پایگاه تحلیلی فرهنگ سدید

«فرهنگ سدید» تاریخچه موسیقی ایران را بررسی می‌کند/ بخش دوم

شمه‌ای رونمایانه از وضعیت موسیقی ایران‌زمین از حمله مغول تا ابتدای سلطه‌ی تیموریان

سیل خانمان برانداز مغولان، حرکت رو به تعالی تمدن و فرهنگ و هنر ایران، از جمله موسیقی را، از مسیر تکامل خارج نموده و در نشیبی قهقرایی قرار داد.

تاریخ انتشار: ۱۴:۱۷ - ۱۲ تير ۱۳۹۸

گروه هنر فرهنگ سدید؛ محسن رفیعی: لطمه‌هایی که از شبیخون دهشتناک اقوام مغول و تاتار، بر پیکره‌ی تمدن و فرهنگ و هنر ایران زمین، خاصه روحیه‌ی مردمان وارد آمد، بی نظیر بود. کتابخانه‌های گون گون این ملک، که افشره‌ی نظرات مبرز فضلاء و دانش داران ایرانی بود در آتش توحش تازشگران سوزانیده شد و جان پاک بسیاری از اندیشمندان عالی مقام این سرزمین، شرحه شرحه‌ی تیغ جانسوز سبعیت آدمخوارانی بدوی و دیو سیرت گشت. ایران زمین به ویرانه‌ای مبدل گشت که سکوتی مرگ بار بر آن حاکم شده بود.

عطاء الملک جوینی در کتاب تاریخ جهانگشا، استیلای مغول بر ایران زمین را بدین وضع موصوف نموده است:

((به سبب تغییر روزگار و تاثیر فلک دوار و گردش گردون دون و اختلاف عالم بوقلمون، مدارس درس مندرس و معالم علم منطمس گشته و طبقه‌ی طلبه‌ی آن در دست لگد کوب حوادث، پایمال زمانه‌ی غدار و روزگار مکار شدند و در حجاب تراب متواری شدند.

هنر اکنون ز دل خاک طلب باید کرد                                         زانکه اندر در خاکند همه پر هنران

اکنون بسیط زمین عموما و بلاد خراسان خصوصا که مطلع سعادت و میراث و موضع مرادات و خیرات بود و منبع علماء و مجمع فضلاء و مربع هنرمندان و مرتع خردمندان و متحلیان هنر و آداب، خالی شد)).

سیل خانمان برانداز مغولان، حرکت رو به تعالی تمدن و فرهنگ و هنر ایران، از جمله موسیقی را، از مسیر تکامل خارج نموده و در نشیبی قهقرایی قرار داد. آهنگ‌های شادی بخش و فرح انگیز فرهنگ بالنده‌ی ایرانی، تبدیل به ناله‌هایی جانسوز شد و الحان نشاط انگیز آن به زنجموره و آه و فغان و شکایت بدل گشت. معانی اشعار و قطعات ادبی، که پیش از این، سرشار از عشق و شور و مردانگی و معرفت بود، جای خود را به مضامینی پر از رخوت و تعابیری چونان بی اعتباری دنیا و بی ارزش بودن زندگانی و غنیمت شمردن دم سپرد.

به سبب وجود بقایایی از دانشمندان و علمای پیشین در اوان تازش تتاران، سیر انحطاط علمی و هنری ایران، پس از گذشت یکی دو سده از یورش مغولان، و از بین رفتن تسلسل اکابر و نابودی دانش وران، که مشعلداران فرهنگ و تمدن این سرزمین بودند، نمودار گردید. دوره‌ی انحطاط علمی و هنری ایران زمین که از اثرات شوم استیلای مغولان است، پس از سپری شدن حکومت ایشان و به خاموشی گراییدن فروزه‌های دانش پروری شروع شد و در ادوار صفویه و افشاریه و زندیه و قاجاریه به منتهای ضعف خود رسید.

در این اوان و در دهه‌های نخست غارت تتاران، از میان شعله افروزان علم و فرهنگ و هنر ایرانی، چهره‌ی مولانا جلال الدین محمد بلخی، چونان آفتابی مشعشع، می‌درخشد. حدیث رفعت جاه و مرتبت بارگاه مولای روم، نه آنچنان خرد است که در این مقال بگنجد، صرفا، بنا به رسالت این مکتوب، اشارتی الکن به آن خواهیم نمود.

آب دریا را اگر نتوان کشید                                         هم به قدر تشنگی باید چشید

در غوغای شبیخون مغولان، جلال الدین محمد در معیت پدر عالی مقام خویش، سودای هجرت نموده و جان شیفته را از دم شمشیر عافیت سوز تتاران وا رهانیدند. جلال الدین، چند سال در شامات به تحصیل علوم پرداخت و پس از مراجعت به قونیه در هم شانگی سید برهان الدین محقق ترمذی، به انباشت علوم و تکمیل اندوخته‌ها همت گمارد. جلال الدین جوان که هنوز بیست بهار از عمر پر بار خویش را پشت سر ننهاده بود، جانشین پدر شد و در مدرسه‌ی قونیه، واعظ مریدان و ره نمای طلاب و استاد اشتیاق داران گشت. حدیث هم جانی او با مفخر تبریز و شرح احوالات این شیفتگی، تذهیب اوراق عرفان ایرانی ست. پس از غیبت دو دیگر باره‌ی شمس، آتش فراق بر جان مولانا افتاد و پوست صبوری او را سوزانید. هم پای قوالان که به فرموده‌ی او، سرود عاشقانه می‌گفتند، دم می‌گرفت و در پیچش نوای رباب، غزل می‌ساخت.

مولانا جلال الدین محمد بلخی، به تحصیل علم موسیقی همت گمارده و در زمان خویش از مبرزان این علم به شمار می‌آمده است.

چنگ را در عشق او از بهر آن آموختم                                         کس نداند حالت من، ناله‌ی من او کند

مولوی، با نغمات و گوشه‌های موسیقی ایرانی آشنایی کامل داشته و به فراخور معنا، از این آشنایی، استفاده نموده است.‌ای ((چنگ)) پرده‌های ((سپاهانم)) آرزوست وی ((نای)) ناله‌ی خوش سوزانم آرزوست

در پرده‌ی ((حجاز)) بگو خوش ترانه‌ای من هدهدم صفیر سلیمانم آرزوست

از پرده‌ی ((عراق)) به ((عشاق)) تحفه بر، چون ((راست)) و ((بوسلیک)) خوش الحانم آرزوست

آغاز کن ((حسینی))، زیرا که ((مایه)) گفت: کان ((زیر خرد)) و ((زیر بزرگانم)) آرزوست

در خواب کرده‌ای ز. ((رهاوی)) مرا کنون بیدار کن به ((زنگله ام)) کانم آرزوست

ابیات فوق، گزیده‌ی غزلی از مولاناست که در آن با تبحر و ظرافتی ویژه، از چند گوشه‌ی دستگاه شور و متعلقات آن، نام برده است.

از کنکاش مولانا پژوهان معاصر به سان مرحوم استاد جلال الدین همایی و مرحوم استاد بدیع الزمان فروزانفر، در احوالات جلال الدین محمد بلخی و نیز تحقیق کم فروغ و ناچیز حقیر، چنین می‌توان استنتاج نمود که: غزلیات مولانا از نوع اشعار ملحون است و با اوزان ایقایی و نغمات موسیقی دمسازی و هماهنگی دارد و این خاصیت در غزلیات او به دو سبب است؛ یک آنکه خود مولوی در فن موسیقی و تالیف نغمات علما و عملا دست داشته است. به طوری که در سرگذشت و احوال او به کرات آمده است که مولانا جلال الدین محمد بلخی، شخصا رباب می‌نواخت و در پرده و سیم این ساز هم ابتکارات شیرینی کرده بود و دیگر روح نغمه سنج او که درون سینه، موسیقار داشت، طبعا در غزلیاتش اثر می‌گذاشت.

اگر موسی نیم موسیجه هستم                                         درون سینه موسیقار دارم

ملازمت مداوم ابوبکر ربابی با مولای روم و طنین مستمر نوای رباب و دف و چنگ در سرودن غزلیاتی با اوزان ایقایی و ضربی، بی تاثیر نبوده است. چه اینکه غزلسرایی مولوی برای نمایش هنر شعر و شاعری نبوده و در ساختن غزل به هیچ وجه جنبه‌ی تصنع شاعرانه نداشته است، بلکه غزلیاتش انگیخته‌ی حالت جذبه و شور و هیجان روح و مولود احساسات تند و جوش و خروش‌های عاشقانه است ...

از دیگر اکابر علم و فرهنگ در دوره‌ی ایلخانی، ابو جعفر محمد بن محمد بن حسن توسی، معروف به خواجه نصیر الدین طوسی است. خواجه، دانشمندی سلیم النفس و حکیمی داهی و دولت داری خوش و خلق و امیری نیک مرام بود. حدت خواجه نصیرالدین طوسی، در جمع آوری کتب باقیمانده از تازش و جهل مغولان، سبب ساز حفظ تعداد قابل توجهی از مکتوبات علمی دانش داران ایرانی گشت.

در دیباچه‌ی کتاب اخلاق ناصری، خواجه نصیرالدین طوسی؛ حکمت را به دو قسم نظری و عملی تقسیم می‌کند و در حکمت نظری، علم ریاضی را در چهار قسم تعریف فرموده است که بخش چهارم آنرا بدین صورت تشریح نموده است:

((معرفت نسبت مولفه و آحوال آن و آن را علم تالیف خوانند و، چون در آواز‌ها به کار دارند و اعتبار تناسب با یکدیگر و کمیت زمان و حرکت و سکنات که در میان آواز‌ها افتد آن را علم موسیقی خوانند))

کتاب کنزالتحف، در موسیقی را به خواجه نصیر الدین طوسی نسبت داده اند، چه اینکه تسلط خواجه بر اوزان ایقایی در کتاب معیار الاشعار ایشان مبرهن است. خواجه نصیرالدین طوسی با همیاری چند تن از زبدگان علوم عقلی و ریاضی، رصد خانه‌ای بزرگ را در شهر مراغه بنیاد نهاد. این بنا نهاد مبارک، مراغه را در قرون هفت و هشت، به بزرگترین مرکز علمی ایران زمین بدل ساخت. با وجود مرارت‌های فراوان و ناگواری‌های بسیار، که حاصل حضور مغولان بود، به برکت وجود و حمیت خواجه نصیر الدین طوسی، این برهه، از درخشان‌ترین ادوار ترقی ریاضیات و نجوم و موسیقی است. از دانشمندان بزرگ ریاضی و موسیقی که در دستگاه علم پروری خواجه نصیر الدین طوسی بالیده اند می‌توان به صفی الدین ارموی، علامه قطب الدین شیرازی، شمس الدین محمد آملی، یحیی ابن احمد کاشانی، مولانا مبارک شاه بخاری، فخرالدین خجندی، ابوالمعالی اربلی، شهاب الدین صیرفی، عبدالقادر غیبی مراغه‌ای و ... اشاره نمود.

در میان دانشمندان علم موسیقی در دوره‌ی ایلخانی، نام صفی الدین ارموی، بیش از دیگران جلوه گری می‌نماید. صفی الدین در سال ۶۱۳ در ارومیه زاده شد و در خردسالی به بغداد رفت و به تحصیل علوم دینی و ریاضیات پرداخت. در دستگاه واپسین خلیفه‌ی عباسی، کتابت می‌کرد و سرپرستی رامشگران را عهده دار بود. با برافتادن خلافت عباسیان، کمر به خدمت هلاکوخان مغول بست و از سوی عطاء الملک جوینی، کاتب انشاء دیوان بغداد شد.

پس از فارابی، تحقیقات هیچ دانشمندی در علم موسیقی به مرتبت صفی الدین ارموی نمی‌رسد. جایگاه صفی الدین ارموی در علم موسیقی، مورد وثوق تمامی دانشمندان ایرانی و محققان اروپایی ست. ژب لابورد فرانسوی، در سال ۱۱۹۴، فرضیه‌ی صفی الدین ارموی را با صحت و به طور اکمل تشریح کرده است و فاش می‌گوید که عقاید صفی الدین در باب موسیقی در نظرات تمام دانشمندان پس از او موثر افتاده است. صفی الدین ارموی یا موسس فرضیه‌ی منتظم است یا پیشگام آن. تا زمان صفی الدین ارموی، به سبب اختلاف علمای فن، گام ها، گوناگون و متغیر بود و صرفا بر اصول علمی متکی بود. چه اینکه این اختلاف، موجبات بررسی بیشتر و رشد موسیقی را فراهم آورده بود. صفی الدین، ذوق را به مدد علم آورد و گام را به سمت سادگی و کمال سوق داد. گام صفی الدین ارموی که بر ۱۷ فاصله استوار شده است، پس از او ملاک موسیقی مشرق زمین گردید.

علامه قطب الدین محمد شیرازی در کتاب دره التاج و عبدالقادر مراغی در کتاب‌های مقاصد الحان، جامع الحان و کنز الحان، گام صفی الدین ارموی را تایید و بر آن صحه گذاشته اند. گام کنونی موسیقی ایرانی، بر پایه‌ی گام صفی الدین ارموی استوار است. کتب الایقاع، الشرفیه فی نسب التالیفیه و الادوارفی حل الاوتار، تالیفات شهیر صفی الدین ارموی، در علم موسیقی هستند. صفی الدین ارموی با بصیرتی که در علم و تبحری که در عمل موسیقی داشت، نظرات قدما در پرده بندی‌های عود را تعدیل کرد و با تصرفاتی استادانه، پرده‌های غیر لازم را حذف کرد. صفی الدین ارموی اعتدالی در گام‌های موسیقی ایرانی، به وجود آورد و نظم و ترتیب جدیدی را بنیان نهاد که توسط استادان پس از او مورد قبول و پذیرش واقع گردید و هم اکنون در کشور‌های اسلامی، همین روش صفی الدین ارموی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

صفی الدین ارموی در علم موسیقی شاگردان بنامی را تربیت نموده است که از جمله می‌توان به: شیخ شمس الدین سهروردی، علی سه تایی، حسن زامر و حسام الدین قتلغ بوغا اشاره نمود.

از دیگر مبرزان علم موسیقی در عهد ایلخانی می‌توان اساتید ذیل را نام برد.

عبد المومن اصفهانی؛ دانشمند قرن هفتم که در فنون مختلفه و علوم متنوعه، فحلی بی همتا به شمار می‌رفت. در آغاز جوانی از اصفهان عازم بغداد گشت و کمر به شاگردی ابن بواب بست و در کتابت به اوج ترقی رسید. عبدالمومن اصفهانی در فن موسیقی نیز بی بدیل گردید و میانسالی به اصفهان بازگشت و شمع محفل فضلا و بزرگان ادب، و رکن دانش پژوهان و هنرمندان گردید.

محمد شاه اربابی؛ از موسیقدانان مبرز عصر خود به شمار می‌رفت که در نوازندگی رباب نیز تبحری خاص داشت. اختراع چهار ضرب را به او نسبت داده اند.

قطب الدین شیرازی محمد بن مسعود بن مصلح؛ از قریه‌ی دونیک کازرون بود و نزد پدر علم طب را فرا گرفت، برای تگمیل تحصیلات از شیراز به قزوین رفت و از آن جا به همراه خواجه نصیرالدین طوسی به مراغه رفت. به سبب ذکاوت و هوش وافری که داشت گوی سبقت را با چوگان حدت از دیگر شاگردان خواجه در ربود و سرآمد ایشان گشت. ریاضی و نجوم را در محضر خواجه نصیر تالدین طوسی فرا گرفت. پس از وفات خواجه نصیر الدین طوسی، از جانب خواجه شمس الدین صاحب دیوان جوینی، وزیر داهی و کاردان هلاکو، منصب قضا و ممالک روم به او واگذار گردید.

