گناه، خطرات و خسارات فراوانی برای انسان دارد، روح و بعد ملکوتی انسان را می‌کُشد و دل را سیاه می‌کند. گناه چشم، گناه زبان و سایر اعضای بدن و نیز ظلم و حقّ‌النّاس، روح آدمی را می‌میراند و کارکرد آن را نابود می‌سازد.

به گزارش فرهنگ سدید؛ روایتی در برخی از کتب روایی نقل شده [۱]که از نظر اخلاقی بسیار آموزنده است. شهید دوّم «ره» این روایت را در کتاب «مسکّن الفؤاد» آورده است. [۲]علّامه مجلسی «ره» نیز در کتاب شریف بحارالانوار آن را نقل می‌کند.

طبق آن حدیث، پیامبر گرامی «صلّى‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلّم» فرموده‌اند:

«إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ أَنْبَتَ الله تَعَالَى لِطَائِفَهًْ مِنْ أُمَّتِی أَجْنِحَه فَیَطِیرُونَ‏ مِنْ قُبُورِهِمْ إِلَى الْجِنَانِ یَسْرَحُونَ فِیهَا وَ یَتَنَعَّمُونَ کَیْفَ شَاءُوا فَتَقُولُ لَهُمُ الْمَلَائِکَه هَلْ رَأَیْتُمُ الْحِسَابَ فَیَقُولُونَ مَا رَأَیْنَا حِسَاباً فَیَقُولُونَ هَلْ جُزْتُمُ الصِّرَاطَ فَیَقُولُونَ مَا رَأَیْنَا صِرَاطاً فَیَقُولُونَ هَلْ رَأَیْتُمْ جَهَنَّمَ فَیَقُولُونَ مَا رَأَیْنَا شَیْئاً فَتَقُولُ الْمَلَائِکَةُ مِنْ أُمَّهًِْ مَنْ أَنْتُمْ؟ فَیَقُولُونَ مِنْ أُمَّهًْ مُحَمَّدٍ، فَیَقُولُونَ نَشَدْنَاکُمُ اللَّهَ حَدِّثُونَا مَا کَانَتْ أَعْمَالُکُمْ فِی الدُّنْیَا فَیَقُولُونَ خَصْلَتَانِ کَانَتَا فِینَا فَبَلَّغَنَا الله هَذِهِ الدَّرَجَهًَْ بِفَضْلِ رَحْمَتِهِْ فَیَقُولُونَ وَ مَا هُمَا فَیَقُولُونَ کُنَّا إِذَا خَلَوْنَا نَسْتَحِی أَنْ نَعْصِیَهًُْ وَ نَرْضَى بِالْیَسِیرِ مِمَّا قُسِمَ لَنَا فَتَقُولُ الْمَلَائِکَهًْ حَقٌّ لَکُمْ هَذَا» [۳]؛ وقتی قیامت می‌شود، خداوند متعال به طائفه‌ای از امّت من، دو بال عطا می‌فرماید و به‌وسیله آن دو بال، به سرعت، از قبر‌های خود به سوی بهشت پرواز می‌کنند. در بهشت جای می‌گیرند و هر نعمتی که بخواهند، برخوردار می‌شوند.

ملائکه از آن‌ها سؤال می‌کنند که شما محاسبه اعمال و صراط و جهنّم را دیدید؟ یعنی مواقف قیامت را چگونه گذراندید که به بهشت رسیدید؟ آنان پاسخ می‌دهند: ما چیزی ندیدیم. منظور اینکه، از ما حسابی نخواستند و بدون بازجویی آمدیم.

ملائکه می‌گویند: شما چه طایفه‏ای هستید؟ از امت کدام پیغمبرید؟ آن‌ها پاسخ می‌دهند: ما از امت محمد «ص» هستیم. ملائکه می‌پرسند: در دنیا چه کردید که به این مقام رسیدید؟

آن‌ها می‌گویند: ما دو خصلت داشتیم و خداوند با فضل و رحمت خود، ما را به این مرتبه رسانید. خصلت اوّل اینکه: ما در خلوت، مرتکب گناه نمی‌شدیم، یعنی خلوت و جلوت برای ما تفاوت نداشت و همان‌طور که در بین مردم مراقب بودیم معصیت نکنیم، در خلوت و در نهان نیز گناه نمی‌کردیم.

دوم: توانسته بودیم مقام تسلیم و رضا به دست آوریم؛ یعنی به آنچه قسمت ما شده بود، راضی بودیم.

ملائکه به آن‌ها می‌گویند: حق شماست که به چنین مقامی دست یافته‌اید.

از این روایت شریف استفاده می‌شود که دو عامل یاد شده، یعنی «اجتناب از گناه، در خلوت» و نیز «تسلیم و رضا» سبب ورود مستقیم انسان به بهشت، آن هم بدون محاسبه است.

از عبارت: «یَتَنَعَّمُونَ کَیْفَ شَاءُوا» نیز برداشت می‌شود که از درجات و مراتب بهشت بهره‌مند می‌گردند، امّا هرکسی با این دو بال، مستقیم به مرتبه‌ای از بهشت که جایگاه اوست و برای او تعبیه شده، می‌رسد. بهشت سه مرتبه کلی دارد که عبارتند از: بهشت عوام، بهشت خواص و بهشت اخصّ‌الخواص؛ بهشت عمومی برای عموم مردم است، در بهشت عدن، خواص را راه می‌دهند و بهشت رضوان، جایگاه اخصّ‌الخواص است. قرآن کریم جایگاه متّقین حقیقی را نزد خداوند متعال می‌داند: «در حقیقت، مردم پرهیزکار در میان باغ‏ها و نهرها، در قرارگاه صدق، نزد پادشاهى توانایند.» [۴]یعنی کسانی که حقیقت تقوا را درک کرده‌اند، در بهشت به مقام‏ عنداللّهى‏ که بالاترین مقام است، خواهند رسید و از قبر خود به‌طور مستقیم، به آن مقام و جایگاه دست می‌یابند.

معنای جمله اوّل آنها، این است که همه‌جا محضر خداست، ما در محضر خداییم، ادب حضور باید رعایت شود. همان که امام‌خمینی «ره» بار‌ها می‌گفتند: «عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید».

آسیب‌های گناه

گناه، خطرات و خسارات فراوانی برای انسان دارد. گناه، روح و بعد ملکوتی انسان را می‌کُشد و دل را سیاه می‌کند. گناه چشم، گناه زبان و سایر اعضای بدن و نیز ظلم و حقّ‌النّاس، روح آدمی را می‌میراند و کارکرد آن را نابود می‌سازد.

امام صادق «ع» در روایتی می‌فرمایند: اگر کسی گناه کند، یک نقطه سیاه در دلش پیدا می‌شود. سپس اگر توبه کند، آن گناه و آن نقطه پاک می‌شود؛ امّا اگر مرتکب گناه دوم شود، نقطه سیاه بیشتر می‌شود و رفته رفته در اثر گناه روی گناه، همه دل او سیاه خواهد شد. سپس امام صادق «ع» می‌فرمایند: چنین شخصی دیگر رستگار نمی‌شود: «فَلَا یُفْلِحُ‏ بَعْدَهَا أَبَداً» [۵].

کسی که گناه خود را تکرار و به آن عادت کند، مانند اتومبیلی که ترمزش بریده، با شتاب فراوان در سراشیبی گناه واقع می‌شود و نجات و بازگشت وی بسیار مشکل است.

آن حضرت در روایت دیگری از قول پدر بزرگوار خویش، امام باقر «ع» می‌فرمایند: مهم‌ترین عامل برای فساد دل، گناه است؛ چراکه گناه، قلب انسان را وارونه مى‏کند: «مَا مِنْ شَیْ‏ءٍ أَفْسَدَ لِلْقَلْبِ‏ مِنْ خَطِیئَهًٍْ إِنَّ الْقَلْبَ لَیُوَاقِعُ الْخَطِیئَهًَْ فَمَا تَزَالُ بِهِ حَتَّى تَغْلِبَ عَلَیْهِ فَیُصَیِّرَ أَعْلَاهُ أَسْفَلَهُ» [۶].

