با توجه به این که امروزه بیشترین تمرکز جنگ فرهنگی دشمن ایجاد شبهه و تخریب تشیع اصیل می باشد فلذا طبق فرمایشات مقام معظم رهبری (مدظله العالي) شناساندن روحانیون بزرگ و عالمی نظیر شیخ غلامرضا(ره) به نسل جوان می تواند آنها را از انحرافات باز داشته و حتی جامعه را از انحطاط اخلاقی و معنوی نجات دهد.

گروه وحدت فرهنگ سدید- علی جعفری: با توجه به این که امروزه بیشترین تمرکز جنگ فرهنگی دشمن ایجاد شبهه و تخریب تشیع اصیل می‌باشد ضروریست در این زمینه نهاد‌های فرهنگی هوشیارتر گشته و برای خنثی سازی اهداف شوم دشمنان با سرمشق گیری از بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی در جهت شکستن حصر تبلیغاتی مضر و خطرناک آنان اقدامات موثری انجام دهند. طبق فرمایشات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) شناساندن روحانیون بزرگ و عالمی نظیر شیخ غلامرضا(ره) به نسل جوان می‌تواند آن‌ها را از انحرافات باز داشته و حتی جامعه را از انحطاط اخلاقی و معنوی نجات دهد.

رهبر انقلاب اسلامی در دیدار با دست‌اندرکاران کنگره بزرگداشت آیت‌الله حاج شیخ غلامرضا یزدی (فقیه خراسانی) به برکات حضور آیت‌الله حاج شیخ غلامرضا یزدی در یزد و حضور فعال آن عالم زاهد و متقی در عرصه خدمات اجتماعی و کمک به فقرای شهر حتی فقرای یهودی و زرتشتی، گفتند: این‌گونه رفتار‌ها و خدمات در دنیای مادی امروز مهجور است و تنها دین اسلام است که به پیروان خود می‌آموزد انسان‌ها حتی اگر به دین ما معتقد نباشند در خلقت شبیه به ما و در سختی‌ها نیازمند کمک ما هستند و از هر کس که با اسلام انس بیشتری دارد، چنین خدمات و کمک‌هایی بیشتر سر می‌زند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر لزوم انتقال این مفاهیم ارزشمند به نسل رو به رشد و معرفی شاخص‌هایی از زندگی بزرگان در مقابل حجم انبوه تبلیغات مضرّ و اغواگر، افزودند: در مقابل صدا‌های گمراه‌کننده و تصویر‌های فریبنده‌ای که در دنیای امروز برای منحرف‌کردن نسل جوان وجود دارد، خوشبختانه ظرفیت و امکان هدایت و رویش نسل جوان نیز وجود دارد.

رهبر انقلاب اسلامی مهمترین وظیفه مسئولان فرهنگی را تقویت روحیه انقلابی در جوانان دانستند و با تأکید بر لزوم پشتیبانی از جریان عظیم نیروی انقلاب، افزودند: گفتند: نباید در محیط‌های دانشگاهی و فرهنگی، جریان انقلابی تضعیف، و جریان مقابل آن‌ها تقویت شود (۱)

آیت الله العظمی بهجت راجع به شخصیت علمی - اخلاقی آیت الله حاج شیخ غلام رضا (ره) می‌فرمایند: «خداوند قدرت دارد افرادی را همانند حاج شیخ غلام رضا تربیت کند، ولی زمان ما ظرفیت چنین شخصیت‌هایی را ندارد» چنین بیانی از ناحیه شخصیتی که خود مجسمه تقوا و بصیرت و واجد مراتب بالای معرفت و فضیلت است برای پی بردن به کمالات روحی و فضایل اخلاقی آن بنده صالح کافی است، اما در عین حال با استعانت از دستگیری ربوبی، نگاهی به زندگانی سراسر نورانی آن انسان نمونه در علم و عمل خواهیم انداخت و در پرتو آن، درس‌هایی خواهیم آموخت (۲).

امروزه بیشترین تمرکز جنگ فرهنگی دشمن ایجاد شبهه در راستای ضربه زدن به تشیع و آداب و مناسک آن می‌باشد. باید در این زمینه دستگاه‌های فرهنگی هوشیارتر گشته و برای خنثی سازی اهداف شوم با سرمشق گیری از بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، اقدامات موثری انجام دهند. طبق فرمایشات مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) شناساندن روحانیون بزرگ و عالمی نظیر شیخ غلامرضا (ره) به نسل جوان می‌تواند آن‌ها را از انحرافات باز داشته و حتی جامعه را از انحطاط اخلاقی و معنوی نجات می‌دهد. در ادامه نگاهی هر چند گذرا به زندگانی پربار و معنوی مرحوم آیت الله حاج شیخ غلام رضا یزدی (ره) خواهیم داشت:

بیوگرافی زندگانی آیت الله حاج شیخ غلام رضا (ره)

عالم ربانی آیت الله حاج شیخ غلام رضا (ره) برابر دست خطی که از معظم له موجود است در شعبان المعظم ۱۲۹۵ ه.. ق. در محله سراب مشهد مقدس متولد شد. سال ۱۳۰۹ تحصیلات حوزوی را آغاز کرد و تا سال ۱۳۱۴ ادبیات، فقه و کلام را از محضر اساتید معروف استفاده نمود و سپس همراه رفیق و همدرس خود سید اجلّ، آقا نجفی قوچانی (ره) «صاحب کتاب سیاحت شرق و سیاحت غرب» از طریق طبس و یزد وارد حوزه اصفهان شد و تا سال ۱۳۱۹ از اساتید بزرگ فقه، اصول و فلسفه آن حوزه بهره­مند گردید و سپس برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه نجف اشرف مهاجرت کرد و تا سال ۱۳۲۴ ه. ق. در درس مراجع عظام و اساتید بزرگ آن حوزه شرکت نمود و در سال ۱۳۲۵ ه. ق. در حالی که سی سال از عمر شریفش می‌گذشت به وطن آباء و اجدادی خود یزد مراجعت فرمود: و تا پایان عمر پر برکت خود در آن ناحیه زندگی کرد.

اقامت ایشان در یزد ۵۳ سال طول کشید و به خاطر کسالت شدید چشم، سال‌ها از مراجعه به کتاب و تحقیق و تتبّع معذور بود و اُنس آن بزرگوار (طبق نوشته خودشان) بیشتر با قرآن کریم بود و از طریق منبر و خطابه و وعظ، مردم را با مبدأ و معاد که عمده هدف انبیا (ع) است، آشنا می‌ساخت. در سال ۱۳۶۰ ه. ق. از برکت زیارت حضرت امام رضا (ع) و دسترسی ایشان به نوعی سرمه، چشمشان بهبود نسبی پیدا کرد و به تألیف کتب به خصوص در تفسیر قرآن پرداخت و سرانجام در روز جمعه ۲۲ ذی الحجة الحرام ۱۳۷۸ ه. ق. برابر با ۲۲ تیرماه ۱۳۳۸ ه. ش. دار فانی را بدرود گفت و به لقای محبوب و معبود خویش و هم جواری با اولیای الهی نایل آمد جنازه شریف ایشان را پس از ارتحال در قریه طزرجان، در ۴۰ کیلومتری یزد، مردم بالای دست و با پای پیاده و با شکوهی وصف ناشدنی به شهرستان یزد منتقل و در جوار حضرت امامزاده جعفر از فرزندان امام صادق (ع) دفن کردند. (۳) محبوبیت حاج شیخ غلامرضا (ع) در میان عامه مردم مسلمان و غیر مسلمان آن قدر بود که زرتشتیان، از مردم اجازه خواستند تا پیکر حاج شیخ را در قسمتی از راه تشییع کنند (۴).

جایگاه علمی - اخلاقی حاج شیخ غلام رضا (ره)

استعداد سرشار، علاقه فراوان به فراگیری علوم و معارف، استفاده از فرصت ها، بی علاقه بودن به زخارف مادی و متاع ناچیز دنیا و بالاتر از همه نشاط و روحیه ایمانی، همراه با حافظه بسیار قوی، که در آن بزرگوار وجود داشت برای دستیابی به مدارج بالای علمی و رسیدن به مقام اجتهاد پس از ۱۵ سال تحصیل مداوم کافی است و این واقعیت را علمای بزرگ و مراجع عظام مورد تأیید قرار داده اند. ایشان در خاطراتش می‌فرمایند: «حافظه من در حوزه اصفهان زبانزد طلاب بود؛ به گون‌های که پس از یکسال می‌توانستم درس استاد را بدون کم و زیاد تقریر نمایم و لذا آیةالله بروجردی که آن زمان در اصفهان بودند، در برخی از درس‌ها که نمی‌توانستند شرکت کنند از تقریرات و نوشته من کمک می‌گرفتند و به آن اعتماد می‌کردند»

توجه به خودسازی و تزکیه نفس از دوران کودکی تا روز‌های آخر عمر شیخ غلامرضا (ره) مشهود بوده است. آیةالله حاج شیخ ابوالقاسم با ذکر خاطره‌ای از شیخ غلامرضا (ره) می‌فرمایند: «در سنین کودکی همراه با مادرم در کوچه که گذر می‌کردیم من روی دیوار‌های کوتاه گِلی در کنار جاده راه می­رفتم و گاهی به زمین می‌خوردم. وقتی مورد اعتراض مادر قرار می‌گرفتم به ایشان می‌گفتم که می‌خواهم عبور از صراط را تمرین کنم». این برداشت کودکانه مشخص می‌کند که از همان ایام، نوعی خودسازی را مد نظر داشته اند. در سنین جوانی و ایام تحصیل در مشهد و اصفهان، زهد و بی اعتنایی به مادیات در زندگی­ایشان محسوس بوده است. می‌فرمودند: «هرگاه غذای مطبوع، یا لباس مرغوبی به دستم می‌رسید، آن را کنار می‌گذاشتم و خطاب به نفس می‌گفتم: شرط استفاده از این غذا و لباس به جا آوردن فلان عمل عبادی یا امساک یا شب زنده داری است، وقتی آن عمل را انجام می‌دادم آن لباس و غذا را به طلاب دیگر می‌دادم و خودم از غذای ساده و لباس معمولی استفاده می‌کردم و به نفس خطاب کرده می‌گفتم: که نباید همیشه تو بر من حاکم باشی و خواسته‌های خودت را به من تحمیل کنی، من هم در مبارزه باید سر تو کلاه بگذارم و غالب شوم». همچنین به ادعیه و مناجات و آیه‌های قرآنی توجه تام داشتند و آن‌ها را روی منابر مطرح می‌کردند و بیش از مستمعین، خودشان از مضامین آن‌ها متأثر می‌شدند و آثار آن مضامین در وجودشان مشاهده می‌گردید. (۵)

حاج شیخ علاوه بر این که ساده زیست بود و زندگی شخصی خود را تنها از راه منبر و تبلیغ تامین می‌نمود توجه بسیاری به مستمندان و نیازمندان داشت. قحطی دوران جنگ جهانی دوم، ایران را هم در بر گرفته بود، اما با توجه به درایت و تلاش حاج شیخ، تلفات آن در یزد بسیار اندک بود. چنان که در خاطرات حاج عباس صلواتی آمده است: «حاج شیخ در زمان جنگ جهانی دوم، که آرد کم شده بود، مقداری آرد خرید و به من گفت: عباس! صبح برو بخواب که شب با تو کار دارم. شب که آمدم دیدم حاج شیخ آرد‌ها را به کیسه‌های ۳ منی تقسیم کرده. وظیفه من و علی فرزندشان این بود که در خانه‌های مردم مستضعف برویم و به آن‌ها آرد بدهیم. وی سفارش می‌کرد به محض این که صدای پای صاحب خانه را شنیدید، فورا کیسه آرد را جلوی درب خانه بگذارید و دور شوید تا صاحب خانه شما را نبیند. خود حاج شیخ هم به کوچه‌های دورتر می‌رفت».

تواضع و ساده زیستی، رسیدگی به ضعفا و بی نوایان، محبت و علاقه خاص ایشان به طلابِ موفق و تشویق آنان به ادامه تحصیل، احترام زیاد ایشان به سادات و ذریه‌ی حضرت زهرا (س)، نشست و برخاست با مردم عادی از اقشار مختلف، گریزان بودن از القاب و عناوین ظاهری، تلاش زیاد برای رفع مشکل دیگران حتی اقلیت‌های مذهبی و صد‌ها جهات دیگر، ریشه در عمق وجود ایشان داشت و او به راستی خود را در پیشگاه پروردگار حاضر می‌دانست و از هرگونه وابستگی به ماسوی الله بر حذر بود.

مرحوم حاج شیخ غلامرضا (ره) که موقعیت اجتماعی و دینی ایشان در استان یزد سرآمد بود و محبوبیت خاصی در میان اقشار مختلف داشتند، نسبت به تبلیغ، ارشاد، موعظه و نصیحت، امر به معروف و نهی از منکر، و توجّه دادن مردم به وظایف خود و رعایت حدود الهی و آگاه ساختن آنان از عواقب گناه، اهتمام و علاقه ویژه‌ای داشتند که نمونه آن را در تاریخ روحانیت با این کیفیت و کمیّت کمتر می‌توان پیدا کرد. ایشان همواره بعد از نماز جماعت، صبح، ظهر و مغرب و عشا منبر رفتند و با کسالت و کهولت سنّ تا پایان عمر شریف خود، این سنّت حسنه را ادامه دادند.

برای ایشان ویژگی‌های ظاهری مجالس مطرح نبود، نزدیکی و دوری راه هم نقشی نداشت. مرحوم حاج شیخ غلامرضا (ره) در فصل تابستان مبلّغ سیّار بودند و صد‌ها روستای محروم و دورافتاده را از وجود خود بهره مند می‌کردند. مردم هر محل و روستایی که ایشان به آنجا میرفتند، خوشحال و شادمان میگردیدند و علاقه به دین و روحانیت در آنان زیاد می‌شد.

در سخنرانی‌های خود از معارف قرآن کریم و روایات اهل بیت (ع) بسیار بهره می‌گرفتند و نسبت به آیات اعتقادی و اخلاقی عنایت ویژه داشتند. برای ذکر مصایب اهل بیت به خصوص حضرت سیدالشهدا (ع) اهمیت خاصی قایل بودند. تضرع و گریه ایشان گاهی مستمعین را تحت تأثیر قرار می‌داد و دو نکته مهم در منبر‌های ایشان مشهود بود: یکی مراتب دشمنی نفس امّاره و شیطان با انسان که روی آن همیشه تأکید داشتند و خطر آن را برای مردم بیان می­کردند؛ و دیگری سفارش صلوات بر پیامبر و آل آن حضرت (۶).

منبع:

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اینترنتی تبیان
پایگاه اینترنتی تبیان
پایگاه اینترنتی فرهیختگان تمدن شیعی
پایگاه اطلاع رسانی حوزه
پایگاه اینترنتی فرهیختگان تمدن شیعی

ارسال نظر
نام:
* نظر:
* captcha: