پایگاه تحلیلی فرهنگ سدید

یکی از مهمترین مسائل در بحث روانشناسی اجتماعی مسئله انبوه خلق و توده هاست که ارتباط تنگاتنگی با فضای مجازی خواهد داشت. ابتدا لازم است با این مبحث یک آشنایی کلی پیدا کنیم و بعد به ارتباط آن با فضای مجازی بپردازیم.

تاریخ انتشار: ۱۵:۴۹ - ۰۴ دی ۱۳۹۷

گروه رسانه و فضای مجازی فرهنگ سدید- مصطفی احمدی:  در یک مسابقه فوتبال تعدادی تماشاگر برای هدفی موقت که تشویق تیم محبوبشان است به ورزشگاه می‌روند. این اشخاص تشکیل یک انبوه خلق می‌دهند که محدود به قشر و نژاد طبقه خاصی نیستند و تصادفا به یکدیگر رسیده اند. یک هیجان نهفته فوق العاده ای در انبوه خلق وجود دارد که با تلنگری این هیجان فوران می‌کند. افراد در ورزشگاه با یک شوت، یک حرکت نمایشی یا یک اشتباه رفتار هیجانی از خود بروز می‌دهند.

انبوه خلق یک مسئله کلی است و به آن باید یک دید کلی داشت. در مثال فوق، افراد در ورزشگاه را اگر با دید کلی نگاه کنیم تشکیل یک انبوه خلق می‌دهند. اما اگر در بطن آن‌ها قرار بگیریم شاید راه رسیدن به هدفشان که تشویق و روحیه دادن به تیم محبوبشان است متفاوت باشد و به دسته های مختلفی تبدیل شده باشند، اما همه اینها در کنار یکدیگر تشکیل یک انبوه خلق می‌دهند.

برای افرادی که قدرت رهبری دارند و از هوش هیجانی بالایی برخوردار هستند هدایت انبوه خلق بسیار ساده است و رگ خواب خلق پیرو، مانند موم در دست آن‌هاست و به راحتی می‌تواند به آ‌ن‌ها جهت داد. گوستاو لوبون نویسنده کتاب روانشناسی توده ها، رهبران را نه اشخاص متفکر بلکه مردان عمل می‌داند. او معتقد است راهبران قوه بصیرت اندکی دارند. زیرا این بصیرت انسان را به تردید دچار می‌کند و افراد با بصیرت، غالبا محتاط و محافظه کار هستند و همین مسئله باعث عدم فعالیت می‌شود. در صورتی که رهبران شخصیت های فعال و پویایی دارند. البته نباید از این مسئله غافل شد که راهبران نیاز به تامل و قوه بصیرت نیز دارند، و منظور لوبون در این مسئله غلبه قوه پویایی و عمل بر قوه بصیرت است.

اشخاص و انسان ها تحت تاثیر انبوه خلق، ویژگی هایی به دست می آورند که با ویژگی های فردی آن‌ها متفاوت است. به نوعی شخصیت خودآگاه فرد از بین می‌رود و تمام تمرکز فرد به هدف جمع معطوف می‌شود و در این حالت روح مشترک معینی در افراد پدید می آید. تماما یک موجود واحد را تشکیل می‌دهند و تابع " قانون وحدت روحی توده" می‌شوند.

البته لازم به ذکر است که انبوه خلق برای سازمان دادن به خود و حتی برای شکل گرفتن، مستلزم حضور همزمان در یک محل واحد نیستند. هزاران شخص جدا از هم و در مکان های مختلف می‌توانند تشکیل انبوه خلق بدهند. مانند اینستاگرام و فیسبوک و امثالهم در فضای مجازی.

در انبوه خلق، افراد به یکدیگر احساس نزدیکی می‌کنند. یک کفاش و یک ریاضیدان و یک پروفسور در کنار هم ایستاده و شخصیت افراد در درون روح عمومی توده محو می‌شود. لوبون ویژگی هایی برای این پدیده ذکر کرده است و این ویژگی ها عبارتند از:

«"تحرک و تحریک پذیری" و "تلقین پذیری و زود باوری" و "مبالغه و یک جانبه نگری" که همین سه ویژگی برای بیان مطلب ما کفایت می‌کند.»

