نگاهی به وضعیت فساد در فضای علمی و دانشگاهی کشور در گفتگو با دکتر محمد توکل؛
وجود یک افکار عمومی مطلع و حساس در حیطه اقتدار رسانه‌ها و دانشگاه است؛ آن‌ها باید افکارعمومی را آموزش داده و سپس به فساد حساس کنند، نه اینکه فضا را به سمت و سوئی ببرند که قبح فساد نزد افکار عمومی ریخته شود. از اینرو که ریخته شدن قبح فساد، زمینه ساز فساد‌های بزرگ بعدی است.
گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ سید محمدعلی توکل کوثری که اهالی دانشکده علوم اجتماعی او را به نام دکتر محمد توکل می‌شناسند در سال ۱۳۵۶ و در مقطع کارشناسی از دانشگاه شریف فارغ التحصیل شده و پس از آن دوران کارشناسی ارشد را در دانشگاه اورگان به پایان رساند و برای تحصیل در دوره دکتری به دانشگاه آبردین رفته و فوق دکتری خود در رشته جامعه شناسی را در سال ۱۳۶۱ از دانشگاه کمبریج دریافت کرد.
دکتر توکل پس از بازگشت به ایران، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران را برای تدریس انتخاب کرد و تا امروز نیز بر کرسی استادی دکتری این دانشکده نشسته است. هرچند در این بین فعالیت‌های اجرائی همچون معاونت پژوهشی وزارت علوم، دبیرکلی کمیسیون ملی یونسکو، هیئت اجرائی جذب جامعه شناسی و هیئت نظارت ممیزه دانشگاه‌ها را نیز در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده، اما همیشه و همواره به عنوان یکی از چهره هائی دانشگاهی شناخته شده است.
گپ و گفت ما با دکتر توکل در میان صد‌ها کتاب و پایان نامه‌ای که از زمین تا سقف اتاق چیده شده بود، رنگ و بوی بیشتری یافت. مشروح این گفتگو در ادامه آمده است.

مختصات مفهوم فساد همواره و در فضا‌های مختلف، چارچوب گنگی داشته است. تعریف این مفهوم شاید نقطه آغازین مناسبی برای بحث ما باشد. فساد از دیدگاه شما به چه معناست؟
تعریف فساد را از دیدگاه‌های گوناگون می‌توان بررسی کرد. سه مورد از برجسته‌ترین این تعاریف، یکی از نگاه سازمانی و دیگری از نگاه ارزشی یا عرفی است. نگاه عرفی، نگاهی قدیمی‌تر و مقدم بر سایر دیدگاه است. معنای فساد در این چارچوب این است؛ عرف یکسری از رفتار‌ها را هنجاری می‌داند. رفتارهائی مقبول و مشروع که اگر از چارچوب این مقبولیت و مشروعیت خارج باشد، نگاه فسادآمیز به آن‌ها می‌شود. وقتی از نظام عرفی به جوامع جدیدتر می‌رسیم، با مفهوم سازمان بوروکرات یا دستگاه اداری آشنا می‌شویم. مفهوم که مهم‌ترین تحلیل‌ها درباره آن را باید در نظرات ماکس وبر جستجو کرد. در این سازمان ها، یکسری هنجار‌های درست داریم که اگر افراد حقیقی و حقوقی در این چارچوب حرکت کنند، مرتکب حرکتی مشروع شده و اگر بیرون از این نظام هنجاری رفتاری انجام دهند، مرتکب فساد شده است. تاکید من بر اشخاص حقیقی و حقوقی در این تعریف از این جهت است که این دو شخص می‌توانند تاثیرات متقابلی را بر یکدیگر داشته باشند.
دیدگاه سوم اما، دیدگاه ارزشی است. دیدگاهی که در آن ارزش‌های حاکم در هر جامعه ای، یکسری امور و رفتار‌ها را مقبول و ارزشمند می‌داند و برخی از رفتار‌ها را خلاف ارزش‌ها می‌دانند. در نتیجه کلیت فساد به نسبت سیستمی که در آن تعریف می‌شود، وابستگی زیادی دارد. فصل مشترک هر سه تعریف، اما این است که؛ فساد یک امر محکوم و نامطلوب است. باید با آن مبارزه کرد و به عنوان امری که مخل فرد، جامعه، اجتماع و فرهنگ است آنرا محدود و نظارت کرد.
ورود من به بحث فساد، اما برای طرح مسئله ایست که هم دغدغه هم بوده و هم در حوزه کاری من تعریف می‌شود. مسئله فساد علمی. مسئله‌ای که شاید در طی سالیان حضور من در ایران، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های من بوده است. دغدغه‌ای که در حوزه جامعه شناسی علم، یکی از مهم‌ترین زیرشاخه‌های مباحث بوده و همواره یکی از مهم تری مباحث امروزی در میان دانشجویان و اساتید و اعاظم این حوزه است. مسئله‌ای که یکی از دل نگرانی‌های دانشگاهیان بوده و از سوی دیگر نیز بخش قابل توجهی از جامعه را مبتلا به یاس و ناامیدی کرده است. فساد در آموزش و آموزش عالی، دلیل ورود به بحث فساد از سوی من است که امیدوارم در این بحث به درستی به آن بپردازیم. در این بحث سعی می‌کنم که ارتباط تنگاتنگ فساد عام در جامعه از یکسو و فساد علمی را به درستی تبیین کنم. همچنین به این نکته نیز باید توجه کرد که فساد در هر زمینه‌ای به صورت جزیره‌ای عمل نمی‌کند. همانطور که رشد و پیشرفت نیز در خلاء و بصورت جزیره‌ای رخ نمی‌دهد. فساد به صورت سیستمیک عمل کرده و در هر حوزه‌ای که وجود داشته باشد، خواه ناخواه دیگر حوزه‌ها را نیز تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. فساد علمی در یک جامعه منجر به این خواهد شد که فساد عمومی تقویت شود.
دبیر شورای عالی امنیت ملی اعلام کرد که یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در فضای امروز کشور، بحث فساد است. خطری که جامعه ما را به صورت جدی تهدید می‌کند و باید برای آن چاره اندیشی کرد. وقتی فساد وسعت پیدا می‌کند، یکی از بزرگ‌ترین ضربه هائی که به جامعه وارد می‌کند، در خطر انداختن کیان اجتماع و نظام‌های سیاسی است. در نتیجه این مسئله خطر بزرگی ست که اینده این کشور را تهدید می‌کند و لازم است که دستگاه‌ها و نهاد‌های مختلف به آن بپردازند. مسائل مختلف آن را تحلیل کنند و فراتر از این مباحث، راه مقابله با فساد را بیابند.

دلیل ارتباط فساد علمی با فساد عمومی جامعه که در صحبت‌های تان به آن اشاره کردید، چیست؟ در این باره توضیحات بیشتری بفرمائید.
نخستین دلیل این ارتباط اینکه یکی از راه‌های مبارزه با فساد، اعم از اقتصادی، اداری، فرهنگی و ... تحقیق و آموزش است. تحقیق از اینکه ریشه و مکانیزم تسری فساد از یکسو و راه‌های مبارزه با آن چیست. هر قدمی که در دنیای امروز برداشته می‌شود، باید متکی به علم و تحقیقات باشد، پس فساد و هر موضوع مرتبط با آن از جمله مبارزه با فساد نیز به تحقیق ارتباط پیدا می‌کند. همچنین، اگر برای مبارزه با فساد به سراغ تحقیقاتی برویم که خود در مرکز علم دچار مفسده هستند، این رویه بی فایده و اثر خواهد بود.
تحقیقات درباره مبانی، راهکار‌های مقابله و ابعاد فساد از یکسو، و آموزش این یافته به همه اقشار جامعه-از دانش آموزان دبستان و دبیرستان تا بالاترین مقامات اجرائی کشور- از سوی دیگر، معنای کامل مبارزه با فساد است.
