پایگاه تحلیلی فرهنگ سدید

حاکمیتی ماندن سواد رسانه از تهدیدات این حوزه است. اینکه بخش فرهنگی سازمان ها برای کارکنان خود کارگاه سواد بگذارند کافی نیست و سواد رسانه جزء مفاهیم درهم تنیده با بوروکراسی اداری و نیازسنجی حاکمان است.

تاریخ انتشار: ۱۰:۳۴ - ۲۲ تير ۱۳۹۸

محمد لسانی مدرس و پژوهشگر سواد رسانه ای در گفتگو با فرهنگ سدید؛ با اشاره به خلأ تعریف جامع از سواد رسانه ای گفت: در کشور ما معمولا سواد رسانه ای محدود به تحلیل و ارزیابی پیام می شود در حالی که سواد رسانه ای مبتنی بر چرخه ای شامل دسترسی به محتوا و ابزار های رسانه ای، تحلیل و ارزیابی، حرکت به سمت تولید و خلق پیام و همچنین بازخوردگیری از فضای پیام های دریافتی و رسانه ای  است.

وی ادامه داد: تحلیل و ارزیابی که بخش محتوایی مهمی است یک چرخه از این حلقه است. اصولا دسترسی چون حالت درگاه ابتدایی و  مادر را دارد بسیار مهم است که معمولا مغفول واقع می شود.

اهمیت سواد رسانه در عصر میکرومدیا

این مدرس و پژوهشگر سواد رسانه ای گفت: سواد دیجیتال، مبتنی بر ابزار دیجیتال و سواد رسانه، مبتنی بر انتقال پیام است، دیجیتال یکی از مجاری رسانه است. ماکرو مدیا و رسانه های حاکم بیشتر رسانه هایی بر بستر امواج هستند که رادیو و تلویزیون مهمترین آن ها است در حالی که امروز میکرومدیاها و رسانه های نوین مبتنی بر شبکه هستند. برای همین رسانه های دیجیتال مبتنی بر بستر آنلاین مدیا است و سواد رسانه ای  حوزه های گسترده تری را در حوزه مکتوب، صوتی و تصویری شامل می شود.

وی با اشاره به آسیب های آموزش سواد رسانه ای گفت: سخنران محور شدن یکی از تهدیدات این حوزه است، یعنی رکود مبتنی بر انتقال یکسویه پیام نباید جا بیفتد. موج اجتماعی باید مبتنی بر کنش و واکنش باشد. آموزش، محور باید باشد اما صرفا نباید به آموزش اکتفا کرد. ما باید از قالب های دیگر مثل هنر و ساختارسازی اجتماعی مبتنی بر سمن ها استفاده کنیم.

لسانی ادامه داد: یکی دیگر از تهدیدات، تقلیدی ماندن و راکد ماندن حوزه های سوادرسانه است که باید مفاهیم را توسعه بدهیم، باید با توجه به نیاز جامعه، میدان جدید باز کنیم. اینکه بگوییم سواد تنها محدود به حوزه رژیم مصرف، تفکر انتقادی و فنون اقناعی و.. است، نمی تواند باعث پل زدن بین نیاز جامعه با مفاهیم موجود شود.

این مدرس افزود: حاکمیتی ماندن سواد رسانه یکی دیگر از تهدیدات این حوزه است. اینکه بخش فرهنگی سازمان ها برای کارکنان خود کارگاه سواد بگذارند کافی نیست. گویا سواد رسانه جزء مفاهیم درهم تنیده با بوروکراسی اداری و نیازسنجی حاکمان است. در حالی که باید در روح سواد بدمیم و این نیاز را باید خانواده ها احساس کنند.

سواد رسانه به تجارت ارزش افزوده ختم شده!

وی ادامه داد:  امروز حدود 15 سال از ورود ادبیات سواد رسانه ای  به کشور می گذرد. ما نتوانسته ایم ادبیات سواد را به نیاز خانواده ها متصل کنیم. نرم افزار پایش اینترنت و گوشی برای والدین و راهکارهای مختلف که به آنها بدهیم نداریم. این سطح از آموزش باید عمومی و جزء سوبسید فرهنگی باشد. الان بیشتر شرکت های مختلف دارند از طریق این اپلیکیشن ها و ابزارها کاسبی می کنند. سواد رسانه ای به تجارت شرکت های ارزش افزوده ختم شده است!

فقدان مرجعیت در نظام سواد رسانه کشور/ جای خالی برند!

در کشور پایگاه تجمیع شده که پدر و مادر ها بتوانند در آن حضور پیدا کنند به عنوان یک مرجع نداریم. چرا از علاقه برخی ارگان ها مانند آموزش پرورش، فرهنگسراها، سازمان تبلیغات به موضوع سواد رسانه ای استفاده نمی کنیم و دست بالا نمی زنیم برای پر کردن این خلأ؟ فکر می کنم جواب مشخص است. طرح ملی و تقسیم کار سازمانی در این حوزه نداریم وگرنه بودجه ها و بیلان کارها همیشه بوده است.

لسانی یکی از آسیب های رایج در حوزه سواد رسانه را نبود برند دانست و گفت: ما امروز برند نداریم، برند می تواند در چند حوزه باشد، برند آموزشی، پزوهشی و تولید محصول که باید این سه مورد را تفکیک کنیم. یکی بخواهد آموزش برگزار کند به کجا مراجعه کند؟ دوم حرکت به سمت برند پژوهشی، مجموعه ای که خروجی پژوهشی خود رابرای عموم مردم بگذارند، جایی نداریم. اکثر مراکز پژوهشی  مبتنی بر ترجمه و کپی کاری است. همچنین برند تولید محصول را هم باید داشته باشیم که برای مثال جایی خواست یک نمایشگاه بزند، از کجا اقلام فرهنگی و ترویجی تهیه کند. برند از سرمایه گذاری پدید می آید. برند ماندگار حداقل باید در حوزه تخصصی خودش  5 ساله ادامه حیات بدهد و جا بیفتد. مجموعه های یکساله که بیایند و محو شوند زیاد هستند چرا که  عموماً افراد دغدغه مند پشت کار نیستند بلکه افراد چشم به رضایت فلان مدیر و بودجه فلان دستگاه دارند. اگر دغدغه باشد حیات یک برند موکول به جابجایی مدیران و بودجه دستگاهها نمی شود.

سواد رسانه دچار مرگ جنینی شده / لزوم تغییر فاز به اجتماع

وی افزود: نهاد های متولی باید در تولید برند تلاش کنند. متاسفانه بسیاری از نهادهای متولی، فهم فرهنگی و مدیریتی صحیحی ندارند. نباید آن نهاد تملک کند بگوید تو معاونت من هستی، تو مدیریت من هستی؛ برند از مدیریت و معاونت زائیده نمی شود، بلکه از واسپاری زائیده می شود. اگر وابسته بود همیشه باید با اجازه آقای مدیر باشد. به عبارتی آتش به اختیار شده آتش به اجبار، اینکار را بکن، اینکار را نکن. بنابراین علت العلل تهدید ها، یا بگویم مادرهمه تهدید ها، فهم ناقص، ابتر و معلول مانده برخی مدیران فرهنگی رسانه ای ما است؛ چون اجازه زایش برند را نمی دهند و انحصار منابع ایجاد کرده اند؛ گروه های شبه باندی و رانتی تشکیل دادند و ایده ها را در نطفه خفه میکنند. در واقع سواد رسانه، سازمانی مانده است و در دوران جنینی خودش، دچار مرگ جنینی شده و از حوزه سازمانی به حوزه اجتماعی تغییر فاز نداده است.

بومی زایی سواد یعنی درون نگری به نیاز ایرانی

این کارشناس فضای مجازی در پاسخ به بومی سازی سواد رسانه ی در کشور گفت:  بومی سازی یعنی چه؟ ما باید ضمن بومی سازی، بومی زایی هم انجام دهیم. بومی زایی یعنی زایش از خودمان باشد و از نیازها ظرفیت های ما سرچشمه گرفته باشد. اینجا باید مسائل جامعه خودمان را دربیاوریم و تبدیل کنیم به یک نظریه و مدل صحیح.

لسانی چشم انداز سواد رسانه ای را خود اتکایی خانواده ها دانست و افزود، باید کاری کنیم که خانواده ها بتوانند نیازشان بر طرف سازند. برای برگزاری یک کارگاه و به دعوت آموزش و پرورش به مدرسه ای رفته بودم و بحث به ویکی پدیا رسید. یکی از دانش اموزان استناد کرد که ما در دائره المعارف جهانی ویکی پدیا! خواندیم که خود ارضایی چقدر مفید است و مبنای علمی هم دارد. ببینید همین ویکی پدیا چتری ایجاد کرده است، رفتارسوء را کانالیزه کرده است. در کشور باید رفتار صحیح را کانالیزه کرد و از ایجاد و توسعه آن حمایت محتوایی کرد.

وی در پایان گفت: عبارت "سواد فضای مجازی" را به رسمیت نمیشناسم. فضای مجازی وجود ندارد بلکه فضای واقعی غیر ملموس است، جامعه در مقابل "واقعی" میگوید "مجازی" ولی این فضا به هیچ عنوان مجازی نیست. پیشنهاد فرهنگستان زبان به جای سایبر اسپیس، "رایا سپهر" است که از رأی و اندیشه ریشه می گیرد.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین ها
آخرین عناوین