پایگاه تحلیلی فرهنگ سدید

«فرهنگ سدید» در سلسله گفت و گوهایی که در چند نوبت و به صورت مجزا منتشر خواهد شد به این موضوع پرداخته است که چرا برخی از رسانه‌ها در خدمت صاحبان ثروت و قدرت و فساد هستند.

تاریخ انتشار: ۱۴:۲۳ - ۲۶ آبان ۱۳۹۷

فرهنگ سدید: «رسانه، در کنار سه اصل قانون اساسی، مجلس و احزاب، رکن چهارم دموکراسی است»؛ فارغ از تعریف عمومی که در ادبیات سیاسی و رسانه‌ای از مفهوم دموکراسی ارائه می‌شود، اما این عنوان یکی از پرکاربردترین عباراتی است که نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان برای علت و لزوم حضور رسانه‌ها به کار می‌رود. در حقیقت با استناد به همین مفهوم است که در همه جای دنیا همه رسانه‌های بین المللی، ملی و محلی اعتبار ویژه کسب می‌کنند و خبرنگاران و روزنامه نگاران نیز با استناد به همین گزاره از رأس تا ذیل نهاد‌های حاکمیتی را ملزم به پاسخگویی می‌دانند. البته باز هم تاکید می‌شود این موضوع ناظر به تعاریف متعدد از مفهوم دموکراسی نیست و گزاره‌های موجود مبتنی با همان مفهوم عمومی وشاید ناقص از دموکراسی یا به عبارتی مردم سالاری مطرح می‌شود.

در حقیقت با استناد به همین اصل یعنی اینکه یک رسانه رکن چهارم دموکراسی باشد، رسانه‌ها باید خود را نماینده افکار عمومی تلقی کرده و خود را بلندگوی مردم و بازتاب دهنده صدای منشاء دموکراسی یعنی مردم بدانند وهمچنین گردانندگان آن‌ها نیز در مواجهه افکار عمومی با باند‌های قدرت و ثروت نامشروع، فارغ از زد و بند‌های سیاسی و اقتصادی نقش مدعی العموم در عرصه اطلاع رسانی را ایفا کنند.

اما سوالی که در این میان چه درعرصه بین المللی و چه در عرصه داخلی کشورمان مطرح می‌شود این است که چرا علیرغم وجود تعداد بیشماری از رسانه‌های مختلف مکتوب و مجازی آن هم در قواره‌های مختلف و متعدد و با وجود برخی اتفاقات ناگوار در عرصه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، صدایی از برخی از رسانه‌های رسمی و البته غیر رسمی (این روز‌ها و با گسترش فضای مجازی، رسانه‌ها نیز متنوع شده و ابزار‌های اطلاع رسانی تنها به برخی خبرگزاری و روزنامه‌های شناخته شده، محدود نمی‌شوند) شنیده نمی‌شود. نکته قابل تامل و البته تاسف اینکه در مواجهه با گزاره مطرح یعنی اقدامات خلاف قانون در مناسبات اقتصادی و سیاسی؛ در کنار سکوت محض، گاهی برخی از رسانه‌ها در نقش توجیه گر شرایط پیش آمده نیز قرار می‌گیرند. به عبارت دقیق‌تر یک جریان یا یک شخص که عامل فساد‌های متعدد اقتصادی است که برخی از آن‌ها نیز به طور قطعی در دادگاه‌های جمهوری اسلامی به اثبات رسیده نه تنها مورد مطالبه گری برخی از رسانه‌ها قرار نمی‌گیرد بلکه همین رسانه‌ها به تریبون این فرد یا جریان برای توجیه اقدامات خلاف قانون او نیز تبدیل می‌شوند. خب آیا نباید برای چنین شرایطی گریست؟ نباید تاسف خورد که عناوینی، چون دموکراسی و شعارهایی، چون رسانه رکن چهارم دموکراسی برای برخی صرفا در نقش ویترین فعالیت به ظاهر رسانه‌ای و در عمل ابزار جریان‌های ثروت و قدرت نامشروع شده است؟ درست مثل یک فروشگاه کتاب که در شغلی شریف و با پوشش مشروع اقدام به فروش مواد مخدر می‌کند! و البته در مقایسه ضرر و آسیب عمومی چقدر این دو با هم فاصله دارند. در حقیقت رسانه‌هایی که باید گویای شرایط حاکم بر مناسبات قدرت و ثروت باشند و انعکاس صدای مردم در مطالبه گری، در مقابل به ابزاری برای گسترش مفاسد مختلف اقتصادی و سیاسی تبدیل شده اند. نکته قابل تامل دیگر میزان خسارت اقدامات رسانه‌ای در توجیه مفاسد و بزک چهره مفسدان اقتصادی است؛ به جرات می‌توان گفت که با هیچ شاخصی نمی‌توان اثرات مخرب این اقدامات را بررسی کرد.