نکته دوم مبارزه با فساد است که دو راه کلی دارد. قوانین و مقررات راه اول در این مسیر است. ما در مواقع بسیاری شاهدیم که مسئولان سازوکار‌های قانونی مثل زندان را راه حل فساد در جامعه ما نمی‌دانند. درست به همین دلیل است که تعداد پرونده‌های جاری در دادگاه‌ها و زندانیان در کشور ما بیش از حد مجاز است. امروز از آمار ۱۲ تا ۱۵ میلیون پرونده قضائی در کشور سخن گفته می‌شود. پرونده هائی که سرانجام خاصی نیز نخواهند داشت. پس در این راه باید تجدیدنظرهائی داشته باشیم که بتواند مسیر مبارزه با فساد را آسان‌تر و هموارتر کند. تربیت درست، راه دوم در این مسیر است. در این راه حل-که بخش عظیمی از بار آن به دوش آموزش رسمی کشور است- بنا بر تربیت افراد به صورتی ست که تا حد امکان، ارزش‌های درست و ضدفساد را برای آن‌ها درونی کند. جایگاه فساد علمی در اینجا نیز بسیار مهم و قابل است و ارتباط این نوع از فساد را با فساد عمومی جامعه روشن می‌کند.
فساد در زمینه هائی همچون اقتصاد، زمینه‌های آماده‌تر و قابل درک تری دارد. در واقع انتظار مردم از فضای اقتصادی اینطور است که ارتکاب فساد در این زمینه امری قریب‌تر به ذهن افراد است. ممکن است در برخی از زمینه‌ها مثل فضای علم و دانشگاه چنین انتظاری وجود نداشته باشد. ذهنیت عمومی این عرصه را مبری‌تر از آنچه هست می‌بیند و در نتیجه فساد علمی شاید به اندازه فساد اقتصادی عمومی نشده باشد

نکته دیگری که درباره ارتباط این نوع از فساد با انواع دیگر فساد باید مطرح کرد، مستلزم یک مثال پزشکی است! ما در پزشکی از واگیردار بودن بیماری‌ها سخن می‌گوئیم. از اینکه وقتی یکی از افراد یا اعضای جامعه یا بدن یک فرد، دچار بیماری می‌شوند، دیگر اعضا و افراد نیز در معرض خطر هستند. ویروس فساد از یک بخش جامعه به بخش دیگر می‌رود. اینطور نیست که اگر در اقتصاد فساد وجود داشته باشد، ما می‌توانیم بخش‌های فرهنگی را سالم نگه داریم. فساد مثل ویروس یا میکروبی ست که هم در یک بخش مثل اقتصاد گسترش پیدا می‌کند و هم از این بخش به بخش دیگری می‌رود. نشانه‌های این امر نیز در جامعه ما به روشنی دیده می‌شود. مثلا وقتی فردی مال و اموال بادآورده پیدا می‌کند، سراغ تجملات و ولخرجی هائی می‌رود که نمود‌های آن در جامعه بارز و مشخص است. در نتیجه تکرار می‌کنم که فساد یک ویروس واگیردار و مسری در بین بخش هاست. از اقتصاد به فرهنگ و از فرهنگ به سیاست و از سیاست به حکومت و ... این رابطه البته یک طرفه نیست و نمی‌توان مثلا منکر ورود فساد از حوزه آموزش به اقتصاد شد. اتفاقا در این باره می‌توان به مثال‌های زیادی اشاره کرد.
اما نکته مهم در این رابطه آنست که فساد در زمینه هائی همچون اقتصاد، زمینه‌های آماده‌تر و قابل درک تری دارد. در واقع انتظار مردم از فضای اقتصادی اینطور است که ارتکاب فساد در این زمینه امری قریب‌تر به ذهن افراد است. ممکن است در برخی از زمینه‌ها مثل فضای علم و دانشگاه چنین انتظاری وجود نداشته باشد. ذهنیت عمومی این عرصه را مبری‌تر از آنچه هست می‌بیند و در نتیجه فساد علمی شاید به اندازه فساد اقتصادی عمومی نشده باشد. اما باید به این مسئله پرداخت که چرا چنین اتفاقی در عرصه علم رخ داده است؟! من دو دلیل اصلی برای این مسئله برمیشمارم؛ یکی مسری بودن فساد در میان عرصه‌های مختلف نظام جامعه؛ و دیگری به این دلیل که بخش علمی شرایط و وضعیتی دارد که آماده تسری ویروس فساد به بخش‌های مختلف آن است. چناچه وضعیت تسری ویروس در بیماری‌های پزشکی نیز به همین صورت است. بدنی که شرایط ایمنی مناسبی دارد، راحت‌تر می‌تواند در برابر ویروس‌ها مقاومت به خرج دهد و، اما جسمی که در وضعیت نامقاومی به سر برد، می‌تواند پذیرای ویروس باشد و به راحتی بیمار شود!
