سید علیرضا سبط احمدی، تهیه کننده سریال «ایلدا» گفت: برای نخستین بار مردم ایلیاتی مرز نشین که حضوری شجاعانه در روزهای نخستین جنگ داشتند، به عنوان قهرمان های واقعی از جنس مردم در قالب سریال به تصویر کشیده شدند.

به گزارش «سدید»؛ سید علیرضا سبط احمدی، که فعالیت حرفه ای خود را در سینما در مقام تهیه کننده با «نغمه» ابوالقاسم طالبی در سال 80 شروع کرد، چند کار پی در پی سینمایی را به کارگردانی ابراهیم فروزش تهبه و تولید می کند که شاید «سنگ اول» به دلیل سیمرغ بلورینی که برای نقش اول مرد، نصیب محسن تنابنده کرد، او را بیشتر در مقام تهیه کننده بر سر زبان ها نشاند. سبط احمدی همزمان با سینما، از تهیه کنندگی در تلویزیون نیز غافل نماند و با تهیه سریال هایی نظیر «ایران بیست سال بعد»، «آتش زیر خاکستر» و سریال های کم مخاطبی از این دست فعالیت خود را ادامه می دهد تا در سال 94 با سریال مناسبتی «خوب بد زشت» منوچهر هادی و سال بعد سریال «همسایه ها»ی مهران غفوریان بار دیگر نگاه را به سمت خود جلب می کند.

حالا پس از وقفه ای چند ساله، با سریال دفاع مقدسی «ایلدا» به کارگردانی راما قویدل بار دیگر میهمان این شب های بیننده های تلویزیون از شبکه اول سیما شده است. سریالی که سیما فیلم آن را برای هفته دفاع مقدس به پخش رسانده است و معتقد است یکی از سریال های پر بازیگر این روزهای تلویزیون به شمار می آید.

اولین قسمت این سریال با بازی مجید مظفری، فاطمه گودرزی، پوریا پورسرخ، کاظم هژیرآزاد، جعفر دهقان و سایر بازیگران جمعه شب پخش شد و به همین بهانه با تهیه کننده این سریال یعنی سید علیرضا سبط احمدی به گفت و گو نشسته ایم که در ادامه خواهید خواند...

 

داستانی کاملا تخیلی

سید علیرضا سبط احمدی، تهیه کننده سریال «ایلدا» در خصوص اینکه داستان «ایلدا» بر اساس یک ماجرای واقعی به تصویر کشیده شده یا نه و اسامی شخصیت های این سریال در واقعیت وجود داشته اند و یا فقط تخیل نویسنده سریال هستند، پاسخ داد: داستان و ماجرای سریال «ایلدا» و اسامی تمامی شخصیت های این سریال کاملا تخیل نویسنده این سریال است ولی نکته ای که وجود دارد این است که قصه به دعوا، اختلاف و نزاع دو ایل از ایلات مرزنشین ایران و عراق برمی گردد که با آغاز جنگ تحمیلی ما با عراق، این دو ایل تمامی اختلافات خود را کنار گذاشته و با وحدتی که بین آن ها بوجود می آید، در برابر دشمن مشترک خود تا پای جان به مقابله می ایستند.

طبیعی است که در جریان جنگ نابرابر ما با عراق، به خصوص در روزهای نخستین این جنگ، این مردمان شجاع و جسور ایلیاتی بودند که در کنار ارتش به مقابله با دشمن این مرز و بوم ایستادند و جان خود را نثار کردند و قاعدتا بعضی از شخصیت های حاضر در سریال، مابه ازای واقعی دارند و در دل این جنگ مردان و زنانی باغیرت از مردمان ایل نشین، حضوری جانانه در این پیکار داشته اند.

نقش جعفر دهقان ما به ازای کاملا واقعی دارد

به عنوان مثال جریان داستان «ایلدا» در نقطه صفر مرزی می گذرد و در آنجا یک پاسگاهی از ارتش وجود دارد که نقش رئیس آن پاسگاه را «جعفر دهقان» بازی می کند. با مطالعاتی که خود بنده داشته ام، در آن زمان همچین شخصیتی در چنین جایگاهی وجود داشته که با رشادت ها و از خودگذشتگی های خود در طول جنگ، توانسته به درجات نظامی بالا در ارتش برسد و خدمات ارزنده ای به این مرز و بوم داشته است که ما سعی کردیم گوشه ای از این دلیری ها را در «ایلدا» نشان دهیم.

سعی کنید مردم عادی را قهرمان نشان دهید

نکته ای که وجود دارد این است که متاسفانه سهم تلویزیون و سینمای ما از دلاوری ها و رشادت های مردمان ایل نشین به خصوص در روزهای ابتدایی جنگ، بسیار کم بوده و تا به حال خیلی به این قشر شجاع در جنگ نپرداخته ایم. همان طور که به نقش عکاسان، تصویربرداران، پزشکان و این گروه های خاص کمتر اشاره کرده ایم. چه شد که سراغ همچین سوژه ای رفتید و در نگاهی دیگر می توانستید سوژه اصلی سریال خود را مثلا به یکی از فرماندهان اصلی جنگ اختصاص می دادید و احتمالا از بعد تبلیغاتی نیز دست و بال بازتری داشتید.

