پایگاه تحلیلی فرهنگ سدید

«فرهنگ سدید» از مخاطرات بی‌توجهی به مساله قومیت گزارش می‌دهد

ثبات ملی در گروی افزایش تراکم روابط میان اقوام / نگاهی به موقعیت و اشتراکات اقوام ایرانی

بحث از قومیت گرایی از جمله موضوعات حساسی به شمار می آید که در ارتباط مستقیم با منافع ملی کلیه کشورهایی قرار دارد که به نوعی چندین قوم مختلف را دربرمی گیرند.

تاریخ انتشار: ۰۵:۰۴ - ۲۵ دی ۱۳۹۶

به گزارش گروه وحدت فرهنگ سدید، بحث از قومیت گرایی از جمله موضوعات حساسی به شمار می آید که در ارتباط مستقیم با منافع ملی کلیه کشورهایی قرار دارد که به نوعی چندین قوم مختلف را دربرمی گیرند. بدیهی است به میزانی که تنوع قومی و مذهبی در جامعه بیشتر باشد، مسائل اجتماعی پیچیده تر و حل آنها با دشواریهای بیشتری همراه است و یکی از دغدغه های اساسی در چنین جوامعی دستیابی به وحدت و یکپارچگی ملی است. ایجاد همبستگی در سطح یک کشور به مثابه اجتماعی کلان است که مرکب از اقوام مختلفی است که محدودۀ زندگی آنها مرزهای سیاسی کشورهاست. آنچه این اقوام پراکنده و گاه متفاوت را به صورت ملّتی یکپارچه در می آورد و هویتی متفاوت از هویت قومی اقوام را تشکیل می دهد، پیوند هایی عمومی است که مولد نوعی همسبتگی ملّی در بین آنهاست. این پیوند ها سبب پدیدار شدن هویتی متفاوت از سطح قومی می شود، که لازمه یا مولد همبستگی در سطح کلان تر است. همبستگی ملّی ناظر بر پیوندهایی است که اجتماعی را به ملّت تبدیل کند و بقا و تداوم آن را تعیین کند چنین پیوندهایی محصول علل و عوامل مختلف و متنوعی هستند و ابعاد عینی و ذهنی متعددی دارند. فرهنگ ها، نظام های اعتقادی، جهان بینی ها، مذاهب و ایدئولوژی ها در زمرۀ عوامل ذهنی تأثیر گذار بر همبستگی هستند. از طرفی نهادهای اجتماعی همچون خانواده، نهادهای رسمی و غیر رسمی و نهاد دولت و اجزای آن، در زمرۀ عوامل عینی آن هستند. ج.ا.ا کشوری کثیر القوم است امروزه از سوی جامعه شناسان و نظریه پردازان علم سیاست، علل بسیاری به عنوان مؤلفه های لازم برای ایجاد همبستگی ملّی ایران برشمرده شده که یکی از مهم ترین مولفه های آن، عناصر هویت ملی می باشد. اگر هویت ملی ایرانی را بر مبنای عناصری چون زبان(زبان، ادبیات و شعر فارسی)، دین(اسلام)، تاریخ و فرهنگ(مشترک) و سرزمین مشترک(عوامل جغرافیایی و سرزمین مشترک) تعریف کنیم، می بینیم که این عناصر ریشه در گذشته دارند و در طول زمان عامل ایجاد پیوند میان ایرانیان بوده اند.

موقعیت اقوام ایرانی:

قوم آذری: آذری ها در متغیرهای لهجه و احساس قومیت با اکثریت ملّت ایران، یعنی فارسها، تفاوت دارند، اما در متغیر دین و مذهب (شیعه) و نیز تکلم به زبان رسمی کشور، یعنی فارسی، با اکثریت ملّت مشترکند. هر چند آذری های ایران کنونی، وجوه مشترک بیشتری با آذری های قفقاز و ساکن در آن سوی مرزها دارند، اما گرایش شدیدی به ملّت ایران نشان می دهند و خود را جزء لاینفک آن می دانند.

قوم کرد: کردها، پس از فارس ها و آذری ها، سومین گروه از ملّت ایران به شمار می آیندکردها در ریشه های نژادی، زبانی و تاریخی و بعضی خصلت های فرهنگی با بخش مرکزی (ایران) دارای مشترکاتی هستند

قوم عرب:عرب ها در متغیر دین و مذهب با اکثریت ملت مشترک هستند.

قوم ترکمن: ترکمن ها مسلمان و اهل سنت و حنفی مذهب اند.

قوم بلوچ: از نظر مذهبی اقلیت بلوچ ایران، اهل سنت هستنداز نظر ریشه ی زبان و لهجه، زبان بلوچی را همانند پشتو، تاجیکی و کردی عضو خانوادۀ زبان های ایرانی می دانند.

قومیت و قومگرایی از ابزارهای مهم دشمنان برای در معرض تهدید قرار دادن امنیت ملی ج.ا.ا میباشد. دسته بندهای سیاسی و شکافهای قومی به عنوان افتراق ملت در جای خود از آسیب پذیریهای جدی محسوب میگردد. چرا که باعث تضعیف قدرت ملی که در دولت مرکزی تبلور یافته است، میشود. به خصوص تحریکات قومی که در بالاترین سطح؛ رسیدن به استقلال(تجزیه طلبی) و در سطوح پایین تر با هدف دستیابی به خودمختاری صورت میگیرد. در حال حاضر و با وجود حاکمیت جمهوری اسلامی و ارزشهای دینی، مذهبی و ملی، ناهمگونی قومی را میتوان به فرصت تبدیل کرد و از این فرصت برای تقویت امنیت ملی بهره جست. کما اینکه در طول عمر قریب به سه دهه ی نظام اسلامی همینطور بوده است. تحریکات قومی در جنوب، غرب، شمال و شرق کشور طی سالهای گذشته با هدف تجزیه ی کشور صورت گرفت، اما در لحظات حساس تاریخی، اتحاد پاره های قومی حول محور کشور و حاکمیت اسلامی، دشمن را ناکام گذارد. دفاع جانانه ی عربها در جنوب، ترک های آذری و کردها در غرب که در خط مقدم دفع عملیات نظامی دشمن که براندازی سخت افزاری نظام نوپای اسلامی را تعقیب میکرد قرار داشتند، و همچنین سایر پاره های قومی در شمال، شرق و دیگر نقاط کشور دلیل این مدعاست. کشور ایران که دارای ویژگیهای منحصر به فردی است، همیشه مطمح نظر قدرتهای برتر دنیا بوده و لذا تلاش کرده اند تا به انحاء مختلف آن را تغییر دهند و یا تضعیف کنند. از آنجایی که ایران کشوری کثیرالقوم میباشد، این ناهمگونی قومی را ابزاری تلقی نموده و در صدد تضعیف دولت مرکزی و تجزیه ی بخشهایی از سرزمین آن برآمده اند و تاریخ یک قرن گذشته ایران، به کرات دخالتهای قدرتهای بزرگ وقت از جمله انگلستان، شوروی سابق و آمریکا را در این رابطه ثبت کرده است. چالشهای ناشی از ناهمگونی قومی در کشور، کماکان وجود دارد و دست آویزی برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران است.در مجموع می توان گفت افزایش تراکم روابط میان اقوام، به ویژه در سه حوزۀ تعاملی اقتصاد، فرهنگ و اجتماع، از یکسو می تواند موجب همبستگی ملّی شود و همه ی اقوام را در عضویت اجتماع ملّی قرار دهد و از سوی دیگر با تعمیق تعلقات و وفاداری های اقوام به اجتماع ملّی، ثبات و پایداری اجتماع ملّی را تضمین کند. اصلاح مناسبات بین قومی یا افزایش تراکم و قرینگی روابط اقوام با یکدیگر، اساسی ترین گام اجتماعی برای تضمین یکپارچگی ملّی است.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین ها
آخرین عناوین