پایگاه تحلیلی فرهنگ سدید

افول ارزش‌های انقلابی- اسلامی و تقویت طبقه متوسط مدرن در دوره هاشمی
«فرهنگ سدید» گزارش می‌دهد/ ۱

افول ارزش‌های انقلابی- اسلامی و تقویت طبقه متوسط مدرن در دوره هاشمی

يک تحليل‌گر اصلاح‌طلب مي‌نويسد يکي از بزرگترين خدمت‌ها را جريان کارگزاران در دهة دوم انقلاب به جامعة ما کرد و آن مدرنيزاسيون خزنده و آرام و دور از چشم مخالفان بود و اين امر حقيري نيست. صرف ساختن فرهنگسراها و توسعة شهري و حتي نوع معماري که آنان تشويق کردند، منهاي نظر کارشناسي خاص، اعم از آن‌که به نفع اين يا آن گروه اقتصادي بوده يا نبوده باشد، به نفع يک جريان بوده است و آن پروژة نوسازي ايران است، چون کسي که در جامعه‌اي با ساختمان‌سازي، فضاي شهري، ترافيک، تبليغات و... خاص زندگي مي‌کند، به ناچار فکر و فرهنگ او نيز تغيير خواهد کرد. بنابراين، اگر در دهة دوم انقلاب راه‌هاي رويکرد فرهنگي به مدرنيته و مدرن‌سازي بسته شد، کارگزاران از راه‌هاي ناشناخته‌اي نگذاشتند شمع گرايش به وضعيّت مدرن خاموش شود.
BBC؛ از پروپاگاندا برای پروژه دختران خیابان انقلاب تا سکوت درباره وزارت تنهایی انگلیس!
«فرهنگ سدید» گزارش می‌دهد

BBC؛ از پروپاگاندا برای پروژه دختران خیابان انقلاب تا سکوت درباره وزارت تنهایی انگلیس!

پروژه‌ای که با شعار "نه به حجاب اجباری" در جهت آزادی‌های جنسی، با حمایت انگلیس و خط خبری بی‌بی‌سی آغاز شد، در حقیقت قدم گذاشتن در مسیر شکست‌خورده انگلیس است، که مایکل لوپن پروفسور روان شناسی دانشگاه نجوم آلمان وضعیت کنونی مدرنیته در جهان را این‌گونه توصیف می‌کند: «یک چرخه فلاکت»
مادي گري و منفعت انديشي فرهنگي در دولت سازندگی/2
«فرهنگ سدید» گزارش می دهد

مادي گري و منفعت انديشي فرهنگي در دولت سازندگی/2

استدلالي که نيروهاي تکنوکرات براي رفتارها و منش‌هاي اشرافي خود عرضه مي‌کردند اين بود که از يک سو، بهره‌مندي از نعمت‌هاي دنيوي و مادي براي مومنان حرام نيست، بلکه آن‌ها شايستة استفادة اين نعمات هستند، ديگر اين‌که چنين رفتارها و ظواهري موجب «سربلندي» و «عزت» ما در مقابل بيگانگان مي‌شود. اين استدلال ما را به ياد گفتة معاويه مي‌اندازد که در توجيه بنا کردن کاخ سبز در شام، به لزوم عزت‌مندي مسلمانان در مواجهه با اهل کتاب اشاره مي‌کرد. اما واقعيت آن است که تجمل و اشرافي‌گري، افتخار و سربلندي نمي‌آفريند، اگرچه اعجاب و حيرت بيگانگان را به همراه داشته باشد، بلکه طبق سيرة پيامبر اکرم (ص) و امام علي (ع)، ساده‌زيستي و زهدورزي حاکم، ماية عزت حقيقي و نشانگر همبستگي مديران نظام سياسي و توده‌هاي مردم است. در دوره اخير، سبک زندگي امام خميني که رهبر عالي جمهوري‌اسلامي بود، نمونه‌اي مثال‌زدني از ساده‌زيستي و قناعت در ماديات است. ايشان در مواجهه‌هاي رسمي با بيگانگان نيز اين رويه را تغيير نمي‌دادند، چنانچه در ملاقات با نمايندة ميخائيل گورباچف - رئيس اتحاد جماهير شوروي- برخلاف همة آداب و قواعد سياسي، با وضعيت بسيار ساده و بي‌نظير حاضر شد، لباس معمولي به تن کرد، در اتاق کوچک خويش ديدار را انجام داد، با يک استکان چاي از وي پذيرايي کرد و... . اين رفتارهاي دلنشين و زاهدانه، نشان مي‌دهد که تجّملات و مادّيات، فراهم‌آورندة افتخار و عزّت نيست.
مادي گری و منفعت انديشي فرهنگي در دولت سازندگی/1
«فرهنگ سدید» گزارش می دهد

مادي گری و منفعت انديشي فرهنگي در دولت سازندگی/1

سياست اقتصادي دولت سازندگي که سياست «تعديل اقتصادي» نام داشت، خواه‌ناخواه بر سياست فرهنگي‌اش تأثير جدي مي‌نهاد. در اين چارچوب، سودگرايي و فردگرايي و خويش‌مرکزبيني انسان در اقتصاد ليبراليستي، به حوزة فرهنگ نيز سرايت کرد و اخلاق و روحيات عموم به سوي ماترياليسم فرهنگي سوق پيدا نمود؛ به اين معني که «ايثار» و «ارزش‌مداري» جاي خود را به «خودمحوري» و «منفعت‌پرستي» داد. روشن است آن‌گاه که در دولت، اقتصاد، اصالت و کانونيت مي‌يابد، نمي‌توان توقع داشت که ساير حوزه‌ها همچون جزيره‌هاي مستقلي، راه خود را بپويند و به رنگ آن پهنة استراتژيک درنيايند. رهبر معظم انقلاب در همان نقطة آغازين استقرار دولت سازندگي، در مراسم تنفيذ حکم رياست‌جمهوري، بر دو نکتة مهم اصرار ورزيدند که از قضا، اين دولت به واسطة لحاظ نکردن آن‌ها، از گفتمان انقلاب اسلامي تا حد زيادي فاصله گرفت. يکي اين‌که «سازندگي ماد ي» و «رشد اقتصادي» بايد در ذيل «ارزش‌هاي اسلامي و انقلابي» تعريف شود و خود به صورت مستقل، اصالت نيابد و هدف نهايي انگاشته نشود
«لیبرالیسم‌فرهنگی»‌دولت هاشمی، ریشه بسیاری از آسیبهای اجتماعی امروز
تحليل«فرهنگ سدید»ازآسيب‌هاي اجتماعي/4

«لیبرالیسم‌فرهنگی»‌دولت هاشمی، ریشه بسیاری از آسیبهای اجتماعی امروز

نيروهاي فکري و فرهنگي جبهة انقلاب، از يک سو با جبهة روشنفکري شبه‌ديني و سکولار مواجه بودند و از سوي ديگر و در سطح حاکميّت سياسي، نمي‌توانستند در برابر سياست فرهنگي دولت سازندگي خاموشي گزينند و «چرخش رسمي و آشکار» از خط و گفتمان فرهنگي انقلاب را تحمّل کنند. اگرچه در اثر فشارها و مخالفت‌ها، خاتمي مجبور شد در خردادماه سال 1371 استعفا دهد، اما «ريل‌هاي پهن‌شده» و «مسيرهاي طراحي‌شده» توسط او در طول اين سال، تغيير نکرد و دولت سازندگي در حوزة فرهنگ، همان مسير را با شتاب و نمود کمتر ادامه داد. اگرچه جهت‌گيري عمدة دولت سازندگي، مبتني بر «اقتصاد» و معطوف به آن بود و فرهنگ امري «مظلوم» و «مهجور» بود، ولي در حوزة فرهنگ نيز هاشمي‌رفسنجاني و خاتمي (که وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي وي در سال‌هاي 71-1368 بود)، «علايق ليبراليستيِ» مشترکي داشتند که موجب گشت تا فضاي عمومي جامعه از نظر فرهنگي، «باز»تر و «آزاد»تر شود.
شاخص‌های سبک‌زندگی کارگزاران نظام مردم سالار دینی ایران
«فرهنگ سدید» گزارش می دهد

شاخص‌های سبک‌زندگی کارگزاران نظام مردم سالار دینی ایران

یکی از دغدغه ها و نارضایتی های اصلی مردم که این روزها در محافل فکری و در تجمعات خیابانی خود را نشان می دهد اختلاف زندگی بین مسئولان و مردم، اشرافی گری و فاصله گرفتن از طبقات جامعه است به طوری که هر روز بر دامنه این نارضایتی های حاصل از اشرافی گری برخی مسئولان و کارگزاران نظام افزوده می شود. براین اساس در این نوشتار به دنبال ارائه شاخص هایی هستیم که راه را بر مدیرانی که دل در گرو نظام و ارزش های اسلامی و سبک زندگی پاک و خداپسندانه و انسان دوستانه دارند نشان داده و حجت را بر مدیرانی که خدای ناکرده در پی اشرافی گری و ثروت اندوزی و ... هستند آشکار نماید. انشالله
نگاهی بر شکل‌گیری گفتمان اشرافی‌گری در دولت سازندگی
تحليل گفتماني و فرهنگي ريشه‌هاي آسيب‌هاي اجتماعي/بخش سوم

نگاهی بر شکل‌گیری گفتمان اشرافی‌گری در دولت سازندگی

هاشمي‌رفسنجاني در سخنراني معروف خود در خطبه‌هاي نماز جمعه پس از اتمام دفاع مقدس، به جاي آن‌که از ظرفيت «قدسي» و استعداد «جهادي» و «حماسي» اين جنگ براي ادامه دادن راه انقلاب و پا نهادن به برهه‌هاي پيش‌رو استفاده کند، جنگ را واقعه‌اي پايان يافته و دربردارندة خسارت‌ها و زيان‌هاي بسيار توصيف، و توصيه کرد جامعه از آن فضا خارج شده و به سازندگي و آباداني کشور رو آورد. در واقع، هر چه سرماية معنوي و اجتماعي در دورة دفاع مقدس هشت ساله اندوخته شده بود، مسدود و بايکوت شد و به دورة بعدي انقلاب راه نيافت.
نگاهی بر سیاستهای آسیب‌زای دولت سازندگی
تحليل گفتماني و فرهنگي ريشه‌هاي آسيب‌هاي اجتماعي/ بخش دوم

نگاهی بر سیاستهای آسیب‌زای دولت سازندگی

در ادبيات گفتماني هاشمي‌رفسنجاني و مديران تکنوکرات دولت سازندگي، تنها ايده‌اي که در زمينة فرهنگ مطرح شده، «اعتدال» است. حتي در همين سال‌هاي اخير نيز هاشمي‌رفسنجاني در مصاحبه‌هاي خود، آن‌گاه که خواسته دربارة سياست فرهنگي دولت خود سخن بگويد و يا به انتقاد از وضعيّت فرهنگي موجود بپردازد و ايده و آرماني را تجويز کند، بر واژة «اعتدال» تأکيد ورزيده است. وي دربارة اين مفهوم سيّال و کش‌دار، هيچ‌گاه توضيح شفاف و روشني عرضه نکرده و تنها به اظهار مخالفت خود با «افراط» و «تفريط» و «تندروي» بسنده نموده است، و البته به مصاديقي از اين امور که وي با آن‌ها به مخالفت برخاسته نيز اشاره نموده است، اما اين توضيح‌هاي حداقلي و کلّي، گِرهي از معضل ابهام و عدم وضوح مفهوم «اعتدال» نمي‌گشايد و مخاطب را قانع نمي‌سازد.
رديابيِ آسيب‌هاي اجتماعيِ جامعه ايراني در گفتمان فرهنگيِ دولت سازندگی/ «آسیبهای اجتماعی»؛ محصول چرخیدن چرخهای توسعه
تحليل گفتماني و فرهنگي ريشه‌هاي آسيب‌هاي اجتماعي/ بخش اول

رديابيِ آسيب‌هاي اجتماعيِ جامعه ايراني در گفتمان فرهنگيِ دولت سازندگی/ «آسیبهای اجتماعی»؛ محصول چرخیدن چرخهای توسعه

بدون شک، هاشمي‌رفسنجاني يک «نظريه‌پرداز» يا «انديشمند» سياسي نيست که نظام معرفتي مشخصي را عرضه کرده باشد. او تنها يک شخصيّت «اثرگذار» و «تعيين‌کننده» در مناسبات سياسي ايران پس از انقلاب است که در عمده‌ترين تحوّلات و مسائل سياسي اين مقطع از تاريخ، «نقش‌هاي اساسي» بر عهده داشته است. بنابراين، در تحليل هاشمي‌رفسنجاني، آنچه که بيش از فکر و نظرش برجستگي دارد، چگونگي کنشگري و عامليّت‌گري سياسي او و دولتش است. محملِ اصلي فاعليّت سياسي هاشمي‌رفسنجاني، دولت سازندگي بوده که به خوبي مي‌تواند تصوير نسبتاً واضحي از ديدگاه‌هاي او را عرضه نمايد. در اين دورة تاريخي حساس، در هر سه حوزة سياسي، فرهنگي و اقتصادي، رويه‌هاي خاص و متفاوتي نسبت به دورة قبل و حتي گفتمان اصيل انقلاب اسلامي در پيش گرفته شد.
یک چارچوب نظري مجمل براي تبيين آسيب هاي اجتماعي/ آسيب هاي اجتماعي از کجا مي آيند
مرور «فرهنگ سدید» بر آسيبهاي اجتماعي و راهبردهاي پيشرو

یک چارچوب نظري مجمل براي تبيين آسيب هاي اجتماعي/ آسيب هاي اجتماعي از کجا مي آيند

آسيب هاي اجتماعي به هر نوع عمل فردي يا جمعي گفته مي شود كه در راستاي اصول اخلاقي و قواعد عام عمل جمعي يا قواعد غيررسمي جامعه، محل تأييد كنشگران قرار نمي گيرد و در نتيجه با منع قانوني و يا قبح اخلاقي و اجتماعي روبه رو مي گردد.
۱
پربیننده ترین ها
آخرین عناوین