بله دقیقا؛ حتی ما می توانستیم با سوژه حضور یکی از فرماندهان ارشد جنگ و حساسیت داستان، برآورد مالی بیشتری نیز لحاظ کنیم و به قول شما حاشیه های تبلیغاتی آن نیز به جای خود؛ ولی نکته ای که برای ما از اهمیت ویژه ای برخوردار بود و مقام معظم رهبری در سخنان اخیر خود نیز به آن اشاره کردند، پرداختن به آدم ها و مردمان عادی است که در زمان جنگ، بدون هیچ ادعایی دست از خانه و خانواده خود کشیدند و به میدان های جنگ آمده و چه رشادت هایی از خود به یادگار گذاشتند. نشان دادن حضور شجاعانه مردمانی ایل نشینی که همواره در صف اول مرزبانی از کشور بودند، برای نخستین بار در یک سریال «الف» تلویزیون دارد به تصویر کشیده می شود. مردمانی ساده و باصفا و غیور که نشان دادن شجاعت هایشان در قاب تلویزیون خالی بود و ما وظیفه خود دیدیدم که در «ایلدا» گوشه ای از این دلاوری ها را به تصویر کشیم.

برآورد نظامی ما 6 برابر شد

مقداری از سختی ها و مشکلات تولید سریال های دفاع مقدسی برایمان بیشتر بگویید. چون در مصاحبه هایی که معمولا از تهیه کنندگان این حوزه می خوانیم، اغلب گلایه و شکایت دارند از نهادها و مسئولانی که در ابتدای کار قول همکاری و مساعدت می دهند، و در میانه کار دست آدم را اصطلاحا در پوست گردو می گذارند. شما چقدر در تولید «ایلدا» اذیت شدید؟

اصولا ساخت سریال و سینمایی در حوزه دفاع مقدس، سختی ها و کاربلدی های ویژه خود را طلب می کند. باطبع سختی ها و مشکلاتی که قابل قیاس با ساخت سریال های شهری و آپارتمانی نیست. مخصوصا سریالی مانند «ایلدا» که ما قصد داشتیم آن را در لوکیشنی خارج از تهران و در شهری دیگر جلوی دوربین ببریم و این یعنی سختی های چند برابری؛ چون فقط بردن ادوات نظامی، از تیر و تفنگ و سایر وسیله های نظامی و حمل ایمن آن ها تا مکان تصویربرداری، مشکلات خاص و زمان بر خود را داشت تا پیدا کردن مکانی که بشود با خیال راحت انفجارهای جنگی را پیاده کرد. چون دیگر خبری از شهرک دفاع مقدس نیست و باید ضریب ایمنی را در کار چند برابر لحاظ کرد. فقط این را برای شما بگویم که برآورد نظامی ما از زمان تصویب اولیه تا اجرا 6 برابر شد و ما بایستی همه این موارد را به درستی مدیریت می کردیم تا کار متوقف نشود.

ایلدا بارها مرا به «غلط کردم» انداخت

البته همین جا لازم است از زحمات فراوان فرماندهان سپاه استان لرستان صمیمانه تشکر کنم که هرانچه از دستشان برمی آمد ما را یاری کردند و تنها نگذاشتند. همچنین دست بوس مردم شریف لرستان و خرم آباد هستم که با میهمان نوازی های خود برای ما دلگرمی ویژه ای بودند. البته گلایه هایی هم از استانداری لرستان در دلم مانده که علی رغم ساخت همچین سریالی در استانشان، محبت خود را از ما دریغ داشتند و حتی به یک دست مریزاد ما را بدرقه نکردند. البته همیشه این کمبودها در کار وجود دارد و خدا را شاکرم که با همه سختی ها و مشکلاتی که من را به «غلط کردن» وا می داشت، توانستیم در هفته دفاع مقدس، «ایلدا» را به پخش برسانیم و ان شاالله با استقبال مخاطبان و بینندگان، خستگی ما هم برطرف خواهد شد.

شایعه کرونای راما قویدل را حقوقی بررسی خواهیم کرد

در شرایطی که اغلب پروژه های فیلم و سریال با وجود «کرونا» یا متوقف شده و یا با سختی جلو می رود، به لحاظ جنس کار «ایلدا» با این مشکل بزرگ چگونه کنار آمدید؟ مخصوصا در میانه کار، شایعه کرونا گرفتن راما قویدل قدری برایتان حاشیه ساز شد.

