بررسی ادراک سازی تئاتر از فضای فرهنگی، هنری سیاسی و اجتماعی
تئاتر به معنای آنچه امروزه موجود است در نگاه اول پدید‌های وارداتی است، از همین رو برخی تئاتر را جزو معدود محسنات فرهنگ غرب به‌حساب می‌آورند که می‌تواند به توسعه فرهنگی بینجامد؛ اما آنچه در واقعیت امر اتفاق افتاده بیانگر آن است که چگونگی ورود تئاتر به فرهنگ ایرانی موجب بروز آسیب‌هایی شده است. این هنر در حال حاضر به‌سان مرکبی چموش و به‌عنوان یکی از دغدغه‌های مدیران فرهنگی و اصحاب هنر انقلاب موردتوجه قرارگرفته است.
گروه فرهنگ و هنر «سدید»؛ امیر امیری: اگر با نگاه تاریخ پژوهانه به موضوع تئاتر بنگریم، نمایش در میان همه اقوام از دیرباز رایج بوده و هر قومی بسته به آیین‌ها و رسوم خود از نمایش و هنرنمایشی بهره می‌جسته است؛ هرچند برخی از تاریخ‌پژوهان معتقدند که نمایش به شیوه امروزی که در سالن‌های مخصوص اجرا می‌شود، از چندین هزار سال پیش و قبل از یونان قدیم -که خاستگاه تئاتر امروزی است- در بین‌النهرین و در میان ساکنین فالت ایران رایج بوده است، اما آنچه امروزه محل بحث قرار دارد، شکل امروزی تئاتر است که محصول تمدن غرب است، لذا همواره این وارداتی بودن محل بحث و مناقشه قرار دارد.
 
تئاتر نیز مانند هر پدیده وارداتی دیگر اقتضائاتی با خود به ارمغان آورده است که البته الزاما منفی نیست. برخی تئاتر را جزو معدود محسنات فرهنگ غرب به‌حساب می‌آورند که می‌تواند به توسعه فرهنگی بینجامد؛ اما آنچه در واقعیت امر اتفاق افتاده بیانگر آن است که چگونگی ورود تئاتر به فرهنگ ایرانی موجب بروز آسیب‌هایی شده است. این هنر در حال حاضر به‌سان مرکبی چموش و به‌عنوان یکی از دغدغه‌های مدیران فرهنگی و اصحاب هنر انقلاب موردتوجه قرارگرفته است. اگرچه طی دهه‌های گذشته به‌ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نسلی پرورش‌یافته‌اند که توانسته‌اند از ابزار هنر تئاتر در خدمت اندیشه ایرانی اسلامی استفاده کنند، اما با توجه به اینکه نسل پیشگام عمدتا ریشه در فضای فرهنگی قبل از انقلاب دارند و یا در فضای روشنفکری و در تعامل با فرهنگ غرب زیسته‌اند، همچنان جریاناتی معارض بافرهنگ ایرانی اسلامی وجود دارند.

 لازم به ذکر است که بخش عمدهای از نسل پیشگام مورداشاره، عمدتا طیف هنرمندان حزب توده در دوره پهلوی اول و یا از تأثیر گیرندگان مستقیم و غیرمستقیم آن‌ها هستند. همچنین ازآنجایی‌که بنیادهای متعلق به فرح پهلوی در دوره پهلوی دوم نیز در عرصه تئاتر فعالیت‌های پررنگی داشته‌اند و از مجریان و سیاست‌گذاران آن بوده‌اند، ارزش‌های مرتبط با رژیم قبل هنوز هم در این عرصه نمود محسوسی دارد. گفتنی است دوره پهلوی دوم نقش مهمی در شکل‌گیری بنیان‌های تئاتر و رشد هنرمندان این عرصه داشته است. در طول چهار دهه اخیر جریان‌های معارض متعددی به‌واسطه بی‌توجهی مدیران فرهنگی جمهوری اسامی هنوز هم در حوزه تئاتر حضور پررنگ دارند که این مسئله آسیب‌ها نقص‌ها و نابسامانی‌هایی را در این عرصه بروز داده است. نوشتار حاضر سعی در بررسی این آسیب‌ها به‌صورت عینی و با عنایت به وضع موجود دارد.
 