اخبار منتشره در رسانه‌ها خصوصا در رسانه‌های رسمی که بعضا از پول بیت المال نیز تغذیه می‌شوند با توجه به اعتبار عمومی که در اذهان مردم دارند باعث می‌شود تا افکار عمومی اخبار منتشر شده در آن‌ها را ملاک قرار داده و با انتقال مویرگی آن در سطح جامعه بخش وسیعی از افکار عمومی در این خصوص دچار آلودگی فکری شود. حالا حتی اگر آن رسانه اقدام به اصلاح خبر خود نیز کند آیا می‌تواند به همان میزان که باعث تخریب شده، باعث اصلاح نیز شود؟ قطعا پاسخ منفی است. نکته دیگر تغذیه مالی این رسانه هاست؛ یعنی شاید این سوال پیش آید که چرا باید برخی از رسانه‌های رسمی کشور به تریبون برخی مفسدان اقتصادی تبدیل شوند؛ حتی بدون ارزیابی سازمانی و کنکاش هم با توجه به سوابق موجود برخی از این رسانه‌ها به خوبی می‌توان ریشه این موضوع را در ارتباطات گسترده مالی آن‌ها با همان مفسدان اقتصادی دانست. تاسف بارتر اینکه در این میان نقش برخی از رسانه‌هایی که از بودجه بیت المال نیز تغذیه می‌کنند پررنگ است. یعنی در اینجا با پدیده‌ای ویژه مواجه هستیم. رسانه‌های که قرار است نماینده افکار عمومی باشد با تغذیه از پول‌های کثیف مفسدان اقتصادی به تریبون آن‌ها تبدیل شده و بودجه بیت المال نیز در هدایت این موضوع نقش آفرینی می‌کند. حالا آنچه از همه این‌ها مهم‌تر است لزوم نقش آفرینی دستگاه‌های نظارتی و قضایی بر نحوه ارتزاق برخی از رسانه‌ها و چهره کردن برخی از مفسدان اقتصادی است.

«فرهنگ سدید» به منظور بررسی بیشتر موضوعات مطرح در این زمینه و اینکه چرا برخی رسانه‌ها در خدمت صاحبان ثروت و قدرت و فساد هستند، با برخی از نمایندگان مجلس، صاحبان جراید و کارشناسان سیاسی و فرهنگی گفتگو کرده است.

 

«فرهنگ سدید» در اولین گفت و گو از سلسله گفت وگوهای مورد اشاره به سراغ محمد علی پور مختار عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس دهم و رئیس کمیسیون اصل نود مجلس نهم رفته است.

وقتی رکن چهارم دموکراسی در خدمت مفسدان اقتصادی قرار می‌گیرد!

آقای پورمختار همانطور که می دانید کشور امروز درگیر مشکلات اقتصادی است، اگر بخواهیم نقاط قوت و ضعف کشور را اجمالا دسته بندی کنیم به چه مواردی می رسیم؟

باید نگاه جامع و کامل به 4 دهه عمر انقلاب اسلامی داشته باشیم. پیشرفت های این چهار دهه با بسیاری از دشمنی ها و تحریم ها بسیار چشمگیر بوده است. آمریکا در طول این مدت فتنه‌هایی همچون فتنه منافقین، فتنه 78 و یا فتنه 88 را ترتیب داد تا امنیت سرمایه گذاری در کشور را تهدید کند. از سوی دیگر کشور در برهه ای درگیر یک جنگ ناخواسته شد و همین جنگ بیشترین خسارت را به این کشور و ملت تحمیل کرد که با گذست 3 دهه همچنان هزینه های آن در حال پرداخت است. با وجود همه این موانع و مشکلات، توانستیم در حوزه اقتصاد رشد داشته باشیم. البته با این وجود دشمن تلاش کرد دسترسی ایران به سطح بین الملل محدود شود و همین عامل باعث شد ایران نتواند با اقتصاد دنیا ارتباط پیدا کند.

 

برخی معتقدند در اقتصاد ایران رانت و رانت بازی وجود دارد، نظر شما چیست؟

من منکر این قضیه نیستم. ولی در این برهه نباید با دشمن همراهی کنیم زیرا دشمنان ملت دنبال این هستند که همه چیز را سیاه و بسیار بد جلوه بدهند و بگویند که جمهوری اسلامی ایران ناموفق و نظامی فساد و رانت باز بوده است. فلذا این قضیه ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و انقلاب بدبین کند.

 

شما اشاره کردید که جمهوری اسلامی در این 4 دهه ایران پیشرفت های قابل توجهی داشته است خب این موضوع به خوبی در در رسانه‌ها تبیین نمی شود؛ علت آن را در چه می دانید؟

رسانه هایی که نگاه سیاسی دارند، همیشه قضایا را با عینک و نگاه سیاسی می بینند. با این نگاه سیاست زده، سعی می شود نظام ضعیف نشان داده شود. بعد دیگر قضیه به فرهنگ کشور بازمی گردد که براساس آن رسانه‌ها علاقه دارند برای جذب مخاطب به اخبار ویژه و به اصطلاح خبرهای زرد روی بیاورند. در این چارچوب سخن شما از پیشرفت، شاید مخاطب یا خواننده نداشته باشد و همین باعث می شود رسانه برای جذب مخاطب به سمت خطوط قرمز یا حرف های خیلی تند برود.

 

البته رسانه ها رسالت های زیادی بر دوش دارند و برای تداوم همین پیشرفت‌های مورد اشاره یکی از موضوعاتی که رسانه می‌تواند در آن نقش ویژه ای ایفا کند، فسادستیزی است. اما متاسفانه برخی رسانه ها در پرونده های خاص، تلاش کرده اند افراد مفسد را پاک و تطهیر شده به جامعه معرفی کنند.

قطعا رپرتاژ رفتن برای این اشخاص، با مقاصد سیاسی صورت می گیرد؛ به نظر من این نوع رسانه ها پیاده نظام دشمن هستند. این رسانه ها افراد بدنام سیاسی و اقتصادی را پاک و تطهیر و به عنوان یک فرد موفق به جامعه معرفی می‌کنند.

 

جالب اینکه همین رسانه ها همواره این شعار که رسانه رکن چهارم دموکراسی است را فریاد می زنند؛ خب این شعار با خروجی آن‌ها متناقض نیست؟

البته نمی توان به صورت مطلق گفت همه رسانه ها این طور هستند اما می توان گفت که بخشی از رسانه ها این طور هستند ولی کل رسانه ها این طور نیستند. ما رسانه های خیلی خوب و فعالی در کشور داریم که همیشه همراه مردم و منافع ملی هستند.

 

فرهنگ سدید در دومین گفت و گو از سلسله گفت وگوهای مورد اشاره به سراغ حجت‌الاسلام نصرالله پژمان فر نماینده مشهد در مجلس شورای اسلامی رفته است.

وقتی رکن چهارم دموکراسی در خدمت مفسدان اقتصادی قرار می‌گیرد!

 

مردم پس از پیروزی انقلاب توقع داشتند که تمام رفتارهای طاغوتی اعم از اشرافی گری و فساد از بین برود و یک کشور  واقعا اسلامی را تجربه کنند. آیا در این40 سال موفق به دستیابی به این هدف شدیم؟

ریشه موضوع مبارزه با فساد اقتصادی، در شکل‌گیری انقلاب اسلامی بوده است. یکی از عللی که مردم به میدان آمدند و انقلاب در سال 57 به پیروزی رسید، فسادهای دوران رژیم پهلوی بود. یکی از خواسته‌های مردم این بود که با عوامل فساد برخورد شود. بر همین اساس در قانون اساسی به‌صورت کاملاً ویژه به این مسئله توجه شد و چند ماده به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم  به موضوع عدالت، جلوگیری از فساد و برخورد با مفسدین اختصاص پیدا کرد. قانون «از کجا آورده‌اید» زاییده همین جریان فکری بود.

متأسفانه در طول انقلاب، یک جریان انحرافی توسط کسانی شکل گرفت که مسئولیت اجرایی کشور را در اختیار داشتند؛ خطبه‌های نماز جمعه می‌خواندند و برای تفسیر معنای عدالت اجتماعی در نماز جمعه معنای جدیدی از عدالت مطرح می‌کردند. من نقطه آغاز انحراف را در همان روزها می‌بینم.

کلید این انحراف از چه زمانی زده شد؟

مردم تهران یادشان نمی‌رود که در نماز جمعه تفسیرهایی در باب عدالت مطرح شد که آن تفسیرها با نص قرآن و روایات مغایرت داشت. گفتند چه اشکالی دارد بچه‌های حزب الهی از امتیازات ویژه استفاده کنند؟ نتیجه هم این شد که ویژه خواری شکل گرفت. حتی این نگاه در دوران دفاع مقدس آثاری داشت که من به آن نمی‌پردازم اما شاید ضرورت دارد در یک مرکزی به این موضوع پرداخته شود و عواملی که شکل‌دهنده این جریان فکری در جامعه ما بود را شناسایی کند.

دولت سازندگی این شعار که ما به دنبال «توسعه» هستیم و برای رسیدن به توسعه ممکن است یکسری از افراد زیر چرخ‌های توسعه له شوند، کشورداری کرد. علیرغم تأکیدی که رهبری معظم انقلاب داشتند که ما توسعه را باید در کنار حفظ عدالت داشته باشیم، این موضوع محقق نشد و نتیجه‌اش هم این شد که امروز نماینده‌ای در دفاع از پدرش که ویژه خوار بوده است، ویژه خواری را حق پدرش می‌داند و حتی این افراد را «ذخیره انقلاب» معرفی می‌شوند.

بنده به یکی از وزرایی که دارایی‌هایش -به قول خودشان - 1200 میلیارد تومان است گفتم خب وضع شما که قبل از انقلاب روشن است و ما هم دورادور شاهد بودیم که وضع مالی شما چطور بود. اگر فرض کنیم از روز اول انقلاب به‌صورت میانگین یک میلیارد تومان درآمدتان باشد تا الآن باید 480 میلیارد تومان درآمد داشته باشید. ‌ این هزار و دویست میلیارد تومان را از کجا آوردید؟ این وزیر بر سر من داد کشید که شما می‌گویید من خلاف شرع کردم؟ من دزدی کردم؟ گفتم نه! من سؤالم این است که از کجا آورده‌اید؟ گفت من زحمت کشیدم و نان فکرم را خوردم. این از همان انحرافات است که می‌گوید اگر می‌خواستم به‌اندازه خدمتم برای کشور بردارم، صدها برابر بیشتر از این حقم بود. این ادبیات تبدیل به یک فرهنگ شد.

همین می‌شود که مقام معظم رهبری در رابطه با حقوق‌های نجومی فریاد می‌زند اما این حقوق‌ها اصلاح نمی‌شود. در ظاهر اعلام همکاری می‌کنند اما در باطن این مسیر ادامه پیدا می‌کند.

مقصر این انحراف چه جریان و شخصی بود؟

خطبه‌های نماز جمعه تهران که آقای هاشمی خواند زمینه این بحث را فراهم کرد و دقیقاً دولت سازندگی عملیات را تنظیم کرد. ما سازمانی به نام تشریفات نداشتیم. اما اینکه تشریفات به وجود بیاید؛ آئین‌نامه برایش بنویسند؛ امتیازات برای افراد قائل شوند و ... در دولت سازندگی اتفاق افتاد. این شیوه‌ای بود که متأثر از افکار آقای هاشمی و دولت سازندگی در جامعه ایجاد شد. من هیچ‌کس را به‌اندازه آقای هاشمی در این موضوع مقصر نمی‌دانم. دیدگاه وی این بود کسانی که زحمت بیشتری می‌کشند، امتیاز بیشتری ببرند. اما ما در مبانی دینی می‌گوییم که امتیازات انسان‌ها باید در آخرت تجلی پیدا کند.

بیم این نمی‌رود که مردم این بی‌عدالتی را به‌پای نظام بنویسند؟

من به مردم حق می‌دهم. مردم وقتی در این فضا قرار می‌گیرند به‌نظام بی‌اعتماد می‌شوند. این‌طور نیست مردم بپذیرند و بگویند شما هر کاری بکنید ما هستیم. مردم پای اصل نظام ایستادند زیرا به آن اعتقاددارند و به همین دلیل اگر گاهی بین منافع خودشان و منافع نظام، تضادی ایجاد شود، از منافع خودشان برای منافع نظام می‌گذرند. مردم امروز حس می‌کنند، بحث «نظام» نیست و یکسری از آدم‌ها دارند از رانت استفاده می‌کنند و به ثروت‌هایی می‌رسند. برای مردم حکایت این‌ها مانند آن داستان‌های تاریخی است که بعد مرگشان طلاهایشان را با تبر تکه‌تکه می‌کردند و به وراث می‌دادند. امروز چنین شرایطی است.

فردی را فرض کنید که چند هزار میلیارد دارایی دارد. او این دارایی را از عرق جبین که به دست نیاورده است. این حس برای مردم خوب نیست. مهم‌ترین سرمایه نظام، مردم هستند. ما باید برویم به سمت مردم و آن‌ها را به‌عنوان مهم‌ترین سرمایه برای خودمان نگه‌داریم. اگر ما انقلاب کردیم، به این خاطر بود که امام به مردم اعتماد داشت؛ رهبری به مردم اعتماد دارند و معتقدند مردم می‌توانند مسائل را حل و تهدیدات را به فرصت تبدیل کنند.

در افزایش این فضای بی‌اعتمادی دشمنان هم تأثیر دارند؟ برای رفع این فضاسازی‌ها چه باید کرد؟

وقتی مردم حس ناامیدی داشته باشند، هستند کسانی که از این حس، استفاده ابزاری کنند .متأسفانه در قانون ضعف داریم. یک پزشک ماهیانه یک میلیارد تومان برای خودش درآمدزایی می‌کند و با زد و بندهایی که دارد کمترین مالیات را پرداخت می‌کند اما یک کارگر که حتی به‌اندازه قانون کار هم حقوق دریافت نمی‌کند، مجبور است مالیات بدهد. امروز به بزرگ‌ترین پشتوانه نظام، که «اعتماد مردم» است، در حال خدشه وارد کردن هستیم.

البته به این قضیه یک موضوع دیگر را باید اضافه کنم و آن برنامه دروغ‌پراکنی رسانه‌های خارجی و ضدانقلاب برای سلب اعتماد مردم به مسئولین است. وقتی یکسری از مسائل به‌صورت دروغین مطرح می‌شود و از آن‌طرف به مردم گزارش درستی داده نمی‌شود که با فلان تخلف برخورد قانونی شده است، مردم حس می‌کنند متخلفان زیادی در جامعه وجود دارد. آن‌ها فکر می‌کنند همه مسئولین و همه جامعه فاسد هستند. این، فضای بی‌اعتمادی را تقویت می‌کند. بخش عمده این بی‌اعتمادی را دشمن مدیریت می‌کند. اما ضعف‌های ما در این قضیه اثر مستقیم خودش را گذاشته است.

در برخی کشورها رسانه ها در معرفی و افشای فساد، خواه اقتصادی، سیاسی و یا اخلاقی نقش پررنگی ایفا می‌کنند، در ایران رسانه‌ها چقدر توانسته‌اند در این مسیر گام بردارند؟

رسانه یک ابزار است. الحمدالله در کشور ما بخش قابل‌توجهی از رسانه در خدمت منافع و مصالح مردم است.  متأسفانه در دنیا جریان قدرت و ثروت رسانه را به استخدام خود درآوردند. در ایران هم برخی با همین ابزار تلاش می‌کنند خودشان را تطهیر کنند. به‌عنوان نمونه شخصاً دیده‌ام که یک شخصیت فاسد که زمانی ریاست سازمان میراث فرهنگی را بر عهده داشت، در زمان مسئولیت چه اقداماتی کرد. حالا این فرد زنبیل به دست می‌آید و نظام را به دلیل بی‌عدالتی هو می‌کند! این در حالی است که خودم می‌دانم این آدم در زمان تصدی میراث فرهنگی از عوامل فساد بود.

برخورد با فساد، جریان چپ و راست ندارد. اتفاقاً بخشی از این خط‌کشی‌ها برای این است که پیگیری فساد را کند و ناتوان کنند. باید با فساد برخورد کاملاً جدی صورت بگیرد. نظام باید با فساد جدی برخورد کند.

به عنوان یک عضو از مجلس شورای اسلامی، نقش این قوه در جلوگیری از بروز مفاسد اقتصادی را چگونه ارزیابی می کنید؟

من فکر می‌کنم در نهادهای نظارتی، ضعف‌های قانونی وجود دارد. متأسفانه قوانین ما روی این موضوع ضعف دارد.  ما با این قوانین نمی‌توانیم برخورد مقتضی را داشته باشیم. مجلس در این موضوع باید ورود داشته باشد ولی ضعیف عمل کرده است. اما همین قانون هم قدرت برخورد با متخلف را برای آن‌کسی که به دنبال برخورد با مجرم است دارد. یعنی ما با همین قوانین موجود می‌توانیم کاری کنیم که در جامعه نسبت به انجام جرم بازدارندگی ایجاد شود.  مشکل اصلی ما ضعف اراده‌هاست. آدم‌ها در برخورد با فساد ضعیف هستند زیرا یا می‌ترسند یا پای خودشان در این مسائل گیر است.

 نقش دولت در مبارزه با فساد چیست؟

 رهبر معظم انقلاب مثال بسیار زیبایی زدند. فرمودند فساد یک اژدهای هفت‌سر است و  این‌جور نیست که ما یکسر را بزنیم، این اژدها از پا بیفتد. این اژدها دارد کار خودش را می‌کند ما باید این سرها را از این پیکره منحوس جدا کنیم . این‌یک اراده عمومی در مردم و مسئولین می‌خواهد. البته مردم امروز آماده هستند. منتها فساد در کسانی هست که مسئولیت کار را بر عهده دارند. امروز این اراده باید به وجود بیاید. این اراده، دو شکل دارد؛ یا خودشان بخواهند این کار را بکنند -که خب معمولاً کسی که در فساد غوطه‌ور باشد چنین اراده‌ای ندارد - یا مردم اراده کنند. پاک دست بودن مهم است. بالاخره کابینه دولت باید پاکدست باشد. امروز در انتخابات چیزهای دیگر ملاک قرار می‌گیرد و نتیجه آرا در انتخابات ما عوض می‌شود. هیچ‌کسی بررسی نکرد که آیا مسئولین و وزرا پاک دست بودند یا نبودند که من در چهار سال بعدی به آن رأی بدهم؟ آمدن به این مسائل دروغ پرداختند گفتند اگر ما نیاییم در خیابان‌ها دیوار می‌کشند. نتیجه این نگاه این می‌شود که مردم با دست خودشان یک گزینه امتحان پس داده را دوباره بر خودشان مسلط می‌کنند. امروز مردم می‌خواهند عدالت اجرا بشود. اما باید بدانند دستیابی به عدالت توسط فردی باید صورت بگیرد که از صندوق رأی بیرون می‌آید. کسی که به کسانی که درگذشته حقوق نجومی می‌گرفتند ذخایر نظام می‌گوید، می‌تواند عدالت را اجرا کند؟

 

این پرونده تکمیل می‌شود

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین ها
آخرین عناوین