پایگاه تحلیلی فرهنگ سدید

نیک منش رویکرد کلان در الگوی جبهه سازی مردمی مسجدمحور را رویکردی فرهنگی ارزشی دانست و گفت: ساختارهای متناسب با جبهه ایمان کاملاً با ساختارهای سازگار با جبهه کفر و التقاط متفاوت است.

تاریخ انتشار: ۱۴:۵۶ - ۳۱ تير ۱۳۹۸

گروه اجتماعی فرهنگ سدید؛ حرکت در مسیر تمدّن سازی اسلامی از جمله منویّات بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی و رهبر معظّم انقلاب بوده و هست و امروز دیگر صحبت از مسیری که با بعثت پیامبر اعظم (ص)، واقعه عاشورا، سلسله فقاهت، حدوث انقلاب کبیر اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی (ره) و پیمایش گام های تکاملی این انقلاب با هدایت ولی فقیه جامع الشرایط تا رسیدن به عصر ظهور تعریف می ­شود، صحبتی شناخته شده و آشنا در سطح جهانی است. بدیهی است که هر گونه طرح ریزی راهبردی در نظام جمهوری اسلامی ایران که کلمه تحقّق آرمانهای انقلاب اسلامی است در صورت عدم توجّه به این مسیر، اندیشه و سیاستی به جا نخواهد بود. طرح ریزی در خصوص موضوعات و مسائل مربوط به حوزه معیشتی جامعه نیز از این قاعده مستثنی نیست.

در بخشی از بیانیّه گام دوّم انقلاب که از سوی مقام معظّم رهبری خطاب به ملّت ایران صادر شد به دو چالش اصلی که امروز در حوزه اقتصاد کشور وجود دارد اشاره شده است، یکی چالش بیرونی و دیگری چالشی درونی. چالش بیرونی تحریم و وسوسه‌ها‌ی دشمن که در صورت اصلاح مشکل درونی، کم‌اثر و حتّی بی‌اثر خواهد شد. چالش مهمّ و محوری درونی مذکور در این بیانیّه نیز عبارت از "عیوب ساختاری و ضعفهای مدیریّتی" است. در همین بیانیّه در ادامه، مشکلات زندگی مردم از قبیل بیکاری جوان ها، فقر درآمدی در طبقه‌ی ضعیف و امثال آن را نیز اختصاراً نتیجه عیوب ساختاری در اقتصاد کشور است. تحقّق اقتصاد مقاومتی نیز که خود در منظومه آرمان های نظام اسلامی در نسبت با آرمان های درجه یک نظام، یک آرمان خُرد محسوب می شود، در بیانیّه گام دوّم انقلاب، راه حل چالش های اقتصادی کشور عنوان شده است. بر اساس همین مقدّمه، در ادامه از منظری جدید به موضوع "اقتصاد مقاومتی" پرداخته شده است.

چاره جویی برای تحقّق اقتصاد مقاومتی، علاوه بر بررسی های بنیادین و دکترینال، نیازمند الگوپردازی نیز هست. الگو و مدل برای هر موضوع، منظومه­ ای از مؤلّفه­ های مرتبط با آن موضوع است که بتواند به روشنی، نمایی جامع، منسجم و دارای وزن به پویشگران آن موضوع ارائه دهد. الگوی راهبردی جبهه سازی مردمی، مسجد محور و تمدّن ساز، الگویی ناظر به عینیّت، در سطح راهبردی و با کارکردی آینده نگارانه است که مبتنی بر مبانی دینی و ارزشی به ارائه ساختار می پردازد.

بر این اساس، قصد داریم به جنبه های معیشتی و اقتصادی الگوی مورد اشاره بپردازیم و در همین ارتباط با استاد ابراهیم نیک ­منش، جامعه پرداز، کارشناس ارشد مسائل فرهنگی-اجتماعی و عضو شورای سیاست گذاری مرکز راهبری اقتصاد مقاومتی حوزه های علمیّه کشور به گفتگو با فرهنگ سدید نشسته است تا آشنایی بیشتری با این الگو برای علاقه مندان حاصل شود.

شایان ذکر است که ابراهیم نیک منش به عنوان عضوی از نسل دوّم انقلاب که مصادیق عینی از ظرفیّت های تمدّنی این انقلاب را در زمان حدوث آن و نیز در زمان جنگ تحمیلی بخوبی درک کرده اند، با ارایه این الگو درصدد هستند تا نگاهی نو به این ظرفیّت های فراموش شده داشته باشند.

وی مدّعی است که با بازتعریف مفاهیم ارزشی و نوسازی ظرفیّت های تمدّن ساز، به ویژه چهار نهاد مقدّس «مسجد، حوزه، بسیج و خانواده» به عنوان ارکان اربعه نظام سازی مسجدمحور می توان و بلکه باید الگوی پیشرفت و عدالت را برای پی ریزی «دولت و کشور اسلامی» که مقدّمه «تمدّن سازی اسلامی» است در گام دوّم انقلاب بازنویسی کرد.