۱- مخاطبان تئاتر ایران چه کسانی هستند؟

۱-۱- اقشار مرفه و متوسط
بنا به دلایل تاریخی و اجتماعی، مخاطبان تئاتر امروز ایران را اقشار مرفه و متوسط شهری تشکیل می‌دهند. از این میان دو دلیل مهم‌تر هستند: اول به این خاطر که تئاتر از دیرباز به‌عنوان پاتوقی برای روشنفکران، مرفهین و فرنگ رفتگان محسوب می‌شد؛ اکثریت این اقشار از لحاظ سطح اجتماعی جزو مرفهین و اقشار متوسط شهری محسوب می‌شدند؛ دوم به این دلیل که قیمت بلیت تئاتر به‌واسطه محدودیت تماشاگران هر سانس، همواره بیشتر از قیمت سینما و سایر اماکن تفریحی بوده است؛ لذا قشر کم درآمد کمتر به سمت تماشای تئاتر رفته‌اند. البته پیچیدگی‌های فنی و محتوایی تئاتر نیز سبب شده تا عامه مردم از هضم و درک آن عاجز باشند و نتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.

۱-۲- اعضای صنوف تئاتر
دسته دیگری از مخاطبین تئاتر، اعضای رسمی و غیررسمی صنوف مختلف تئاتر هستند؛ حدود سی درصد از مخاطبین تئاتر از داخل دایره عوامل تئاتر کشور هستند که در طول اجرا‌های مختلف در سالن‌ها حضور می‌یابند و با توجه به محدودیت مخاطبین تئاتر، نوعی گردش سرمایه در داخل تئاتر را نیز به وجود می‌آورند.
لازم به ذکر است که در مجموع قشر سنتی– مذهبی که بخش اعظمی از جامعه را تشکیل می‌دهد، به‌طورکلی از سالن‌های تئاتر به دور است. تنها بخش کمی از این اقشار فراگیر اجتماعی، گاهی به تماشای تئاتر‌های مذهبی و آیینی می‌روند که البته عمده چنین نمایش‌هایی خارج از دایره شمول تئاتر حرفه‌ای قرار دارند؛ زیرا این دسته از آثار نمایشی اغلب در شرایط خاص به روی صحنه می‌روند و مخاطبان آن بدون ابتیاع بلیت و صرف هزینه به تماشای نمایش می‌نشینند.

۲- ادراک سازی تئاتر از فضای ایران

۲-۱- سیر تطور درون‌مایه تئاتر‌های ایرانی
در سال‌های اخیر، آزادی نسبی و فضای بازی که در حوزه ممیزی تئاتر رخ داده از یک سو و ظهور سالن‌های نمایش خصوصی از سوی دیگر، سبب شده‌اند که تئاتر امروز برخلاف تئاتر دهه‌های شصت و هفتاد محملی برای اجرای نمایشنامه‌های کلاسیک غربی و آثار شاعرانه جشنواره پسند ایرانی نباشد. در سال‌های گذشته، بخشی از نمایش‌ها بر اساس نمایشنامه‌های کلاسیک مانند آثار شکسپیر، چخوف، برشت و نویسنده‌های متأخری مانند هنریک ایبسن (۱۸۲۸–۱۹۰۶) به روی صحنه می‌رفت و یا برداشت و اقتباسی از آثار آنان بود. همچنین آثار نویسنده‌های کهنه‌کار ایرانی مانند، بهرام بیضایی، اکبر رادی و دیگران نیز مورد توجه قرار داشتند. درصد ناچیزی از آثار هم متعلق به متون نوشته شده توسط نویسندگان جوان بود که در قالب تئاتر‌های دانشجویی و آوانگارد (پیشرو) اجرا می‌شد؛ اما امروزه ترکیب نمایشنامه‌ها و درون‌مایه‌های نمایشنامه‌ها به هم خورده است و برخلاف دهه هفتاد که شاعرانگی و انگاره‌های روشنفکری در آن‌ها برجسته بود، به نوعی از عامه‌پسندی در نمایشنامه و تجربه‌گرایی در فرم روی آورده است.
علت اصلی چنین رویکردی، ظهور سالن‌های خصوصی و خودگردان شدن تئاتر است. در تئاتر امروزی درصد کمی از نمایش‌ها با متون کلاسیک اجرا می‌شوند که عمدتا توسط کارگردانانی مانند علی رفیعی، حمیدرضا نعیمی و... در سالن‌های دولتی بزرگ مانند تالار وحدت به روی صحنه می‌روند. این نمایش‌ها همچنین از کمک‌های دولتی و بازیگران مشهور استفاده می‌کنند تا بتوانند درنتیجه فروش قابل قبول گیشه، هزینه‌های خود را تأمین کنند.
اکثریت نمایش‌های حرفه‌ای که در سالن‌های خصوصی مانند پردیس شهرزاد، امارت نوفل‌لوشاتو، تماشاخانه ایرانشهر، تماشاخانه تئاتر مستقل و... بر اساس نمایش‌های اقتباسی از نویسندگان ناشناخته غربی یا نمایش‌نامه‌های ضعیف ایرانی اجرا می‌شوند. ذکر این نکته نیز لازم است که تماشاخانه ایرانشهر اگرچه متعلق به شهرداری است، ولی با قواعد سالن‌های خصوصی اداره می‌شود.
در نیمه دهه هشتاد، شاید کمتر از بیست تماشاخانه در تهران هر شب به اجرای اثر می‌پرداخت، تئاتر چیزی به‌عنوان تهیه‌کننده نداشت و اکثر تئاتر‌ها به‌جز آثار فاخری که در تالار وحدت و تئاتر شهر به روی صحنه می‌رفتند تماشاگر چندانی نداشتند. مدیریت هنری دولت نهم و ریاست مرکز هنر‌های نمایشی شعار «تئاتر برای همه» را مطرح کردند و سعی کردند مخاطب عام را با تئاتر آشنا کنند؛ آسان‌تر شدن ممیزی‌ها از لحاظ فنی، اجازه ساخت و راه‌اندازی تماشاخانه‌های خصوصی و اجرای نمایش‌های سفارشی عامه‌پسند و عامه‌فهم (مانند آثاری که در حوزه دینی و انقلابی اجرا شد) که مخاطبان عام بدون تهیه بلیت به تماشای آن می‌نشستند، از جمله اقداماتی بودند که سبب چندین برابر شدن تعداد تماشاخانه‌ها در ابتدای دهه نود شدند و به‌تبع آن، تعداد مخاطبین تئاتر هم افزایش یافت.
در دهه نود افزایش تعداد تماشاخانه‌های خصوصی باعث شد این تماشاخانه‌ها برای تأمین هزینه‌های خود و سوددهی قوانین مالی سختی وضع کنند؛ برای نمونه اجاره سالن را به‌صورت قطعی از سی درصد فروش حساب کرده و خواهان تضمین این مبلغ توسط گروه‌های نمایشی شدند. گروه‌های نمایشی نیز برای تأمین حداقل فروش، لاجرم تن به عامه‌پسندی و استفاده از جذابیت‌های غیر هنری دادند؛ بدین ترتیب کیفیت هنری آثار دچار نزول شده و در مقابل، حجم پرداخت به جذابیت‌های جنسی، سیاسی، موزیکال و طنز سخیف بیشتر گردید.

۲-۲- ادراک سازی تئاتر از فضای فرهنگی
موضوع و محتوای اکثر نمایشنامه‌هایی که به روی صحنه می‌روند، مسائل عامه‌پسندی مانند ارتباط نامشروع، مسائل جنسی، خیانت، روسپیگری، جنایت‌های زنجیره‌ای، مسائل روز اجتماعی، تلقین دیکتاتوری و ظلم در جامعه ایران و مسائلی از این دست می‌باشد؛ برای نمونه، نمایش «ماربازی» نوشته «صحرا فتحی» که در اردیبهشت‌ماه ۹۸ در تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه رفت، هیچ‌گونه قصه و موقعیت دراماتیکی نداشت، بلکه تنها مجموعه‌ای از گفتگو‌های زن و شوهری با یک روانشناس با محور نارضایتی جنسی بود. در این اجرا، در تمام طول نمایش به جزیی‌ترین مسائل جنسی پرداخته می‌شد و همین نمایش از سوی همین کارگردان در کشور کانادا نیز بر روی صحنه رفته بود. همچنین نمایش «دیابولیک رومئو و ژولیت» به کارگردانی آتیلا پسیان از جمله نمایش‌هایی است که در القائاتی، چون اصالت لذت، خیانت و روابط جنسی آزاد مشاهده می‌شود. نمونه دیگر، نمایش «هوس و هفت دقیقه» بود که شهریورماه ۹۸ در عمارت نوفل‌لوشاتو به روی صحنه رفت؛ این نمایش چند روز از زندگی دو زن را نشان می‌داد که یکی خانه‌دار و دیگری فاحشه بود. در میان نمایش‌نامه‌های خارجی نیز بیشتر نمایشنامه‌هایی انتخاب می‌شود که موضوعات جنسی داشته باشند یا اشارات اروتیک در آنان باشد.
نکته قابل توجه دیگر آن است که در اجرای برخی نمایشنامه‌های خارجی، جلوه‌های جنسی پررنگ‌تر از آن چیزی که در اصل اثر مورد پرداخت قرار گرفته‌اند، نشان داده می‌شوند؛ برای نمونه می‌توان به نمایش «نفرین قحطی زدگان» نوشته «ساموئل شپارد» نویسنده معاصر آمریکایی اشاره کرد که موضوع اصلی آن رخوت و اعتیاد یک پدر و فروپاشی خانواده در غرب بوده است، اما وقتی توسط کارگردان ایرانی به روی صحنه رفت، اشارت و تأکیدات نمایش بر موضوع پریود و روابط جنسی قرار گرفت و اصل موضوع به حاشیه برده شد. در مجموع می‌توان گفت: بیشتر نمایشنامه‌هایی که در سالن‌های خصوصی انتخاب و اجرا می‌شوند یا به‌صورت مستقیم به موضوعات یاد شده می‌پردازند و یا اینکه حاوی اشارات، دیالوگ‌ها و یا خرده داستان‌هایی مرتبط با این موضوعات هستند.
 
در تئاتر ایران چه می‌گذرد؟
 
مهم‌ترین پیام‌های القایی تئاتر در حوزه فرهنگ
۱ سیاه نمایی نسبت به جامعه و فرهنگ اجتماعی ایرانی
۲ ترویج روابط آزاد جنسی و مفاهیمی، چون عشق‌های مثلثی، ضربدری و خیانت
۳ ترسیم تصویری از نهاد خانواده به‌عنوان نهادی سنتی، بی‌هدف و در تعارض با آزادی‌های فردی
۴ قبح شکنی از ادبیات جنسی از طریق بکار بردن الفاظ رکیک و نماد‌های تداعی کننده آن‌ها
۵ به سخره گرفتن ارزش‌های بومی، سنتی و تاریخی
۶ ترویج پوچ‌گرایی، سرگردانی فلسفی، بی‌معنایی زندگی و روایت‌های نیهیلیستی
۷ روایت‌های مرتبط با فروپاشی اخلاقی و اعتقادی
۸ ضدیت با دین و به سخره گرفتن گزاره‌های دینی و اخلاقی
۹ ترویج اصالت لذت و لذت‌جویی بی‌حدوحصر


۲-۳- ادراک سازی تئاتر از فضای سیاسی و اجتماعی ایران