گناه، مفاسد و تبعات ناگوار فراوان دیگری نیز در دنیا و آخرت دارد که ذکر آن مربوط به بحث فعلی نیست. [۷]آنچه در شرح روایت این جلسه، موضوع بحث ماست، اجتناب از گناه و حیا از خداوند سبحان، در خلوت است. یعنی عامل مهمّ سعادت انسان و رسیدن مستقیم و بدون محاسبه به بهشت، آن است که آدمی در خلوت و جایی که هیچ کس جز خدا او را نمی‌بیند، از خدا حیا کرده، دست از معصیت بردارد. چنانکه اهل بهشت به ملائکه می‌گویند: «کُنَّا إِذَا خَلَوْنَا نَسْتَحِی أَنْ نَعْصِیَهُ». (در خلوت خود، از خدا حیا می‌کردیم که معصیت او را بکنیم)

عمل به این نکته، در حالی که بسیار مشکل است، بسیار لازم است. حتی می‌توان گفت: کسی که ادب حضور را در محضر خداوند متعال مراعات نکند و به‌ویژه در خلوت و در نهانی، مرتکب گناه شود، به نفاق اخلاقی دچار شده است.

ظاهر و باطن انسان باید یکی باشد

آشکار و نهان انسان باید از نظر اجتناب از گناه، یکسان باشد. یکی از علمای اخلاق می‌فرماید: انسان متّقی، آن است که بتواند اعمال خویش را روی طبقی بر سر بگذارد و در بین مردم بگرداند. همه باید مراقب باشند که اعمال آن‌ها در خلوت و جلوت متفاوت نباشد، یعنی منافق نباشند.

پیامبراکرم «ص» به روایت امام صادق «ع» فرموده‌اند: «مَا زَادَ خُشُوعُ الْجَسَدِ عَلَى مَا فِی الْقَلْبِ فَهُوَ عِنْدَنَا نِفَاقٌ‏» [۸]؛ اگر خشوع ظاهری، از آنچه در دل می‌گذرد بیشتر باشد، نزد ما نفاق است.

نفاق انواعی دارد و یک نوع آن، همین تفاوت رفتار در نهان و آشکار است. اگر اجناس یک کاسب، زیر و رو داشته باشد و روی آن با جلوۀ بیشتری ظاهر شود، عمل او منافقانه است. به همین ترتیب، کردار انسان هم باید زیر و رو نداشته باشد و در همه شرایط و در همه زمان‌ها و مکان‌ها، از حیث اجتناب از گناه یکسان باشد. امیرالمؤمنین «ع» در توصیف ویژگی‌های مؤمنین می‌فرمایند: «أَعْمَالُهُ لَیْسَ فِیهَا غِشٌ‏ وَ لَا خَدِیعَهًْ» [۹]؛ اعمالشان بدون ‏غش و نیرنگ است.

یکسان نبودن ظاهر و باطن اعمال انسان، تفاوت داشتن در نهان و آشکار و دوگانگی قول و عمل، نوعی غش نیز به‌حساب می‌آید. پیغمبراکرم «ص» از کسی که غش در او باشد، سلب ایمان کرده‌اند: «أَلَا وَ مَنْ‏ غَشَّنَا فَلَیْسَ مِنَّا» [۱۰].