از منظر وی، این نوسازی حتماً باید متناسب با مختصات «ایرانِ اسلامی» و نیز اقتضائات کنونی صورت پذیرد. شرایطی که حتّی قابل قیاس با 10 سال قبل نیست و با ورود به عصر اطّلاعات و دنیای سایبری عملاً فضای جدیدی از جامعه و حتّی تعریف نوینی از حکمرانی در جهان در حال شکل گیری است.

سئوال: ضمن تشکّر از وقتی که برای این گفتگو تخصیص دادید، لطفاً با تمرکز بر مهمّ ترین جهت گیری های راهبردی در "الگوی جبهه سازی مردمی مسجدمحور"، معرّفی مختصری از آن ارائه بفرمایید.

رویکرد کلان در این الگو، رویکردی فرهنگی ارزشی است برای به کارگیری ظرفیّت های جبهه مردمی و نهادهای میانی. جبهه میانی شامل نهادهای واسط بین حکومت و مردم است که برای سازندگی و عمارت در همه ابعاد، جایگاه خدمت گزاری به مردم را بر عهده دارند و به اختصار به آنها "نهادهای خدمت و عمارت" می گوییم. جبهه میانی، تمامی مشاغل و صنوف و نهادهای انقلابی را شامل می شود.

تدوین، تنظیم و پیشنهاد این الگو با این ملاحظه مبنایی صورت گرفته است که ساختارهای متناسب با جبهه ایمان کاملاً با ساختارهای سازگار با جبهه کفر و التقاط متفاوت است. جبهه کفر برای پنج مرحله زندگی یعنی «لَعِب و لهو و زینت و تفاخر و تکاثر» بر مبنای اصالت رفاه و لذّت برنامه دارد و ما نیز باید برنامه های خود را برای این پنج مرحله اعمال کنیم. انقلاب های سیاسی باید برای حفظ مسیر اصلی و تقویت موجودیّت خود مستمراً از ریشه های فرهنگی خود تغذیه کنند و به همین دلیل این الگو، بُعد علمی-فرهنگی-اجتماعی را اساس جبهه سازی، جامعه پردازی و تمدّن سازی خود در نظر دارد. البتّه، معتقد هستیم که در همین چارچوب های قانونی موجود نیز، اگر الگوهای خوبی داشته باشیم می توان حرکت هایی قوی در راستای اهداف متعالی انجام داد.

انسان هایی که امروز در جامعه ما پرورش پیدا می کنند انسان هایی با ادبیات دانشگاهی و مدرن اند. یعنی در ساختارهای غربی و با محتواهایی که مربوط به فضای دیگری است رشد می کنند، در حالی که انسان جبهه ای خصوصیّات خاصّ خود را دارد. آن انسان منتظر که بتواند یار امام زمانش باشد و مورد انتظار ماست باید در فضایی متفاوت با ساختارهای فعلی تربیت شود. انسان جبهه ای در فرهنگ و سیاست و امنیّت و اقتصاد و همه چیز، مستشهد و ایثارگر است؛ در حالی که جامعه امروز ما جامعه ای است که بیش از آن که ایثار کند، طلب ایثار می کند. البته ایثار کم و بیش وجود دارد اما به صورت ناهماهنگ و نامنسجم.

از جهت گیری کلان دیگر اینکه این الگو، در راستای مدیریّت جهادی است که با مدیریّت بروکراتیک و اداری کاملاً متفاوت است. کارها در جامعه مورد نظر ما با اخلاص انجام می شود، توجّه به ارزش ها در این جامعه موج می زند از مسائل شخصی و منافع قبیله ای و طائفه ای کاملاً به دور است و توأم با تدبیر به صورت انقلابی عمل می کند. لذا "مدیریّت جهادی" را تدبیر همراه با روحیّه جهادی می دانیم. در این طرح، الگوپردازی، شاخص نگاری و برنامه ریزی می تواند به کمک حوزه و دانشگاه انجام پذیرد. طبعاً اگر از این حصار ذهنی بیرون نیاییم و بگوییم که الگوها باید همین الگوهای پُست-مدرن موجود باشد وضعیّت همینی می شود که الآن هست و حتّی به قهقرا خواهد رفت. باید به این نکته توجّه جدّی داشت که به طور کلّی در نگاه های ساختارگرا، نظامات ارزشی قدرت و توان تبلور ندارند.

نکته آخر در پاسخ به سئوال اول شما هم این که، به استناد حدیثی که می فرماید "مَن عَمِل بِما یَعلَم عَلَّمَهُ الله ما لَم یَعلَم" هر کس به چیزی که می داند عمل کند خداوند چیزی که نمی داند را به او تعلیم می دهد»، الگوی مورد بحث ما در مسیر تکمیل و تکامل دائمی قرار دارد و متناسب با اقتضائات و شرایط محیطی می تواند مورد نوسازی و بازسازی قرار گیرد، لذا برخلاف رویه موجود، ما زمان زیادی برای رسیدن به "نقشه های راه کامل" صرف نمی کنیم. چون، روزگار بهترین آموزگار است. ما عمل می کنیم بر اساس یافته های یقینی و ارزش مدار ِ حداقلی. آنگاه « این راه است که تو را می خواند». اگر اخلاصی در ترسیم نقشه راه اولیه باشد با سه عنصر « تدبیر، تلاش و توکل» می توان هم نقشه را و هم عمل را کامل کرد.

این نکته آخر تنها یکی از 200 اصل طلایی ما در الگوست که به فضل الهی طی ماه ها بلکه سال ها مطالعه، از تجربیات 40 ساله انقلاب و پیشکسوتان آن که بسیاری از ایشان، شهیدانه رخ در نقاب خاک کشیده اند استفاده شده است و به دوستان مؤکّداً توصیه می کنم این اصول را تحقیق کنند. اینها از بنده نیست. میراث تمدّن ساز یک امّت و امامین صادق آن است که یکجا تدوین و تقدیم شده است.

از منظر جنابعالی، ارائه چنین الگوهایی، چه ضرورتی دارد؟

تجربه سال های بعد از انقلاب به ما نشان داده که در اسناد راهبردی که در کشور برای سطح جامعه تهیّه می شود دو ایراد فراگیر وجود دارد. ایراد اوّل این است که مبانی این اسناد یا از اساس با اصول و ارزش های جامعه ما فاصله دارد و یا اگر به عنوان مبانی، موارد مقبولی هم در اسناد ذکر می شوند تا رسیدن به سطح راهبردها و برنامه ها جریان پیدا نمی کنند. به طور خلاصه، ارتباط بین مبنا و بِنا قطع است. ایراد دوّم هم این هست که باید یاد بگیریم به آن میزان که بلد هستیم عمل کنیم و از خداوند متعال برای تکامل طرح خود استمداد بطلبیم. خیلی از اوقات، وقت زیادی به سنگین کردن اسناد و برنامه ها تخصیص می یابد و در نهایت باز می ­بنیم که قابل اجرا نیستند.

نکته دیگر این است که اعتقاد داریم، اگر الگویی به صورت منسجم، ولو ناقص طراحی و اجرا شود، در صورتی که مبتنی بر مبانی ارزشی و دینی خودمان باشد یقیناً در عمل، خداوند کمک کرده و نقائص کار را جبران خواهد کرد. بنابراین، ما با اعتقاد به صفات "جابر" (جبران کننده)، "هادی" و "کامل" ذات اقدس احدیّت، که نقص فکر، ذهن و اراده بندگان خود را جبران و آن ها را به سمت تکامل هدایت می کند و همچنین با توجه به ایراداتی که در طرح ریزی های راهبردی- اجتماعی بعد از انقلاب تجربه شده، نیاز به ارائه این الگو را احساس کردیم.

لطفاً در مورد قطعاتی که عنوان توصیفی الگو را تشکیل می دهند توضیحاتی ارائه بفرمایید.

در همین عنوان توصیفی، اهمّ ویژگی­های این الگو به اختصار آمده است. نقطه کانونی الگو، "جبهه سازی مردمی" است. چیزی که موجب تکوین، تحوّل و تکامل انقلاب اسلامی بوده و بلکه هزاران بار مورد تأکید امامین انقلاب قرار گرفته است. ما در مسیر انقلاب نیز در موارد متعدّد، تجربه های موفّقی از آن را داشته ایم. البتّه، در سالهای بعد از انقلاب، در بسیاری از زمینه ها از ظرفیّت جبهه سازی مردمی به درستی استفاده نشده است. به عنوان مثال، در تحقّق اقتصاد مقاومتی و یا در ترویج فرهنگ جهادی، مردم به درستی به مشارکت گرفته نشده اند. جامعیّت بخشیدن به فرآیند جبهه سازی مردمی و مستمر، منسجم و موزون نمودن آن، محور اصلی این الگوست.

الگوی مورد بحث، نظامات جامعه را در سه گروه رسمی، صنفی و مردمی می بیند که هر یک فرهنگ مربوط به خود را دارند و امکان خلط آنها وجود ندارد. جبهه سازی چیزی جز ایجاد سازگاری بین مبانی، ساختارها و محصولات نیست. جبهه سازی مردمی، لازمه تأسیس دولت و جامعه اسلامی است و مقام معظم رهبری نیز در مواضع مختلف کلّ انقلاب را به مردم گره زده اند و عدم جذب مردم و تشکیل ندادن جبهه در میان نیروهای انقلاب را نیز از عوامل شکست دانسته اند. این الگو تلاش دارد جبهه حق را حول ارزش دینی منسجم کند. البتّه پیش نیاز جبهه سازی، شبکه سازی است.

دوّمین قطعه مهم در عنوان توصیفی این الگو، "مسجد محوری" است. مسجد در حوزه ­های تمدّنی اسلام اعمّ از شیعه و سنّی در طول 1400 سال گذشته نقش محوری ایفاء کرده است. خداوند در آیه شریفه 96 از سوره مبارکه آل عمران می فرماید "اِنَّ اوّل بَیتٍ وُضِعَ لِنّاس لَلَّذی بِبَکّه مُبارَکاً و هُدیً لِلعالَمین". این یعنی مسجد هم جنبه برکت و معاش دارد و هم جنبه هدایت گری، سعادت زایی و معاد. مقام معظّم رهبری نیز در تاریخ 18 مهر 1389 در پیام به نوزدهمین اجلاس نماز به دوگانه های به هم پیوسته ای که نمایان کننده تصویر مسجد اسلامی هستند و فاصله آن را با عبادتگاه های رایج در ادیان دیگر روشن می کنند، اشاره فرمودند. مسجد تراز با کارکردها و شاخص های 15 گانه منحصر بفردی که دارد محور نظام سازی فرهنگی و غیر فرهنگی است. البتّه ملاحظه داریم، رویکردی که ما در حال حاضر به مسجد مشاهده می کنیم یک رویکرد حدّاقلی در حدّ "معنوی سازی فردی" است و با دو رویکرد میانی و حداکثری یعنی "نظام سازی فرهنگی" و به خصوص با "تمدّن سازی اسلامی" فاصله دارد. در واقع نهادهای وارداتی، بسیاری از این کارکردها را یک به یک به یغما برده اند و این حساب دو دو تا چهارتاست که اگر شما جای خودتان را به دیگری دادید، می آیند و برای شما برنامه ریزی، تصمیم گیری و عمل می کنند.

بر اساس مدل مفهومی که در این الگو مورد استفاده قرار گرفته است در رویکرد مسجد محوری حدّاکثری، هم حوزه های سیاسی-امنیتی و هم حوزه های اقتصادی-بازرگانی در کنار نظام علمی-فرهنگی-اجتماعی، بستر را برای تمدّن سازی فراهم می کنند. مسجد تراز در این الگو، محور آمایش اقتصادی و سایر آمایش های سرزمینی، نهاد نظام بخش به نهادهای اقتصادی و سایر نهادهای جامعه، مستقر کننده و استمرار دهنده امنیّت اقتصادی و امنیّت در سایر ابعاد، کانون رصد نیازهای اجتماعی همچون بی سرپرستان، ایتام، مشکلات سرپرستان خانواده ها، آمادگاهی برای حمایت آبرومندانه از مستمندان مسلمان و غیر مسلمان جامعه، قرارگاه خروش اقتصادی و غیر اقتصادی مردم، پرورش گاه برای درونی سازی نظارت های اقتصادی و غیر اقتصادی در سطوح مختلف فردی، خانوادگی، سازمانی و اجتماعی، اوّلین دانشگاه برای معرفت پژوهی و معرفت آموزی و اشاعه فقه و اخلاق علمی و صنفی و خانوادگی و نیز اوّلین حزب برای کادرسازی انسان های ولایت مدار مورد نیاز جامعه اسلامی است که چشم داشتی هم به قدرت و ثروت ندارند. این ها برخی از کارکردهای مسجد تراز هستند که با حوزه های اقتصادی مورد نظر شما هم ارتباط برقرار می کنند.

مسجد تراز به طور خلاصه، دارالحکومه، دارالعلم، دارالقضاء و دارالحرب است. شاید لازم به توضیح باشد که مدیریّت مسجد محور جامعه صرفاً در محدوده فیزیکی مساجد تعریف نمی شود و در بسیاری از موارد می تواند با روش ها و ابزارهای فرهنگی و نرم افزاری، تمامی عرصه های اجتماعی را پوشش دهد. مدیریّتی که از مساجد تراز بر سطوح مختلف جامعه قابل اعمال است می تواند در ابعاد مختلف و از جمله در امور معیشتی نیز تجلّی پیدا کند. ما از برکات چنین رویکردی در پاره های تمدّنی در تاریخ خون بار و پرمحنت خود در مقاطع مختلف بهره مند بوده ایم، به عنوان مثال، مستشرق فرانسوی "شاردون" در کتاب خود از وضعیّت پایتخت عصر صفوی در اصفهان توصیفاتی ارائه کرده و به تشریح فعالیّت هماهنگ نهاد و نماد سیاست (عالی قاپو) ، فعالیّت حوزه اقتصاد و سوق المسلمین (بازار) و نیز فعالیّت نهاد و نماد علم دینی (حوزه های علمیّه) در پیرامون مسجد به عنوان بیت الله و محور امور می پردازد. مسجد آن چنان موثر است و جایگاهش آن چنان رفیع است که هسته آمایش و ساماندهی بیت الناس و خانواده هاست.

با این وصف، مع الاسف، امروز در مجموع می توان گفت که با حاکم شدن تفکّر لیبرالیسم سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در کشور در برخی از مقاطع، بخش های عمده ای از ظرفیّت های نهاد مقدّس مسجد فراموش شده و بخش قابل توجّهی از ظرفیّت های مردمی ما نیز به تاراج رفته است. شاید ذکر این نکته هم مناسب باشد که منظور از مسجد، شامل حرم امامان، امام زادگان، مساجد، حسینیّه ها و تکایا نیز می شود.

بر اساس موارد اشاره شده، انطباق با مسیر تمدّن سازی اسلامی از دیگر ویژگی های کلان این الگوست. چیستی تمدّن، فرآیند آن، ارتباط آن با مسجد و با انقلاب اسلامی و انقلاب جهانی حضرت حجّت در تبیین این الگو قابل تشریح هستند.

اختصاراً، پاسخ به چه مواردی را می توان از این الگو انتظار داشت؟

ما به دنبال ارائه پاسخ به یک پرسش اصلی هستیم، که خود شامل پرسش های فرعی متعدّدی می شود. پرسش اصلی این است که "چگونه می توان ظرفیّت های بی کران جبهه مردمی را از مبنا تا بِنا در هجمه های همه جانبه علمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و اجتماعی بر علیه جریان باطل بسیج کرد و شکل داد؟"

و البتّه، پاسخ به این پرسش با این فرض مطرح می شود که ما در مورد نظام مردم سالاریِ دینی خودمان، با پیش زمینه هایی که داشته است، با تکیه بر آرمان ها و دانش ها و اعتقادات پذیرفته شده اجتماعی و در ابعاد مختلف تمدّن سازی (که در فرصت مناسب قابل تشریح اند)، صحبت می کنیم.

پرسش های فرعی که در این الگو، حول پرسش اصلی مورد پاسخگویی قرار می گیرند شامل چه مواردی هستند؟

پرسش های فرعی مربوطه متعدّد هستند و بنده به برخی از آنها اشاره می کنم:

جبهه سازی مردمی اصولاً چه ضرورتی دارد و رها کردن آن به حال خود، چه تبعاتی دارد؟

نقش ظرفیّت های حاکمیّتی، دستگاه ها، صنوف و مشاغل و خود مردم و خانواده ها در این عرصه چیست؟

اهدافی که باید در مراحل دولت سازی و امّت سازی اسلامی به آن ها رسید، کدامند؟

چگونه می توان ظرفیت های مردمی را در خدمت به اهداف عالی نظام اسلامی در ابعاد مختلف، پای کار نگه داشت؟

بسیج نخبگانی در این میان چه ضرورتی دارد، چگونه می تواند انجام شود و نسبت آن با بسیج مردمی چیست؟

کدام یک از نظامات جامعه در این مسیر نیازمند توجه بیشتر و دارای اولویّت بالاتری است و چرا؟

رویکردها و شاخص های مسجد تراز، در نظام سازی اجتماعی چیست؟

نقش آفرینان کلیدی در مسجد محور شدن جامعه، کدام نهادها هستند؟

کیفیّت کارآمدی الگو در سطوح فراملّی و برخی سئوالات دیگر از این دست نیز در این الگو مورد بررسی و پاسخ قرار می گیرند.

ضمن صحبت به مدل مفهومی مورد استفاده در الگوی راهبردی جبهه سازی مردمی مسجدمحور اشاره داشتید، لطفاً کمی هم در خصوص این مدل مفهومی به ارائه توضیح بپردازید.

کار الگو و مدل اصولاً «ساده سازی» ابعاد، ارکان، سطوح و مقیاس اجزاء در یک کلّ پیچیده است که غربی ها به آن، Simplification می گویند. مدل مفهومی که اشاره شد، ابزار ترجمه و کاربردی کردن الگوی مزبور است و می تواند به درک کل الگو و کارکردهای راهبردی آن کمک کند و شاید بتوان با قدری تسامح رابطه ای «این همانی» بین این دو برقرار کرد. چه در یک جامعه الهی و چه در یک جامعه الحادی، زمانی که بناست الگویی ناظر به جریان پیچیده و چندلایه و البتّه زمان بر و دشوار نظام سازی (در جبهه مردمی، میانی و حاکمیّتی) تعریف شود و نقطه هدفش نیز عینیّت جامعه و فرآیند جامعه پردازی باشد، نیاز هست و طبیعی است که نظامات و ریزنظامات این جامعه در قالب یک الگوی مفهومی تبیین شوند.

بر این اساس، مدل 40/20/4 به صورت خیلی اجمالی، یک مدل توصیفی-تحلیلیِ نو در حوزه مطالعات و عملیّات جبهه سازی؛ ودر اینجا جبهه سازی مردمی است که جزو مظلوم ترین، آشفته ترین و بی مسؤول ترین جبهه هاست. از آنجا که نظامات جامعه در این الگو به صورت چهارگانه (1+3)، زیرنظامات در یک تقسیم بندی 20 گانه و محورهای کلان نیز در 40 موضوع در نظر گرفته شده اند، عنوان مدل به اختصار، به صورت "40/20/4" انتخاب شده است. یکی از ویژگی های این مدل در نظر گرفتن یک بُعد فراگیر "مهندسی و مدیریّت" (شامل طراحی سیستم، سیاست گذاری، برنامه ریزی و ...) در طول سه نظام اصلی جامعه است.

لطفاً، بُعد "مهندسی و مدیریّت" در الگوی مسجدمحور را بیشتر توضیح دهید.

در مباحث مهندسی و مدیریّت نظامات جامعه، موضوعات کلانی همچون تصمیم پژوهی، تصمیم سازی، تصمیم گیری و تصمیم سنجی، طراحی مبانی، تعاریف و اصول، شاخص نگاری که بحث فوق العاده مهمی است، سیاست گذاری، برنامه ریزی و وضعیّت شناسی محیطی، سرپرستی، سازمان دهی، رصد و نظارت و در نهایت ارزشیابی و بازخورد گیری مطرح می شوند. همگی این مباحث، هم می توانند حول تفکّر مادّی صورت پذیرند و هم با رویکرد مسجد محوری حول دین. بنابراین، اگر محور تحوّلات اقتصادی، همین نظام سازی فرهنگی مسجد محور باشد خواهد توانست در حدّ خود به شکل قابل ملاحظه ای شاکله جامعه را تغییر دهد.

اگر موافق باشید در ادامه گفتگو بر روی جنبه های معیشتی و فرهنگِ اقتصاد در این الگو متمرکز بشویم. جبهه مردمی مسجد محور چگونه با مسائل و موضوعات اقتصادی ارتباط برقرار می کند؟

بنده به صورت گذارا، از زوایای مختلف به برخی از ظرفیت های مسجد محوری برای ساماندهی به امور اقتصادی اشاره می کنم. در مدل غربی، امثال هایپراستارها، بازارها و پاساژها محور شهرسازی هستند و جامعه از اقتصاد و نهادهای مربوط به آن آغاز می شود. اما در الگوی دینی، از بیت الله و ذکر و اخلاص و توکّل باید به تمشیت امور و ساماندهی نهادها و نظام شهرسازی پرداخت. ولی امروز، مسجد محور نیست، اگر فرصتی هم شد یک مسجدی در گوشه و کنار می سازند! یکی از نمونه های کوچک در حوزه اقتصاد، مشارکت بسیجی وار مردم و کامیون داران در حمل ارزاق و کالاها از بنادر در زمان جنگ بود که بنا به فرمان امام خمینی انجام شد و آن روز را روز حمل و نقل نام نهادند.

جامعه دینی که بر توّلی به امام معصوم یا امام عادل جامع الشرایط تکیه دارد و هویّتش از این طریق است کاملا متفاوت با جامعه غیر دینی است که با تکیه بر شهوات و غرایز و نیرنگ می خواهد امور خود را پیش ببرد. لازم به توضیح است که امام جامعه نیز از طریق امامان جمعه و جماعت، با مسجد، در مسجد و از مسجد حکم می راند و راهبری می کند.

از زاویه سیاسی نیز مسجدمحوری مفهوم دارد. بسیاری از مفاسد از جمله مفاسد مالی، ریشه در تحزّب های بی تهذّب دارد، اگر مشارکت مردمی توسط مسجد و با محوریّت مسجد باشد می توان نظاماتی را شکل داد که فساد در آن ها کمتر باشد. یکی از عرصه های دیگر، مشارکت فعّالین اقتصادی در نقش مردمی خود در دیپلماسی عمومی در حوزه اقتصاد است. مسجد در نظام تولید و توزیع و نظام تقسیم درآمد و سرمایه و همینطور نظام نیازمندی ها و مصرف جامعه می تواند اثربخش باشد. در تشکیل، تحکیم و تعالی خانواده ها اگر رویکرد مسجدمحوری مبنا قرار گیرد، معیار قرار گرفتن مال و جمال در بین خانواده ها اصلاح می شود. ورود به مباحث فقه اقتصادی، ربا، مضاربه و سایر عقود اسلامی نیز با رویکرد مسجد محوری قابل تحقّق است. این ها برخی از مواردی است که به اذهان نزدیک تر است. ما تا اندازه ای به بازشناسی علل عقب رفت مساجد و اماکن ذکر شده پرداخته ایم و یکی از حرف های نوی این الگو نیز اقامه نهضتی برای احیای جایگاه مساجد به عنوان بیت الله و ارائه سازوکار برای نیل به این مقصود است.

امروز ما در حوزه امور اقتصادی در سطوح مختلف فردی، سازمانی و اجتماعی مشکلاتی را مشاهده می کنیم. نمونه آن ربا خواری، تبعیض و بی عدالتی اقتصادی، رانت خواری، ویژه خواری، کم فروشی، کم کاری، تولید بی کیفیّت، وابستگی، بیگانه پرستی، بی اعتمادی، کلاهبرداری، مصرف گرایی، اشرافی گری، بی عدالتی اقتصادی، تمایل به محصولات خارجی و ... است. وقتی دقیق می شویم می بینیم که هنگام بروز دادن ناهنجاری های رفتاری، نمادی و نهادی، در واقع افراد جامعه در مراتب مختلف از مسئولیت های اجتماعی در حال مبارزه با اعتقادات خود هستند و دارند برخلاف بینش ها و ارزش های خود عمل می کنند. یعنی عملاً مبتنی بر نوعی التقاط پیدا و پنهان دچار شرایطی پر از تناقضات درونی شده اند. نمود فرهنگ را می توان در زندگی واقعی دید و باید توجه داشت که کنش ها، نمادها و نهادها متعلّق به لایه ظاهری فرهنگ یا در واقع فراتر از فرهنگ و متعلّق به حوزه تمدّن اند که از درون فرهنگ زاده می شود، به همین دلیل، حل ریشه ای این نوع مشکلات هم باید در جامعه ما از مسیر فرهنگی و اجتماعی صورت پذیرد. مشکلاتی که امروز در رفتارها و نمادها و نهادهای حوزه اقتصاد، تولید و مصرف به آن مبتلا هستیم آیا محصول فرهنگ بومی اسلامی و ایرانی ماست؟ قطعاً اینطور نیست. می توان به تفصیل این را نیز توضیح داد که چرا سازمان های ما کاملاً اسلامی نیستند.

معتقدیم که تحقّق اقتصاد مقاومتی می تواند مرتفع کننده بسیاری از معضلات فرهنگی جامعه و به خصوص معضلات فرهنگی در حوزه اقتصاد باشد که به برخی از آنها اشاره شد و البته همه می دانیم که با تحقّق اقتصاد مقاومتی و بهره مندی از برکات آن فاصله داریم. مرکز ثقل هر حرکت اجتماعی، گفتمان است. گفتمان چیزی است که باعث تبدیل یک اعتقاد از صورت نظری خود به صورت یک باور قلبی می شود. متأسفانه در خصوص اقتصاد مقاومتی نتایج ملموسی اتفاق نیفتاده است. در این موضوع، حاکمیّت هنوز پای کار نیامده، مردم هنوز انسجام پیدا نکرده اند و حتی نهادهای انقلابی ما درک شفافی از اقتصاد مقاومتی ندارند. در نتیجه، آن اعتقاد به یک باور قلبی و به تبع به یک کنش اجتماعی و یک جبهه مردمی ختم نشده و با روش های موجود ختم نخواهد شد. کارِ مردم مفهوم سازی نیست، مفهوم سازیِ علمی در این حوزه که یک حوزه تخصّصی و گسترده هم هست، بیش از معمول نیاز به مشارکت نخبگانی دارد.

در اینجا، لازم به توضیح است که یکی از اصول این الگو این است که خداوند دین برترش را با دو وجه معاش و معاد نازل کرده است و ما معتقد هستیم که باید جبهه سازی را از معاش مردم آغاز کرده و با معاد آنها مستحکم کنیم. یعنی از مشکلات و نیازهای اجتماعی و اقتصادی مردم به صورت آرام آرام شروع شده و به نیازهای فکری و اعتقادی و روحانی آن ها ختم شود. یکی دیگر از اصول این است که مسجد تراز، در نهایت باید محور تولید، توزیع و مصرفِ با برکت و حلال باشد. ما به استناد همین تجارب محدودی که بعد از انقلاب شده است معتقدیم که مسجد چنین ظرفیتی را داراست و می تواند در اقامه حلال الهی و نفی حرام کارگشا و محور باشد.

شما در الگوی مادر، از یک قرارگاه و ارکان چهارگانه در هسته مرکزی آن سخن می گویید. لطفاً کمی توضیح دهید؟

در همین راستا در الگوی مورد بحث، در مرتبه ای بعد از نهاد مسجد، تمرکز اصلی بر سه نهاد دیگر یعنی حوزه، خانواده و بسیج است. این سه نهاد در صورت برنامه ریزی صحیح فرهنگی می توانند به کارکردهای خود برگشته و در سطح تراز، ناهنجاری های جامعه در ابعاد مختلف و از جمله ناهنجاری های اقتصادی را مرتفع کنند، کارکردهایی که جامعه امروز ما از بسیاری از آنها بی بهره است. حتی پرورش سرمایه های انسانی مورد نیاز در امور اقتصادی را نیز می توان با استفاده مناسب از ظرفیّت مساجد انجام داد. برای این منظور، الگوهای مدیریّتی غیرمتمرکز یا شبکه ای می توانند به نحو مناسبی در کنار الگوهای مدیریّتی متمرکز مورد استفاده قرار گیرند.

تمرکز بر حوزه تراز در این الگو به عنوان مولّد مغزافزار است، تمرکز بر خانواده تراز با نقش اصلی زایش و پرورش انسان است که خود انسان متعاقباً می­ تواند سازمان و حاکمیّت و جامعه را بسازد و تمرکز بر بسیج تراز هم به عنوان محور تولید و مدیریّت سخت افزارها، مهارت ها و ارتباطات مؤمنانه در جامعه است. نهادهایی که در درون انقلاب تعریف شد، متأسفانه جهت گیری شان یک مقداری دچار اشکال شده است. ما الان در فرآیند دولت سازی و جامعه سازی اسلامی هستیم و می توان با تولید مغزافزارها، نرم افزارها (شامل نهادهای جدید) و سخت افزارهای اسلامی به عنوان هسته دینی و قرار دادن آن ها در کنار نهادهای موجود، باعث شد که آنها نیز آرام آرام بازسازی بشوند.

در صورت امکان، کمی در خصوص فرآیندهای پیش بینی شده در این الگو توضیح دهید؟

در جبهه سازی مردمی نیز همچون فرآیند سازمان پردازی، برخی از فرآیندها، منطقاً وجود دارند که در این الگو نیز به صورت توصیه ارائه شده اند. این مراحل عبارت هستند از "فرهنگ سازی روانی" ، "مفهوم سازی علمی"، "ساختار سازی سازمانی" و نهایتاً "محصول سازی اجتماعی در جامعه هدف". در خصوص موضوع سازمان دهی نیز، در این الگو سه سطح «عالی، میانی و عملیّاتی» که به ترتیب با الگوهای مدیریّتی «متمرکز، نیمه متمرکز و غیرمتمرکز» تناظر دارند، پیشنهاد شده است.

نقش و کارکرد دولت و مجلس و حاکمیّت را در زمینه اقتصاد مقاومتی در حال حاضر چگونه ارزیابی می کنید؟

با قاطعیّت عرض می کنم که دولت و مجلس ما هیچ طرح قابل عنایتی در خصوص اقتصاد مقاومتی ندارند و برای این منظور نیازمند مشارکت مردمی یا همان جبهه مردمی هستیم. وقتی محور بحث، جبهه مردمی باشد، خود به خود پای جبهه دولتی، میانی و واسط هم به میان می آید و اگر این جبهه سازی از پایین به بالا صورت پذیرد قطعاً می تواند در الگوهای حاکمیّتی هم تاثیر بگذارد. منظور از جبهه مردمی مجموعه ظرفیّت های انسانی، محتوایی، ساختاری و بروندادی (مثل محتواسازی در فضای حقیقی و یا مجازی، اختراعات و اکتشافات، تولید قدرت، ثروت، معرفت، ارتباطات و ...) است که در حوزه ای غیر از حاکمیّت و نهادهای میانی مثل مشاغل و صنوف تعریف می شوند.

لطفاً در پایان، در خصوص پیشنهادات این الگو برای سازماندهی هسته های اقتصادی، نحوه تعامل این هسته ها با ساختارهای رسمی موجود در نظام اقتصادی کشور و همچنین مهمّ ترین چالشهایی که فرا روی اجرایی کردن این الگو در عرصه های اقتصادی می دانید توضیحات بیشتری ارائه بفرمایید.

عجالتاً وقت زیادی صرفاً برای همین پرسش باید صرف شود. اگر موافق باشید، در حال حاضر فقط به همین پاسخ بسنده کنم که به فضل الهی، بر اساس دیدگاه های رهبری معظّم، الگوی موضوع بحث ما اکنون تبدیل به یک برنامه جامع راهبردی در 4 بُعد دارای اولویّت، به ترتیب: اقتصادی-بازرگانی، فرهنگی-اجتماعی، سیاسی-امنیتی و فکری-علمی شده است که اوزان و ضرایب کمّی آنها برای سه بعد اوّل بترتیب عبارت است از: 55% ، 30% و 15% و وزن دهی در عرصه فکری-علمی نیز که در طول سه نظام اصلی جامعه است و کارش الگو پردازی و شاخص نگاری و استاندارد سازی «طیّب» است مطابق با همین اوزان سه گانه بالاست. مثلاً چون حضرت آقا بر فتح خرمشهر(های) اقتصادی، بیش و پیش از دیگر عرصه ها عنایت دارند لذا توان اندیشمندان و فناوران و اساتید ما تا 55% باید مصروف بخش اقتصادی شود که مورد سؤال شما نیز بود.

إن شاء الله در فرصتی دیگر توضیحات بیشتری در این خصوص از زبان جنابعالی بشنویم.

إن شاء الله

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
شریعتمدار
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۴۱ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۳
اینها کلیات است.
سلام.
بعضی از حرف ها بنظر قلمبه سلمبه میآید.
وقتی ما میگوییم مسجد محوری، یعنی مردم محوری.
خب ادبیات ما هم باید مردم محور باشد.
لطفا خلاصه تر، نموداری تر، ومفهوم تر ومصداقی تر وعملیاتی تر بیان بفرمایید.
متشکر از نکات ارزنده ای که لابلای همین ادبیات پیچیده گم شده اند.
وحالا باید بگردیم وپیدایش کنیم دوباره!
پربیننده ترین ها
آخرین عناوین