مفهوم شناسی فساد اجتماعی در گفتگوی منتشرنشده از مرحوم دکتر محمدامین قانعی راد؛
ممکن است قواعد کار در یک سازمان نادیده گرفته شود، اما اختلاسی نیز در آن صورت نگرفته است. این سازمان درجه‌ای تباه شدگی را در خود دارد که آغاز راه است. چگونگی نادیده گرفته شدن این قواعد سازمانی و رخ دادن فساد‌های فردی در این راستا البته قابل اهمیت است.
گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ مرحوم محمدامین قانعی‌راد از جامعه‌شناسان بنام ایرانی بود که خردادماه سال ۱۳۹۷ دار فانی را وداع گفت. او عضو هیئت‌علمی دانشگاه تهران، رئیس انجمن جامعه‌شناسی در دانشکده علوم اجتماعی و عضو هیئت‌علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور بود. قانعی راد روزگار را در دانشگاه می‌گذراند.
گفتگوی پیش رو، مصاحبه‌ای منتشرنشده از دکتر محمدامین قانعی راد در باب فساد است که در منزلش آن مرحوم انجام‌شده بود. منزلی در شهرک فرهنگیان که فضای گرم آن ما را در شنیدن سخنان او مشتاق‌تر می‌کرد. متن تلخیص شده‌ای از گپ و گفت ما با موضوع فساد، پیش روی شماست.

مفهوم فساد در فضای جامعه شناسی امروز، یک مفهوم بسیار کلی است. مفهومی که افراد بسیاری درباره آن صحبت می‌کنند، در حالیکه اطلاع چندانی از مرز‌های دقیق آن ندارند. نقطه شروع بحث ما می‌تواند شناسائی مفهوم فساد باشد.
در جامعه معاصر مسئله سازمان‌ها یا در کنار آن، نهاد‌ها اهمیت زیادی پیدا کرده است. نهاد‌ها پیش از این دوران البته اهمیت زیادی داشتند و این سازمان‌ها هستند که در دوران متاخر اهمیت زیادتری یافته اند. گروه‌های خویشاوندی، فرقه‌های مذهبی، خانواده و نهادهائی از این دست، در جامعه ریشه دارند.
اما در جوامع معاصر سازمان‌ها تشکیل می‌شوند؛ Organization‌ها که کارکرد‌ها و وظایف اجتماعی را بر عهده دارند و در اصطلاح جامعه شناسی به این اتفاق تفکیک کارکردی می‌گویند. تا پیش از این نهاد بزرگی به نام دولت در جامعه وجود داشت، اما امروز در درون این نهاد، سازمان‌های کوچک تری شکل گرفته که هریک از این‌ها وظایف و کارکرد‌های مختص به خود را دارا هستند و انجام می‌دهند. بانک، اداره یا بوروکراسی نمونه‌های این سازمان‌ها هستند که طیف آن‌ها نیز گسترده است. بوروکراسی‌های نظامی، کشوری و مدنی، انواع وزارتخانه ها، سازمان‌های قضائی نیز از انواع دیگر این سازمان‌ها هستند. در ایران البته بخشی از سازمان‌های دولتی وظایف اقتصادی را نیز به عهده دارند. همچنین سازمان‌های خصوصی نیز وقتی به سطح مشخصی از رشد می‌رسند، این وظایف را عهده دار می‌شوند؛ بنابراین ما با مجموعه‌ای از سازمان‌ها مواجهیم که امور مربوط به ما را صورت می‌دهند. جامعه جدید، جامعه ایست که سازمان یابی اجتماعی در آن خیلی قوی است. در حالیکه پیش از این نهاد‌های اجتماعی معمولی بودند که وظیفه ساماندهی به زندگی اجتماعی را بر عهده داشتند.
پرسش ما در اینجا درباره مرجع بحث فساد است. گاهی ما فساد را در رابطه با عملکرد افراد می‌بینیم و گاهی در ارتباط با سازمان ها. نگاه جامعه شناسی من، تاکید را روی فساد سازمانی می‌گذارد. درباره فساد افراد البته باید به این نکته اشاره کنم که فساد فردی بازتابی از فسا سازمانی است. وقتی سازمان‌ها فاسد می‌شوند، افراد نیز دچار فساد شده و رفتار‌های فاسد از آنان بروز می‌کند. البته ممکن است که تزریق افراد با ایده‌های خاص به سازمان ها، نیز همان سازمان دچار فساد شود. اما محوریت خاص را به بحث فساد سازمانی اختصاص می‌دهیم.
ممکن است قواعد کار در یک سازمان نادیده گرفته شود، اما اختلاسی نیز در آن صورت نگرفته است. این سازمان درجه‌ای تباه شدگی را در خود دارد که آغاز راه است

سازمان مجموعه‌ای از نقش‌ها بعلاوه یکسری قواعد انجام کار است. سازمان سالم و فاسد هم در همین راستا تعریف ساده‌ای دارند. وقتی سازمان‌ها بر مبنای قواعد درونی شان کار می‌کنند، دچار سلامت سازمانی هستند. اینکه سازمان‌ها درون گرا باشند و بر مبنای قواعد درونی خود کار کنند. سطح دیگری از سلامت سازمانی نیز از طریق تعاملات سازمانی ایجاد می‌شود. سطحی که از درون گرائی فراتر رفته و به سوی برون گرائی می‌رود. این سطح نیز شرایط و ویژگی‌های خاص خود را داراست؛ بنابراین ما با سازمان‌های مواجهیم که قواعد دارند و برمبنای آن قواعد کار می‌کنند. این سازمان‌ها از تعاملی با سازمان‌های بیرونی برخوردار هستند. این شرایط سلامت سازمانی را برای اجتماع فراهم می‌کند.
در ابتدای این بحث درباره سطح اول؛ یعنی کارکرد سازمان‌ها براساس قواعد خود صحبت می‌کنیم. وقتی این قواعد نادیده گرفته شوند، فساد سازمانی و تباه شدگی اتفاق می‌افتد. در این تعریف فساد لزوما به دزدی و حیف و میل و اختلاس معنا نمی‌شود. ممکن است قواعد کار در یک سازمان نادیده گرفته شود، اما اختلاسی نیز در آن صورت نگرفته است. این سازمان درجه‌ای تباه شدگی را در خود دارد که آغاز راه است. چگونگی نادیده گرفته شدن این قواعد سازمانی و رخ دادن فساد‌های فردی در این راستا البته قابل اهمیت است.
بحث ما به طور روشن درباره کشور ایران است. باید ببینیم که چه رخدادهائی در ایران منجر به عدم کارکرد سازمان‌ها بر مبنای قواعد خود می‌شود. ممکن است شما درباره تاکید بر قواعد سازمان‌ها سوال کنید. بانک یک سازمان است که کارکرد اقتصادی دارد. کارکردی که بانک را در خدمت سیاست‌های پولی و مالی قرار می‌دهد. این اشتباه ماست که بانک را یک نهاد اقتصادی می‌دانیم. نهادی که باید ثروت افزائی را در دستور کار خود قرار بدهد.

انتظاری که این سازمان را تبدیل به یک بنگاه می‌کند!
بله. بنگاه تعریف و ویژگی‌های دیگری دارد که اصلا در تعریف بانک آورده نشده است. هدف بانک اصلا افزایش سود نیست. در حالیکه ما در سالیان گذشته شاهدیم، چون بانک‌ها به بنگاه داری پرداخته اند، هم فاسد شده و هم تباه شده و هم ورشکسته شده اند! مشاهده وضعیت روزانه بانک‌های کشور گواهی بر این مدعاست. وضعیتی که هر روز آن‌ها را به ورشکستگی نزدیک‌تر می‌کند. وضعیتی که از یکسو درآمدسازی‌های بزرگ را به همراه داشته و از سوی دیگر ورشکستگی‌های بزرگ را برای این سازمان‌ها داشته است. دلیل این وضعیت هم این بوده که بانک‌ها فکر کرده اند باید سود را هر روز افزایش دهند. پس باید درآمدزائی کنند و برای این درآمدزائی نیاز به منابع بیشتری دارند. آن‌ها مشارکت مردم را با افزایش سود جلب کرده اند. پس به سوی خرید و فروش زمین، ساختمان سازی و امور دلالی و شبه دلالی رفته اند. وضعیتی که باید مطالعه زیادی درباره آن داشت. البته پرسش مهم در این راستا اینکه آیا بانک مرکزی درباره فساد نظام بانکی کشور دغدغه‌ای داشته است؟! آیا به این مسئله فکر کرده که از وقتی نظام بانکی کشور به سمت و سوی دلالی رفت، فساد به سیستم آن راه پیدا کرد؟! حتی در زمانیکه اختلاس در این سیستم رخ نداده بود باید به این مسئله فکر می‌شد. اتفاقی که رخ نداد.
نگاه سیاسی داشتن به سازمان‌های دیوانی و اقتصادی، یکی از عوامل فساد است. عاملی که خود را در انتخاب مدیران مختلف نشان داده است

پیش از مصاحبه درباره شهرداری صحبت می‌کردیم. شهرداری طبق تعریف و قواعد سازمانی، وظیفه مشخصی به نام فراهم کردن شرایط زندگی جمعی مردم در واحدی به نام شهر، دارد. وقتی که این نهاد کارِ خود را تبدیل به تجاری سازی شهر و کسب درآمد‌های پایدار کرد، فعالیت‌های خود را بر فروش تراکم و فضای زندگی شهری بنا کرده، پس این نهاد فاسد شده است. هرچند که درون آن اختلاسی رخ نداده باشد!
این زاویه نگاه را می‌توان در نمونه‌های متعدد نشان داد که بسیاری از سازمان‌های دیوانی ما نیز دچار این وضعیت شده اند. سازمان هائی که وظایف خاصی بر عهده داشته اند و متاسفانه امروز دچار فساد شده اند. مثلا شما در همین شهرداری فساد را مشاهده می‌کنید. ممکن است که تعریف من از فساد متفاوت باشد، اما فساد به معنای رایج در میان عموم مردم جامعه نیز در این سازمان‌ها قابل مشاهده است.

آیا می‌توان نگاه عمومی به مفهوم فساد را نتیجه تعریفی که شما ارائه کردید، دانست؟!
بله. فساد همان چیزی ست که وجود دارد، می‌توان آنرا دید و باید آنرا درمان کرد. قواعد کار سازمان‌ها باید شناخته شده و قابل اجرا باشد. لحظه‌ای تخطی از آن توسط نهاد‌های ناظر تحمل نشود. شما فرد بی تجربه‌ای در فلان حوزه و سازمان را می‌آورید و در طی یک شبانه روز او را به ریاست یک سازمان می‌رسانید. او درکی از ماموریت سازمانی خود ندارد. ما هم از سوی دیگر این ماموریت‌ها را به درستی تعریف نکرده ایم و آنرا روشن نساخته ایم. همچنین به خوبی پای این ماموریت‌ها نمانده ایم و در نتیجه امروز شاهد چنین فسادی در سازمان‌ها هستیم.
جوانی را به خاطر دارم که در دوره ریاست جمهوری سابق، یک شبه به مدیریت سایپا رسید! بعد به مجلس رفت و ... او فردی جوان است که شاید در عرصه سیاسی خوش خدمتی هائی داشته و در نهایت پاداش این خوش خدمتی‌ها را در این سازمان‌های مهم اقتصادی دیده است. خلاصه اتفاقی که در ایران رخ داده، این است که نگاه سیاسی داشتن به سازمان‌های دیوانی و اقتصادی، یکی از عوامل فساد است. عاملی که خود را در انتخاب مدیران مختلف نشان داده است. عناوین گوناگونی مثل جوان سازی و سرمایه پروری و ... نیز برای این انتخاب‌ها در فضای افکار عمومی مطرح می‌شود. انتخاب هائی که هیچ توجیهی به جز سیاست نداشته و ندارد. این اتفاق حتی در مورد سازمان تامین اجتماعی نیز رخ داد. وقتی آقای مرتضوی به ریاست این سازمان منصوب شد، یک انتخاب سیاسی با هدف مدیریت منابع آن سازمان رخ داد. منابع سازمان تامین اجتماعی باید در زمینه‌های موردنظر صاحبان انتخاب به کار گرفته می‌شد. سیاست‌های جناحی یک جریان خاص که به جای اختصاص این منابع به نیاز‌های مردم و تقویت آن منابع، در راه منافع خود می‌کوشید. نگاه سیاسی به سازمان‌ها همواره درصدد است که منابع سازمانی را در اه اهداف خود به کار گرفته و از آن بهره برداری کند. همینجاست که قواعد سازمانی به سرعت شکسته می‌شود. چرا؟ چون این قواعد تاکید دارد که منابع سازمانی باید برای اهداف سازمانی به کار گرفته شود. در این سازمان رویه‌های استخدام بهم خورده و تبدیل به یارگیری می‌شود! اگر بخواهیم سازمان‌ها را از لحاظ استخدام، سالم کنیم، باید آزمون‌های استخدامی بیطرفانه و مبتنی بر قواعد داشته باشیم. آزمون هائی که مرتبط با فعالیت سازمان هاست و افراد را مبتنی بر این شرایط به کار می‌گیرد. این در حالیست که امروز شاهدیم آزمون‌های استخدامی تعطیل شده! فرد مدیر اختیار وارد کردن صد‌ها نفر به سازمان را پیدا کرده، زمینه‌های فساد فراهم آورده می‌شود. مصداق بارز این اتفاق را زمانی می‌توانید مشاهده کنید که یک معاون وزیر اختیار پیدا کرد تا ۳۰۰۰ نفر را با عنوان بورسیه وارد فضای دانشگاه کند! افرادی که به عنوان دانشجوی دکتری به این جامعه معرفی شدند. اتفاقی که با هدف یارگیری در فضای دانشگاه رخ داد و کلیه ضوابط را برهم زد. در این جریان دانشگاه تبدیل به نهادی شد که نباید مبتنی بر قواعد خاص خود عمل می‌کرد! بلکه مجموعه‌ای از منابع در نظر گرفته شده بود، که می‌بایست در جهت اهداف مقدسی، چون مدیریت جهان و عدالت و ... به کار گرفته می‌شد!
در این شرایط اتفاق دیگری نیز رخ می‌دهد که بسیار ویرانگر و وحشتناک است؛ اگر فردی تخلف کرد و این تخلف نیز آشکار شد-فردی که قواعد سازمانی را شکست و از منابع سازمانی نابجا استفاده کرد و در واقع فساد سازمانی را دامن زد- جناح‌های سیاسی مختلف، بر حسب نسبت شان با آن فرد، صرف نظر از ارتکاب فساد او، به مخالفت می‌پردازند؛ لذا پدیده فساد هم تبدیل به یک پدیده سیاسی می‌شود.

هم منشاء و هم روند ارزیابی پدیده فساد، سیاسی می‌شود...
قوه قضائیه ما امروز درگیر داستانی ست که خود ایجاد کرده است. چراکه قوه قضائیه آقای مرتضوی را از جریان کهریزک تبرئه کرد. اما وکیلی که در همان جریان آقای مرتضوی از او شکایت کرد را به ده ماه زندان محکوم کرد! یعنی این برخورد به غایت سیاسی شده بود. همچنین در جریان حقوق‌های نجومی نیز برخوردی مشابه با این جریان رخ داد.
وضعیت امروز، اما به صورتی شده که آقای احمدی نژاد و بقائی و مشائی هدف اتهام قوه قضائیه هستند. قوه قضائیه برآنست که این افراد دچار فساد مالی بوده اند و مشکلات زیادی در این راستا دارند، اما این سه نفر نیز از سوی دیگر داستان را سیاسی کرده اند. به جای اینکه به صورت مشخص، پاسخگوی اتهام هایشان باشند، فساد طرف مقابل شان را بازگو می‌کند. آن‌ها صحبت هائی را مدام تکرار می‌کنند که کلیت داستان را سیاسی کرده است. در این وضعیت همه افراد همدیگر را فاسد می‌نامند. آن‌ها وقتی از فساد می‌شنوند، فساد دیگران را عیان می‌کنند. این در حالیست که برخورد درست با فساد نباید سیاسی باشد.

وجود فساد سیستمی در ایران آیا دلیل این امر است؟ اینکه فساد موجود در این سیستم افراد را به صورت ناخودآگاه به سمت و سوی فاسد شدن و از فساد صحبت کردن می‌برد.
بله. در هر سیستم و هر کشوری، فساد به صورت موردی وجود داشته و دارد. اما در موقع دیگری کار به صورت سیستمی است. یعنی به افراد وابستگی ندارد. در این زمان، بحث