گاهی اتفاق می‌افتد افراد مشهور و سرشناس و خواصّی نظیر اساتید و روحانیون، در بین مردم اعمالی نیکو دارند، امّا در خانه و نزد همسر و فرزندان، مرتکب گناه می‌شوند و ابهت خود را در نظر آن‌ها می‌شکنند. این افراد که به نفاق اخلاقی مبتلا هستند، باید توجه داشته باشند که سرمشق همسر و فرزندان و الگوی اطرافیان خود هستند، مثلاً همسر یک طلبه، به امید پیشرفت معنوی و حرکت به سوی خدا، به خانه او آمده، فرزندانش انتظار عمل به اسلام و رفتار اخلاقی از او دارند؛ و اگر از او گناه یا عمل خلاف مروّت مشاهده کنند، دلسرد می‌شوند. از این گذشته، چون می‌بینند که ظاهر و باطن او یکسان نیست، او را مؤمن و با تقوا نمی‌دانند و در امور دینی و معنوی، به او تکیه نخواهند کرد.

امام باقر «ع» فرمودند: «مَنْ کَانَ ظَاهِرُهُ‏ أَرْجَحَ‏ مِنْ‏ بَاطِنِهِ‏ خَفَّ مِیزَانُهُ» [۱۱]؛ کسی که ظاهر او از باطنش برتر باشد، ترازوی اعمالش سبک و کم ارزش است.

دوگانگی ظاهر و باطن، نشانه بی‌صداقتی

یکی از مظاهر صداقت و راستی، تطابق عمل با گفتار و نوشتار انسان است. انسان باید قبل از دیگران، خودش به آنچه می‌گوید یا می‌نویسد، عمل کند. محدّث عالیقدر مرحوم شیخ عباس قمی «ره» صاحب کتاب شریف «مفاتیح‌الجنان» می‌فرماید: من ابتدا یک دوره به مفاتیح عمل کردم، سپس اجازه انتشار آن را دادم. آیت‌الله‌العظمی بروجردی «ره» می‌فرمودند: شیخ طوسی «ره» بعد از تألیف کتاب «مصباح‌المتهجد»، ابتدا خودش به آنچه در کتاب بود عمل کرد، بعد طبق قاعدۀ «وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَکَ الْأَقْرَبینَ» (و خویشانِ نزدیکت را هشدار ده) [۱۲]قبل از چاپ، خانواده خود را وادار کرد یک دوره به آن عمل کنند.

اگر خلوص، صداقت و صمیمیت در کار باشد، همه می‌توانند آثاری نظیر «مفاتیح» یا «مصباح المتهجد» از خود به یادگار بگذارند که سالیان سال مردم از آن کتاب‌ها استفاده کنند و به مستحبات آن عمل نمایند.

طلبه‌ای به یکی از علمای بزرگ گفته بود: مرا با یک جمله نصیحت کنید. ایشان فرموده بود: دروغ نگو، بعد توضیح داده بود: منظور من دروغ‌های بزرگ نیست، بلکه از دروغ‌های محاوره‌ای و عادی نیز بپرهیز.

یکی از دروغ‌های عادی که در بین مردم رایج است، همین تفاوت رفتار آن‌ها در خلوت و جلوت است. وقتی ظاهر و باطن انسان تفاوت داشته باشد، هنگامی که در بین مردم، حقیقت باطنی خویش را پنهان کند و با رفتاری خلاف واقعیت وجودی‌اش، تظاهر نماید، رفتارش براساس دروغ و نفاق است.

مثلاً گاهی افراد سؤال می‌کنند که آیا اگر نماز ما در خانه و در مسجد تفاوت داشته باشد، باطل است؟ یعنی در خانه سرسری و بدون توجه نماز می‌خوانند و در مسجد و در بین مردم، سعی می‌کنند ادب ظاهری را مراعات کنند. معلوم است که این نماز، اگر از نظر فقهی باطل نباشد، از نظر اخلاقی نماز صادقانه نیست که موجب قبول خداوند متعال شود. نقل است که یک نفر همیشه در صف اول نماز جماعت، به نماز می‌ایستاد. یک نوبت مجبور شد در صف دوم نماز بخواند و این موضوع روی نماز او تأثیر گذاشت. بعد فهمید نماز‌های قبلی او به خاطر ایستادن در صف اول خوانده شده و مقبول درگاه الهی نبوده است.

در روایتی از قول امام صادق «ع» آمده است که خداوند متعال می‌فرماید: «أَنَا خَیْرُ شَرِیکٍ‏ فَمَنْ عَمِلَ لِی وَ لِغَیْرِی فَهُوَ لِمَنْ عَمِلَهُ غَیْرِی» [۱۳]. خدای سبحان می‌فرماید: من شریک خوبی هستم. هرکس در عملی، دیگری را با من شریک کند، من همه عمل را به شریک خود واگذار می‌کنم. گاهی انسان هفتاد سال عبادت کرده، ولی، چون ریا و شرک خفی همراه آن بوده است، ناگهان در قیامت می‌بیند هیچ ندارد. گردویی با ظاهر خوب و درونی پوچ و بی‌مغز نصیب او شده است.

امیرالمؤمنین «ع» فرمودند: انسان ریاکار سه نشانه دارد؛ وقتی مردم را می‌بیند، فعّال می‌شود، در خلوت و تنهایی دست از عمل برمی‌دارد و در هر کاری، دوست دارد او را تحسین کنند. [۱۴]این مطالب شوخی بردار نیست. رفتار انسان باید با یکرنگی و بدون دوگانگی باشد. همچنین همه باید با عمل نیکوی خویش، صداقت، صفا و یکرنگی را به دیگران نیز بیاموزند. امام صادق «ع» می‌فرمایند: «کُونُوا دُعَاهًًْ لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ» (مردم را با غیر زبان خود دعوت کنید). [۱۵]اگر مبنای اعمال انسان صداقت و راستی باشد، فرزندان و اطرافیان او رفتار منافقانه نخواهند داشت. به قول سعدی: «به عمل کار برآید، به سخندانی نیست.»

پیامبر اکرم «ص» در روایتی هشدار داده و فرموده‌اند: «سَیَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ تَخْبُثُ‏ فِیهِ‏ سَرَائِرُهُمْ‏ وَ تَحْسُنُ فِیهِ عَلَانِیَتُهُمْ»؛ زمانی فرا می‌رسد که ظاهر مردم نیکو و درونشان خبیث و آلوده است. سپس می‌فرمایند: آنان به عقاب خداوند گرفتار می‌شوند و مثل غرق شدگان دعا می‌کنند، امّا هرگز دعای آن‌ها مستجاب نخواهد شد. [۱۶]در واقع، دوگانگی ظاهر و باطن انسان، یکی از موانع استجابت دعا نیز به‌شمار می‌رود.

قرآن کریم در آیاتی، بر مراقبت انسان نسبت به رفتارش، چه در نهان و چه در آشکار، تأکید دارد. مثلاً در آیه‌ای می‌فرماید: «أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ الله یَرى‏» [۱۷]؛ یعنی خداوند متعال اعمال انسان را می‌بیند.

در آیه دیگر، که آیه مهمی است، می‌فرماید: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» [۱۸]؛ هر کارى دوست دارید، انجام دهید، ولی بدانید که خداوند و رسولش و مؤمنان، یعنی اهل‌بیت «ع» کردار شما را می‌بینند.

برخی از مفسرّین، حرف «سین» در عبارت «فسیری الله» را استقبالی گرفته و گفته‌اند: خداوند در آینده، یعنی در قیامت اعمال انسان‌ها را می‌بیند. امّا این مطلب فقط مربوط به آخرت نیست، بلکه در همین دنیا اعمال انسان در محضر خداوند متعال است.

طبق این آیه شریفه، علاوه بر خداوند، پیامبر اکرم «ص» و ائمه طاهرین «ع» نیز اعمال انسان را می‌بینند. به‌ویژه در زمان حاضر، ما در محضر مقدس حضرت ولّی‌عصر «ارواحنافداه» هستیم و در خلوت و جلوت باید مواظب اعمالمان باشیم که گناه و معصیت در آن نباشد و از هرگونه رفتار خلاف اخلاق و خلاف مروّت اجتناب کنیم.

دومین عاملی که سبب می‌شود اهل بهشت، صاحب بال شوند و به سوی جایگاه ابدی خود در بهشت پرواز کنند، «تسلیم و رضا» در برابر اوامر و مقدّرات الهی است که در شماره بعد توضیح می‌دهیم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[۱]. مجموعه ورام، ج‏۱، ص. ۲۳۰.
[۲]. مسکن الفؤاد ص. ۸۴.
[۳]. بحارالأنوار، ج. ۱۰۰، ص. ۱۸.
[۴]. قمر، ۵۵- ۵۴.
[۵]. الکافی، ج. ۲، ص. ۲۷۱.
[۶]. الکافی، ج. ‏۲، ص. ۲۶۸.
[۷]. ر. ک: سیروسلوک؛ تقوا.
[۸]. الکافی، ج‏۲، ص. ۳۹۶.
[۹]. الکافی، ج‏۲، ص. ۲۳۰.
[۱۰]. وسائل الشیعهًْ، ج. ‏۱۷، ص. ۲۸۳.
[۱۱]. من لا یحضره الفقیه، ج‏۴، ص. ۴۰۴.
[۱۲]. شعراء، ۲۱۴.
[۱۳]. المحاسن، ج. ۱، ص. ۲۵۲.
[۱۴]. الکافی، ج‏۲، ص. ۲۹۵.
[۱۵]. کافی، ج. ‏۲، ص. ۷۶.
[۱۶]. الکافی، ج‏۲، ص. ۲۹۶.
[۱۷]. علق، ۱۴.
[۱۸]. توبه، ۱۰۵.

ارسال نظر
نام:
* نظر:
* captcha:

هوای این روز‌های همرزم حاج‌قاسم

نطفه استقلال‌یابی با مجید شاه‌حسینی

بازدیدکنندگان این دوره جشنواره موسیقی کمتر از یک قسمت سریال ضعیف

ترکتازی انگلستان، به موازات تضعیف دولت قاجار

سازنده پل وحدت با لباس جهاد به استقبال شهادت رفت

نگاه غرب به زن یک نگاه کالایی و ابزاری است

جایزه کتاب سال، کارنامه نشر و کتاب ایران است

به تاریخ وفادار ماندیم

دوست دارم فقط یک روز طعم زندگی در کنار بابا را بچشم

مرز الگوبرداری و کپی برداری برنامه‌های تلویزیونی کجاست؟

«روز‌های ابدی» ماندگار می‌شود مثل «طوفان شن»

کامکار: بستر زردی، چون اینستاگرام هنر را به ابتذال می‌کشد

چرا رضاشاه به سمت تغییر فرهنگ ایران رفت؟

مکتب تاریخ‌نگاری مشروطه؛ کاستی‌ها و آفات

شهادت محمد در سوریه تداوم راه برادرانش در گنبد و فتح‌المبین بود

کپی کاری مسابقات تلویزیونی بدون خلاقیت بومی سازی

«هنرمندان مردمی» کجای صف واکسن کرونا هستند؟

جای «دادستان» در تلویزیون خالی بود

فرمانده خستگی ناپذیر

اجر مجاهدت‌های مصطفی شهادت بود

قرنی که با انقلاب شعری نیمایوشیج در سال ۱۳۰۰ آغاز شد

حکایت عزل رضاخان و نصب فرزندش با اراده انگلستان

سکوت تلویزیون نسبت به یک توهین عجیب

موسیقی خراسان چراغ جشنواره را روشن کرد

دانشگاه‌هایی داریم که به نگارگری آسیب می‌زنند

فیلم «اینجا هم باران می‌بارد» در بستر مسائل اجتماعی ساخته شده است

عهدی که اصغررا همنشین همیشگی یک شهید کرد

واکنش شاه و وابستگان به حکومت به یک قیام

مرور و پاسخ به برخی شبهات جشنواره فیلم فجر

چرا سمفا سامانه خوبی برای فروش بلیت‌های جشنواره نبود؟