سال های متمادی است که سینمای ایران با صرف هزینه های زیاد در برخی رویدادهای سینمایی جهانی با انحصار افرادی خاص حضور پیدا می کند؛ حضوری که دستاوردی برای سینمای ایران در پی نداشته و فرآیندهای آن نشان دهنده نبود هیچگونه راهبرد مشخص برای آن است!

به گزارش فرهنگ سدید؛ سالها است چالش حضور سینمای ایران در عرصه های بین المللی به موضوعی بدون استراتژی تبدیل شده است. حضورهایی که در دایره محدودی از افراد تعریف می شود، افرادی که سالها بر این فضا چنبره زده اند و با بهره گیری از منابع و اعتبار دولت، برای خود اعتباری کسب کرده اند و امروز هیچ کس را بنده نیستند. افرادی که حتی دایره نیروهایشان را خانواده‌ای انتخاب کرده اند و با حضور پایدار در طول مدیریت های مختلف سینمای کشور در مجموعه ای همانند بنیاد فارابی و ...، امروز در اشتباهی فراگیر خود را خیلی جدی گرفته و مدیران ناکاربلد سینمایی نیز باور کرده اند! موضوعی که با نگاه به حضور اثرگذار برخی جوانان در عرصه های بین المللی طی سال های اخیر، به راحتی رنگ می بازد و نشان دهنده یک اعتبار پوشالی است.

امسال نیز در جشنواره فیلم کن شاهد حضور چشمگیر برخی افراد از سینمای ایران در بخش بازار و مارکتینگ بودیم، حضوری پرسش برانگیز که برخلاف اهالی رسانه و منتقدان که با بودجه های شخصی در این رویداد حضور پیدا کرده بودند، اغلب با بودجه های دولتی به جشنواره اعزام شده بودند و بیشتر نیز در حال تفریح و گشت و گذار در کاخ جشنواره و خیابان های اطراف آن بوده و پاتوق شان در رستوران ها و کافه های محلی تعریف می شد!

معلوم نیست دستاورد حضور این افراد چه چیزی بوده و اصولاً نقش سینمای ایران در بازار جشنواره فیلم کن و فراتر از آن در بازار جهانی چه چیزی است و چرا باید با بودجه بیت المال افرادی را در این وانفسای اقتصادی به این گونه رویدادها فرستاد تا بودجه های کشور بر باد رود؟

سوأل این است که اهدای پسته ناب و درجه یک ایرانی در جعبه های منبت کاری شده شیک و گران قیمت به کسانی که احیاناً در غرفه سینمای ایران حضور پیدا می کنند چه معنایی دارد؟ چرا در زمانه ای که بخش اعظمی از مردم به دلیل تورم افسارگسیخته، رکود اقتصادی و... دچار مشکلات شدید معیشتی هستند و در تأمین مایحتاج روزانه خود دچار مشکل و یا از سوی دیگر بسیاری از سینماگران به ویژه پیشکسوتان به کرات طی گفتگوهای شان از بیکاری و خانه نشینی خود گلایه دارد، مسئولان سینمای کشور به جای برطرف کردن مشکلات آن ها، پول های بیت المال را به باد می دهند و با هزینه های هنگفت در مراسم هایی حضور پیدا می کنند که دستاوردی برای سینمای کشور در پی ندارد؟

جالب آنجا است که برخی از آقایان مدیر مرتباً از منافعی حرف می زنند که حضور در این رویدادهای جهانی برای سینمای ایران در پی دارد، از این افراد باید پرسید شما از کدام منافع سخن می گویید، منافع شخصی یا منافع ملی؟ آقایان یک بار از خودتان سوأل کرده اید که جایگاه امروز سینمای ایران در سطح جهان کجاست؟ آیا اجاره غرفه در بازار فیلم کن تاکنون بستر مناسبی برای حمایت از بخش های فعال در زمینه عرضه بین المللی فیلم های ایرانی را فراهم کرده است؟

اصولاً تاکنون طی همه سال های گذشته چند فیلم از سینمای ایران توانسته اند در سطح دنیا اکران شده و به توفیق برسند؟ چرا سهم ناچیز سینمای ایران از بازار جهانی توسط مسئولان وارونه جلوه داده می شود و آن ها که قطعاً خود واقفند که سینمای ایران در عرصه بین الملل نتوانسته حرف جدی برای گفتن داشته باشد چرا و با کدامین درایت و تدبیری بودجه ناچیز سینما را به باد می دهند و به جای اصلاح زیرساخت ها، حمایت ویژه از سینماگران به خصوص جوانان برای تولید آثار ارزشمند و... حضور شو گونه در عرصه جهانی را ترجیح می دهند؟

گویا لازم است چند نکته مهم به آقایان متولی سینما گوشزد شود!

اول آنکه طبق آمار در سراسر کشور تنها بیش از ۶۰ شهر دارای سینما هستند و بقیه شهرهای کشور سینما ندارند. همچنین طبق آمار حدود ۲۵ تا ۳۰ میلیون شهرنشین امکان دسترسی به سالن سینما ندارند.

دوم آنکه از جمیعت ۸۰ میلیونی کشور تنها درصد بسیار اندکی هستند که می توانند به سینما بروند و بسیاری از مردم در تمام طول عمرشان حتی یک بار هم گذرشان به سینما نمی افتد.

سوم آنکه تولیدات سینمای ایران به لحاظ محتوایی نه تنها تامین کننده نیازهای اساسی فرهنگی و اجتماعی جامعه نیست، بلکه بعضا می توان آن را به عنوان کالایی مخرب ارزیابی کرد، کالایی که عرضه آن باعث گسست فرهنگی و ایجاد انحراف در جامعه می شود که از این منظر همان بهتر که این محصول فراگیر نشده است!

پس بهتر است در ابتدای امر آقایان سعی کنند سینما را به عنوان یک کالای فرهنگی مناسب برای عرضه به جامعه ایران باز تعریف نمایید و سپس برای عرضه آن به صورت فراگیر برای آحاد افراد کشور تدبیری بیندیشند و در انتها به فکر عرض اندام در عرصه سینمای بین الملل باشند! هرچند که اگر حضور شو مانند آن ها می توانست دردی از سینمای ایران درمان کند بد نبود اما افسوس که حضور در بازارهای جهانی به واقع جز بر باد دادن بودجه ها برای ما دستاوردی نداشته است و حتی نتوانسته سینمای کشور را در عرضه آثار فاخر سینمای ایران در جشنواره های جهانی کمک نماید و تنها نقش ناظری بی خاصیت را بازی نموده و در نتیجه آن آثاری حضور جهانی یافته اند که اقبال به آنها از سوی جشنواره های جهانی منوط به ارایه تصویری سیاه از جامعه ایران بوده است!

ارسال نظر
نام:
* نظر:
* captcha:

در جست‌وجوی کلاب‌هاوس

خوش‌درخشیده‌هایی که دولت مستعجل بودند

سپید‌هایی بین سطح و لطافت

بررسی سریال‌های رمضان‌ ۱۴۰۰

عدم ارتباط منسجم میان نمایش خانگی، تلویزیون و سینما

از روز اول شرطم عدم استفاده از چهره‌ها بود

مسئولانی که «می‌دانند» اما «نمی‌خواهند»

مهمانان ناخوانده نقده عاملان جنگ خونین ۳ روزه!

حمله به «اچ ۳» در ابتدای جنگ نیروی هوایی عراق را زمینگیر کرد

نگاهی به سریال‌های ماه رمضانی و جای خالی کمدی!

چرا کیفیت سریال‌های شبکه نمایش‌خانگی رو به افول است؟

پخش تلویزیونی و اکران آنلاین راه نجات سینمای یخ‌زده

تعویق معنا در غزل صائب

اعتراف آمریکا در حمایت از عراق

شعر هیأت باید عامیانه باشد، ولی در ورطه عوام‌زدگی نیافتد

آنتن ما نیاز به قهرمانان واقعی دارد، اما نه شتاب‌زده!

کتاب‌ها چگونه تبلیغ می‌شوند؟

مستندسازی توان مقابله با «مافیا» را دارد؟

کاریزمای آوینی دست مخالفینش را برای پول‌سازی بسته بود

زن شهیدی که مهریه‌اش یک عملیات نظامی بود

وقتی امینی از چشم امریکا افتاد!

صیاد خودش را بدهکار انقلاب می‌دانست

سلیقه‌های مختلف فرهنگی مخاطب ما هستند

بوفی که واقعا کور است!

روایت قلم آوینی

کامران، غزاله، آوینی و چند روایت گم‌شده دیگر

گره عجیب و غریب دو قسمت پایانی با دادگاهی بی‌اساس

بزن و برو‌های تلویزیون مخاطب را به ماهواره سوق می‌دهد

از تقدس‌گرایی پرهیز کردیم

زیر سقف موزه‌های جامعه و جهان مدرن