امروزه در فضای مجازی و مخصوصا اینستاگرام، با پدیده ای روبرو هستیم که می‌توان نام آن را "موج سواری در فضای مجازی" نامید. در این فضا افراد تشکیل یک انبوه خلقی داده اند که به راحتی بر روی هر موجی سوار می‌شوند و بر اثر ویژگی زود باوری، قوه تحلیل و تفکر در مورد مسائل گوناگون از افراد گرفته می‌شود. البته در حقیقت این قوه در افراد گم می‌شود. اگر به مسائل اجتماعی و این فضا با دقت بیشتری نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که مدام موج ایجاد می‌شود و دوباره به راحتی از بین می‌رود. یک روز موج پلاسکو، یک روز موج علی کریمی و نخریدن سکه و دلار، یک روز موج مبارزه با اشرافی گری توسط باصطلاح "شاخ"های مجازی و هزاران نمونه دیگر.

در جامعه کنونی ما که افراد به شدت دچار سلبریتی زدگی شده اند؛ سلبریتی ها به راحتی می‌توانند موج ایجاد کنند و یا به موج ایجاد شده قوت ببخشند. به همین خاطر است که اصلا توجهی به این مسئله نشده و فردی که این موج را به راه انداخته است اساسا سواد و صلاحیت اظهار نظر درباره آن مسئله را دارد یا خیر. چراکه صرفا همه چیز قائم به فرد است و بس.

توده ها بسیار می‌توانند خطرناک باشند؛ اگر یک رهبر قوی پیدا کنند. آن زمان دیگر ماهیت توده بودن را از دست داده و دیگر هدف‌ها موقتی نیستند و دارای هنجار و ارزش می‌شوند. آن‌وقت می‌توانند دست به کارهای بزرگی مانند انقلاب بزنند. درست مثل نازی ها و هیتلر (که البته بد نیست بدانید، کتاب روانشناسی توده ها از کتب مورد علاقه آدلف هیتلر بوده است).

افراد به دلیل یک افسردگی اجتماعی و احساس تنهایی در جامعه به انبوه خلق می پیوندند تا غریزه تعلق به یک گروه یا قشر را موقتا در خویش ارضا کنند و این تنهایی اجتماعی اساسی ترین دلیل برای پیوستن به توده هاست. این موج های پی در پی در فضای مجازی مدام بستری فراهم می‌کنند تا افرادی که از این مشکل رنج می‌برند؛ این‌گونه از درد تنهایی بگریزند. هر چه این موج ها از لحاظ اجتماعی خاص تر باشند این غریزه زودتر از بین می‌رود؛ زیرا فرد به زعم خود عضو گروهی شده است که توجه ها را به خود جلب کرده است. در این حالت یک نشئگی در فرد به وجود می آید. و این حال تا زمانی با او همراه است که آن موج در جامعه وجود داشته و شخص خود را متعلق به آن می‌داند. در این موقعیت هم غریزه متعلق بودن به یک گروه و کمپین در فرد ارضا می‌شود و هم با فعالیت در آن شخص دیگر خود را منفعل نمی‌داند بلکه در خیال خود تبدیل به یک فعال اجتماعی شده است.

از معضلات و اثرات منفی فضای مجازی همین مسئله است که در عین منفعل بودن به فرد حس فعال بودن را القا کرده و به نوعی آن را مدیریت می‌کند. موج های فضای مجازی بعضا می‌تواند هدفمند باشد و توسط رهبران یا افراد خاصی به شکل عامدانه و با دلیل تعیین شده ای ایجاد شوند تا نتیجه گمراهی اذهان عمومی از یک مسئله بزرگتر را در پی داشته باشد. رهبران سیاسی با به راه انداختن موج می‌توانند افکار مردم را مدیریت کرده و به آن‌ها جهت بدهند و مشخص کنند که اشخاص به چه و چگونه فکر کنند. هر چه در پشت ماجرا رهبران قوی‌تر و افکار عمیق تری باشند و در ظاهر بازیگران ماهرتر، به طبع این موج افراد بیشتری را با خود خواهد برد و این نوعی مدیریت از راه دور است.

ما بر آنیم تا با دانش دهی هر چه بیشتر، از سطحی نگری و اسارت در چنگ انبوه خلق های تهی و موج سواری رهایی پیدا کنیم و با تحلیل این فضا، به تولید محتوا و راه حل های اساسی و بنیادین دست پیدا کنیم.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: