تفسیر آیه‌ای از قرآن به مناسبت روز سوم ماه مبارک رمضان؛
نظام اسلامی ما در سالهای اخیر با چالش های سیاسی متعددی مواجه بوده است که اصلی ترین راه برای غلبه بر این چالش ها، افزایش فهم و بصیرت سیاسی مردم است؛ قرآن کریم کتابی بصیرت بخش است.

به گزارش فرهنگ سدید؛ شبیر فیروزیان: ماه مبارک رمضان، ماه قرآن و تلاش برای فهم بیشتر معارف قرآن است. از سوی دیگر نظام اسلامی ما در سال‌های اخیر با چالش‌های سیاسی متعددی مواجه بوده است که اصلی‌ترین راه برای غلبه بر این چالش ها، افزایش فهم و بصیرت سیاسی مردم است؛ قرآن کریم کتابی بصیرت بخش است؛ «هذا بَصائِرُ لِلنَّاس؛ این قرآن برای مردم بصیرت‌ها آفرین است.» (جاثیه/ ۲۰) و تمسّک به آیات قرآن در تحقق این امر مهم کمک شایانی خواهد کرد. فرهنگ سدید تلاش دارد در طول ماه مبارک رمضان، هر روز بامحوریت یک آیه شریفه به برخی سؤالات و شبهات سیاسی - اجتماعی پاسخ دهد.

به مناسبت روز اول ماه مبارک رمضان، با اشاره به آیه‌ای از قرآن کریم با محوریت اهداف بدعهدی دشمن به برخی سؤالات و شبهات سیاسی پیرامون این موضوع پاسخ می‌دهیم.

چرا برخی افراد از «ذلّت» خود در برابر دشمن «لذّت» می برند؟

یکی از ویژگی های دشمن، «بدعهدی» اوست. آنان زمانی که پیمان و قراردای که با نظام اسلامی منعقد کرده اند را پس از مدتی به زیان خود ببینند، و یا منفعتی در نقض آن پیمان مشاهده نمایند، به راحتی آن را نقض می نمایند. قرآن کریم در برخی آیات به این واقعیت اشاره می فرماید؛ از جمله: توبه: 12 و 8.
به دلیل همین خوی غیرانسانی دشمنان است که قرآن کریم پایبندی به عهد و پیمان با دشمنان را تنها تا زمانی که آنان خود را ملزم به آن بدانند، جایز می داند: (توبه: 7)

قرآن کریم همچنین در توصیه ای دیگر می فرماید حتی اگر نشانه های خیانت به عهد را در دشمنان یافتید، ضمن اعلام به آنها، از آن پیمان خارج شوید و آن قرارداد را به طرف آنان پرت کنید: (انفال: 58)

اما سؤال مهم این است که چرا با وجود بدعهدی های مکرر دشمنان (نه تنها در مواجهه با نظام اسلامی، بلکه حتی در مواجهه با سایر کشورها و معاهدات بین المللی)، عده ای در برابر بدعهدی های او واکنش قاطع و عملی نشان نمی دهند؟
قرآن کریم در آیه ای از سوره مبارکه توبه، ابتدا به توبیخ کسانی می پردازد که در برابر بدعهدی های دشمن واکنش قاطع و عملی از خود نشان نمی دهند:

«أَلا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ؛ چرا با گروهى كه پيمانهاى خود را شكستند و تصميم به اخراج پيامبر گرفتند پيكار نمى‏كنيد؟ در حالى كه آنها نخستين بار (دشمنی و پیکار با شما را) آغاز كردند.» (توبه: 13)

و سپس در ادامه «علت روانی» این عدم واکنش را بیان می فرماید:

«أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ؛ آيا از آنها مى‏ترسيد؟ با اينكه خداوند سزاوارتر است كه از او بترسيد اگر مؤمن هستيد.» (توبه: 13)

نکته مهم و ظریف در این بخش از آیه این است که خداوند در آن، از واژه «خوف» و مشتقات آن استفاده نکرد و نفرمود: «أتخافونهم»، بلکه از واژه و مشتقات «خشیة» استفاده نمود تا روان شناسی دقیق تری از این افراد ارائه داده باشد. توضیح آنکه طبق بیان اهل لغت، «خشیة» به معنای ترسی است همراه با «تعظیم» و «علم»؛ (مفردات الفاظ القرآن؛ ص283) که نتیجه طبیعی تلفیق این حالات (ترس، تعظیم و علم)، «کرنش» و «انفعال» در برابر آن موجود است. به عبارت دیگر، فرد ترسو، هم شیء مورد ترس را «محترم» می شمارد و هم آن را «بزرگ» و «قدرتمند» می داند و در نتیجه در مقابلش «کرنش» هم می کند.

نتیجه آنکه، طبق بیان دقیق این آیه شریفه، کسانیکه در مقابل بدعهدی های مکرر دشمن اقدام متناسب و قاطعی نمی نمایند، ترسوهایی هستند که «عبودیّت کدخدا» در دلشان ریشه دوانده است و درنتیجه از این «ذلّت»، «لذّت» هم می برند؛ و تا زمانیکه این عبودیّت پابرجاست، محال است اقدام قاطعی از سوی آنان صورت گیرد.

ارسال نظر
نام:
* نظر:
* captcha: