسیکو در قیاس با کارهای قبلی عادل، یک گام روبه جلو بود؟ کدام ویژگی خاص محتوایی یا فرمی را به رخ مخاطبان کشید؟ به جز تماشاگرانِ با ظاهر متفاوت از آنچه در صداوسیما وجود دارد و حضور دو چهره معترض یا منتقد به وضعیت کشور، این برنامه چه چیزهای جذاب دیگری به مردم ارائه داد؟ بیایید قدم‌به‌قدم جلو برویم. از مجری شروع کنیم. پژمان جمشیدی که از دنیای فوتبال به تلویزیون و سپس سینما راه یافت در این برنامه در قامت یک مجری ظاهر شد. جمشیدی به‌شدت خسته و بیگانه با سوژه نشان داد. ظاهر غیرمرتبش و عدم تسلطش در طول اجرا، مخاطب را به این شک می‌انداخت که احتمالا او قرار است پس از اجرای این برنامه روی صحنه تئاتر یا جلوی دوربین سریال یا فیلمی برود. جمشیدی در کلاسیکو به شیوه‌ای برنامه فوتبالی را اجرا کرد که انگار شغل قبل از بازیگری‌اش مثلا بانکداری یا تدریس زبان پرتغالی بوده و هیچ شناختی از فوتبال ندارد. پژمان جمشیدی با تمام تلاشی که کرد اما نتوانست خستگی و استرس و عجله‌اش برای رفتن به یک برنامه دیگر پس از کلاسیکو را پنهان کند.

امیرمهدی ژوله دیگر چهره این برنامه بود. او که در برنامه خندوانه تبدیل به یک چهره در تلویزیون و سینما شد اینجا نشانی از تسلط و دلنشینی همیشگی نداشت. مشخص نیست چند دقیقه از اجرای اصلی کم شده اما آنچه در بخش استندآپ دیدیم یک متن ساده و شتابزده با یک اجرای سطحی و عجولانه بود. این همه شتاب برای ساختن این برنامه عجیب است. بعد از توئیت حسام‌الدین آشنا در حمایت از عادل فردوسی‌پور(با علم به اینکه می‌دانسته چنین برنامه‌ای قرار است ساخته شود) و فضاسازی رسانه‌های همسو با عادل، سطح توقعات بسیار بالا رفت. بعید می‌دانم طرفداران واقعی و قدیمی فوتبال خارجی و داخلی، چیزی بیشتر از آنچه عادل در «فوتبال120» به مناسبت ال‌ کلاسیکو پخش می‌کرد گیرشان آمده باشد. گفت‌وگو با ژابی آلونسو، نمونه‌های موفق دیگری در همین «فوتبال 120» داشت. حتی آیتم‌هایی که با صدای عادل در کلاسیکو پخش شد هم نمونه‌های بهتری پیش از این داشت.

    حمایت یا خیانت

کسانی که بیش از یک دهه برنامه نود و برنامه‌هایی با کارگردانی و اجرای فردوسی‌پور را دنبال کرده‌اند می‌توانند قضاوت درستی از فرم و محتوای این برنامه‌ها ارائه بدهند. این قضاوت وقتی نتیجه درستی می‌دهد که فارغ از فضاسازی‌های رسانه‌ای یا جهت‌گیری‌های سیاسی یا احساسی باشد. با چند سوال گزارش را ادامه می‌دهیم. آیا بخش‌هایی از کلاسیکو (به جز قسمت ژوله) را می‌توان دوباره تماشا کرد؟ آیا شاهد ردوبدل سوالات و جواب‌های جذاب و جدید بودیم؟به‌عنوان یک فوتبالدوست حرفه‌ای، چه چیزی را از ال کلاسیکو نمی‌دانستیم که به واسطه این برنامه فهمیدیم؟ دکور و وال پرهزینه روی صحنه را می‌توانیم به‌عنوان یک ویژگی مثبت قلمداد کنیم؟ دلیل حضور علی دایی و وریا غفوری در این برنامه فنی بود یا یک نوع دو قطبی‌سازی؟ به احتمال زیاد اگر علی کریمی هم در ایران بود در این برنامه شرکت می‌کرد؟ اگر یک مجری یا تهیه‌کننده تازه‌کار، کلاسیکو را می‌ساخت می‌توانستیم برایش هورا بکشیم و تشویقش کنیم، اما با نگاهی منصفانه متوجه می‌شویم که این برنامه در کارنامه کاری عادل از لحاظ فنی، قله محسوب نمی‌شود.

شاید از نظر بازاریابی و رسانه‌ای برایش قدمی روبه جلو باشد اما در حوزه فنی نمی‌تواند پیشرفت باشد. آنهایی که چشم بسته از این برنامه حمایت می‌کنند و کسانی که چشم بسته به آن فحش می‌دهند از یک قبیله هستند. آنها عادل را با عادل قیاس نمی‌کنند، آنها در قیاس‌شان به احساس‌شان رجوع می‌کنند، نه به عقل‌شان. فارغ از دعواهای رسانه‌های رسمی و خصوصی و اینکه اساسا آیا امکان رقابت تلویزیون با رسانه‌های دیگر وجود دارد یا خیر باید به این نکته توجه کرد که نه صداوسیما می‌تواند رسانه‌های دیگر را مجبور به رخوت و سکون کند و نه رسانه‌های خصوصی می‌توانند از چهره‌های محبوب مردم برای بالا بردن درآمدها و مخاطبان‌شان سوءاستفاده کنند.

اگر هر فرد یا رسانه‌ای در چارچوب وظایف و مقررات تعریف شده عمل کند دیگر شاهد این مجادلات نخواهیم بود. یکی از اولین وظایف هر مجموعه‌ای حفظ نیروهایش است و نیروهای پرورش‌یافته هم باید بدانند که در کدام قاب بهتر و بیشتر دیده می‌شوند. گاهی اوقات حمایت از یک کار معمولی یا متوسط خیانت به خالق آن اثر است. فردوسی‌پور نشان داده آنقدر باهوش است که پله‌های پشت سرش را خراب نکند و دل به آفرین‌های کسانی نبندد که شاید در طول عمرشان یک برنامه نود را به صورت کامل ندیده‌اند. او می‌داند که متعلق به همین مردم با نظرات متفاوت و گوناگون است. این کلاسیکوی عادل شبیه بعضی دربی‌های استقلال و پرسپولیس خودمان بود. هیاهو و هیجان قبل، حین و بعد از بازی‌ اش به مراتب بیشتر از صحنه‌های جذاب داخل بازی بود. این کلاسیکو چنگی به دل نزد هرچند صدایش بلند بود.

میهمان‌های مطرح «فوتبال120»

در‌حالی از مصاحبه اینترنتی ژابی آلونسو در برنامه کلاسیکو به‌عنوان یک اتفاق خاص نام برده می‌شود که پیش از این و در قالب برنامه فوتبال‌120 و شبکه ورزش، چهره‌هایی مانند ژاوی و سیدورف حضور داشتند و اتفاقا مخاطبان زیادی هم پای صحبت‌های آنها نشستند.

  ژاوی هرناندز: بازیکن اسبق بارسلونا و تیم‌ملی اسپانیا و سرمربی فعلی السد‌قطر در تاریخ 11 آبان 96 در دو بخش و از دوحه با میثاقی، مجری وقت برنامه گفت‌وگو کرد . ژاوی در چندین نوبت به ایران آمد .

  لوئیس گارسیا: هافبک و مهاجم اسپانیایی تیم‌های بارسلونا، لیورپول و اتلتیکو‌مادرید دو‌بار با برنامه فوتبال120 گفت‌وگو کرده است. شهریور 95 و اسفند 97 دو مقطعی بودند که گارسیا با محمدحسین میثاقی و عادل فردوسی‌پور همکلام شد.

  کریستین کارمبو: هافبک اسبق رئال‌مادرید و تیم‌ملی فرانسه فروردین‌ماه همین امسال با حمید محمدی گفت‌وگوی اینترنتی داشت و حرف‌های جالبی هم رد و بدل شد.

  کلارنس سیدورف: هافبک خلاق هلندی میلان و رئال‌مادرید، آبان سال جاری در حاشیه سفر یک هفته‌ای‌اش  به تهران به‌صورت حضوری با فردوسی‌پور گفت‌وگو کرد.

  گایزکا مندیتا: بازیکن اسبق تیم‌های والنسیا، لاتزیو و بارسلونا و تیم‌ملی اسپانیا در سال 95 از طریق اینترنت میهمان برنامه فوتبال‌120 بود.

 

منبع: فرهیختگان

ارسال نظر
نام:
* نظر:
* captcha:

تلویزیون در دوران کرونا مثل زمان جنگ پر انگیزه باشد

غفلت نابخشودنی از سینمای عامه‌پسند

عضویت در سپاه یعنی جانم فدای امام و انقلاب

روایت سالیان سخت زندگی پیامبر (ص)

تخلف می‌کنند، اما راهی جز اطلاع‌رسانی نداریم

مال‌هایی که سینما‌های تک‌سالنه را قورت می‌دهند

راوی زوایای پنهان سهراب

رابطه اشعار سعدی با موسیقی

کلاب‌هاوس و پر سروصداهای آن

چرا فیلم «زن جوان نویددهنده» آنقدر‌ها موفق نبود؟

گاندو روی دور تکرار!

در جست‌وجوی کلاب‌هاوس

خوش‌درخشیده‌هایی که دولت مستعجل بودند

سپید‌هایی بین سطح و لطافت

بررسی سریال‌های رمضان‌ ۱۴۰۰

عدم ارتباط منسجم میان نمایش خانگی، تلویزیون و سینما

از روز اول شرطم عدم استفاده از چهره‌ها بود

مسئولانی که «می‌دانند» اما «نمی‌خواهند»

مهمانان ناخوانده نقده عاملان جنگ خونین ۳ روزه!

حمله به «اچ ۳» در ابتدای جنگ نیروی هوایی عراق را زمینگیر کرد

نگاهی به سریال‌های ماه رمضانی و جای خالی کمدی!

چرا کیفیت سریال‌های شبکه نمایش‌خانگی رو به افول است؟

پخش تلویزیونی و اکران آنلاین راه نجات سینمای یخ‌زده

تعویق معنا در غزل صائب

اعتراف آمریکا در حمایت از عراق

شعر هیأت باید عامیانه باشد، ولی در ورطه عوام‌زدگی نیافتد

آنتن ما نیاز به قهرمانان واقعی دارد، اما نه شتاب‌زده!

کتاب‌ها چگونه تبلیغ می‌شوند؟

مستندسازی توان مقابله با «مافیا» را دارد؟

کاریزمای آوینی دست مخالفینش را برای پول‌سازی بسته بود