دلیل دوم برای تشکیل فساد در فضای علمی دانشگاه، شرایط مساعد درونی فضای علم برای پذیرش و توسعه فساد است.

شرایط مساعد درباره فضای علم در ایران است یا فضای سیستم آموزشی ایرانی؟
فضای درونی علم که شامل دانشگاه ها، دبیرستان ها، دبستان ها، متولیان امر و ... می‌شود. مولفه‌های در فضای دانشگاه شامل دانشجویان، اساتید، فضای علمی دانشگاه و مدیران هستند. از لحاظ جمعیت دانشجویان؛ آخرین آمار-که در برخی موارد مدیران به این آمار افتخار نیز کرده اند! - حدود ۵ میلیون نفر است! این آمار رسمی ست که از سوی مراجع ذیصلاح در این باره منتشر شده است. از این تعداد حدود ششصد هزار نفر دانشجوی تحصیلات تکمیلی هستند! از سوی دیگر، اما تعداد اساتیدی که از سطح استادیاری به بالا هستند، ۵۰ هزار نفر است! یعنی به ازای هر ۱۰۰ نفر دانشجو، یک استاد می‌توان در نظر گرفت. این البته در صورتیست که ما تمام این ۵۰ هزار نفر را به واقع در سطح علمی استادیاری فرض کنیم! چه از اینرو که افت سطح علمی دانشجویان و دانشگاه‌ها در کشور تا حدود زیادی ناشی از افت سطح علمی اساتید است. زیرا برخی از این اساتید شاید کارنامه درخوری برای استادیار شناخته شدن نداشته باشند! این آمار در سطح متوسط کشور است، ممکن است در برخی از نقاط این نسبت تا حدودی زیادتر از آمار ارائه شده باشد.
در برنامه سوم توسعه نسبت استاد به دانشجو، عدد ۱۷ دیده شده بود! در دوره‌های پیش از این البته نسبت ۴۰ به ۱ نیز دیده شده بود. اما یکی از مهم‌ترین پارامتر‌های توسعه علمی، همین نسبت استاد و دانشجو است. این در حالیست که ما نتوانستیم به این آمار و یا حتی آمار حدود آن برسیم!
دلیل تاثیرگذاری این پارامتر را برای شما این چنین تحلیل می‌کنم؛ ما ششصد هزار دانشجوی تحصیلات تکمیلی داریم که در برابر آن‌ها ۵۰ هزار استادیار وجود دارند. از مجموع این افراد تعداد زیادی از اساتید نو فارغ التحصیلانی هستند که برای تدریس وارد دانشگاه شده اند. همه این اساتید باید به صورت سالانه حدود ۱۰ رساله کارشناسی ارشد یا دکتری را در کنار تدریس انجام دهند. از سوی دیگر نیز اساتید قائلند که حقوق دانشگاه کفاف زندگی روزمره آن‌ها را نمی‌دهد و پس به اموری غیر از تدریس نیز مشغول می‌شوند. البته تعداد زیادی از این اساتید در دانشگاه‌های مختلف تدریس دارند و در نتیجه توان زیادتری از آنان بابت انجام تمام این امور گرفته می‌شود. مبتنی بر این شرایط، استاد دانشگاه باید یک super champion باشد! این در حالیست که دانشگاه‌های طراز اول دنیا، استاد یک یا دو درس را برای تدریس بر عهده دارد. همچنین در طی سال یک یا دو رساله را نیز راهنمائی می‌کند!
همچنین اخباری درباره یکی از اساتید دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه ازاد منتشر شد که بسیاری از اهالی علم را در شوک فرو برد. خبری که حکایت از آن داشت، این استاد دانشگاه در طی یکسال، مبلغی حدود ۲۸۰