بله طبیعی است که با وجود ویروس کرونا سختی کار ما چند برابر می شد؛ البته مشکلی بود که کل دنیا درگیر آن شده اند و به مکان خاصی اختصاص ندارد و همین باعث می شود نگاه انسان ها مقداری متفاوت شود. در هر صورت ما نیز مانند سایر پروژه های فیلم و سریال بلکه بیشتر و سختگیرانه تر، تمامی موارد بهداشتی را رعایت می کردیم؛ از تب سنجی تا استفاده از مواد ضد عفونی کننده؛ درباره راما قویدل هم شایعه ای مطرح شد که او کرونا گرفته و کار متوقف شده درصورتی که او فقط دچار یک سرماخوردگی ساده شده بود و حتی تست هم داد و منفی شد، ولی ما از طریق سیما فیلم این مورد را به صورت حقوقی دنبال کردیم تا هر رسانه ای بیخودی دست به شایعه پراکنی نزند.

عوامل لرستانی ما از سر ایلدا به «سلمان» اضافه شدند

علاوه بر سوژه خاصی که انتخاب کرده اید، نکته دیگری که جای تحسین دارد، بردن سریال به فضایی خارج از تهران و استفاده از مناطق بکر سایر نقاط کشور است. چقدر سعی کردید از بازیگرهای بومی استان در این پروژه استفاده کنید؟

دقیقا به نکته جالبی اشاره کردید. اغلب سریال های ما محبوس در خانه ها و آپارتمان های شهری شده و چشم بیننده را از مناظر زیبای طبیعت که با داستان همخوانی داشته باشد، محروم کرده ایم. ما در «ایلدا» علاوه بر روایت داستان، سعی کرده ایم مناظر طبیعی خرم آباد، از بیشه ها و مناطق سرسبز تا آبشارهای زیبای این منطقه را به تصویر بکشیم. بودن ما در خرم آباد به یقین برای بسیاری از افراد در مدت حضور ما شغل مستقیم و برای بسیاری به صورت غیر مستقیم درآمد ایجاد کرده بود. دستیاران کارگردان، با پیدا کردن استعدادهای تئاتری خرم آباد و استان سعی کردند اغلب بازیگران «ایلدا» را از افراد بومی همین جا استفاده کنند. ما در این سریال حدود 240 نفر بازیگر داریم که اصطلاحا دیالوگ دارند و به جرات فقط 50-40 نفر از ان ها تهرانی بودند. علاوه بر بازیگران، ما برای سایر عوامل تولید نیز سعی کردیم از افراد باسابقه و حتی جوان استان استفاده کنیم و آن ها به قدری توانایی های خودشان را اثبات کردند که برخی از آن ها بعد از «ایلدا» برای پروژه «سلمان فارسی» آقای میرباقری دعوت به کار شدند و برخی دیگر از بازیگر تا عوامل، خبر دارم که در حال پیوستن به پروژه های دیگر هستند و همه این ها از برکاتی است که یک پروژه فیلم و سریال سازی می تواند با ورود به یک استان با خودش به همراه داشته باشد.

انتهای پیام/

منبع: راه دانا
ارسال نظر
نام:
* نظر:
* captcha:

چرا سینمای دفاع مقدس «آرنولد» و «رامبو» ندارد؟

خطرناک بودن چالش‌هایی نظیر «مومو» را چقدر جدی بگیریم؟

مسئولان تئاتر لااقل همگرایی ایجاد کنند

دوئل زنانه نتفلیکس و دیزنی؛ جنگ نیابتی انتخاباتی

برخی جشنواره‌های جهانی فیلم‌های منفی را برجسته می‌کنند

سر انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها کلاه گذاشتیم!

بررسی حضور قهرمانان دفاع مقدس در سینما

پـلـیـس ایـــرانی در سلول فراموشی

«دوئت» نتوانست گره ای باز کند!

ورود پول‌های کثیف به سینما

مخاطب دوست دارد دوربین سریال‌ها از تهران بیرون برود

نخستین روز جشنواره «فیلم کودک» چگونه گذشت؟

فرمان پیامبر به حضور در سپاه اسامه

از ارزآوری بازی‌های رایانه‌ای در کشور تا مدیریت غلط

دولت و تئاتر هر دو ورشکسته هستند

«گلنار» فانتزی های یک دختر روستایی

برگزاری جشنواره فجر حیف و میل کردن بیت المال است

سبد فرهنگی خانواده‌ها خالی‌ست!

دختر رئیس‌جمهور قزاقستان اسپانسر فیلمی نژادپرستانه علیه ایران

تیزپروازی که خلبانی برایش از دوچرخه‌سواری آسان‌تر بود

شرافت شعر آیینی روزگار ما

نقش «فرماندهان جوان» دفاع مقدس در پیروزی ملت ایران

فیلمسازی در کرونا نظیر دوران جنگ است

مشکل مردم لهجه بازیگران است یا معیشت؟!

چرا سلبریتی‌ها هم در وقوع اتفاقات تلخ اقتصادی و اجتماعی امروز مقصرند؟

خاطراتی زیبا از حضور ۵ عضو خانواده در جبهه

کورسوی سینما برای بچه‌ها

بررسی رویکرد فیلم مستند «داغ قره‌باغ»

جدایی «اصغر» از اروپا!

رؤیای سیکس‌پک از جذابیت تا زورگیری!