قطب الدین شیرازی در فیزیک و نجوم و موسیقی، از سرآمدان زمان خود بوده است. قطب الدین شیرازی، بخت شاگردی صفی الدین ارموی را نداشته است، اما نخستین شارح نظرات صفی الدین ارموی است. قطب الدین شیرازی در کتاب دره التاج که دایره المعارفی چند جلدی ست، بخش مفصلی را به موسیقی مختص نموده و در آن بخش آراء و نظرات صفی الدین ارموی را مورد شرح و بسط قرار داده است.

علامه قطب الدین شیرازی، پیرو نظرات حکیم ابو نصر فارابی، اشرف آلات را حلق می‌داند و معتقد است که ایجاد الحان اکمل که مقرون به الفاظ انسان است و متضمن معانی، جز به حلق متضمن نمی‌شود؛ و بعد از آن آلات ذوات النفخ (ساز‌های بادی، خصوصا نی) که با نغمه‌های حلق، مشابهت تام داشته باشد، از جهات مختلفه مانند حلق است. بعد از آن طنبور است (در اینجا منظور علامه قطب الدین شیرازی، منظور ساز زهی آرشه‌ای ست، مانند کمانچه) و پس از آن ذوات الاوتار (ساز‌های زهی زخمه ای، مانند عود) ...

شمس الدین محمد بن محمد آملی؛ از دانشمندان اواخر سده‌ی هفت و نیمه‌ی نخست سده‌ی هشت هجری است که در اواخر عهد ایلخانان مغول می‌زیست. از علمای جامع زمان خود بود و دایره المعارفی که شامل علوم رایج میان مسلمانان بود را به نام نفایس الفنون فی عرایس العیون تالیف نمود. از جمله علومی که در این دایره المعارف مورد بحث و تشریح قرار می‌گیرد، علم موسیقی است. شمس الدین آملی، موسیقی را در پنج باب (صوت، نغمه، حدت و ثقل (زیر و بم)، لحن و آلات و ادوات) مورد بحث قرار می‌دهد.

شروع تصوف در ایران را می‌توان به ابتدای قرن دوم منوط ساخت. در ابتدا، آموزه‌های تصوف، بیشتر به ترک دنیا و زهد و قناعت دلالت داشت. از قرن سوم به بعد با پیدایش فلسفه و انتشار آن در میان مسلمانان، تعلیمات خاصی در سلوک صوفیان راه یافت و معانی تازه‌ای چونان وحدت و جود و عشق الهی و درس و بحث به عرفان ایرانی راه پیدا کرد. از سده‌ی چهارم هجری به بعد، تعداد خانقاه ها، رو به فزونی گزارد. تعداد کثیری از مشتاقان تصوف در خانقاه ها، تحت تربیت پیران و مشایخ، به نشر عقاید صوفیه می‌پرداختند.

در این میان، سماع و به الزام آن موسیقی، در خانقاه‌ها وجیه گردیده و جایگاه پیدا کردند. صوفیه در باب سماع، نظریه پردازی کرده و در این راه تا آنجا پیش رفتند که سماع را در اندیشه‌های فیثاغورث و افلاطون جانمایی نمودند. در زمان استیلای مغولان خانقاه‌ها به نمو و فعالیت خویش، ادامه دادند؛ و این، به جهت بی اعتنایی مغولان به ادیان و مذاهب مردمان بود. پس از پذیرش اسلام توسط ایلخانان، خانقاه‌ها مورد توجه ایشان قرار گرفت. غازان خان پس از تشرف به اسلام در تبریز خانقاه ساخت و پس از او فرزندش سلطان محمد الجایتو در سلطانیه زنجان و همدان خانقاه ساخت و وقف درویشان کرد. خانقاه‌ها علاوه بر اطاق‌های متعدد دارای تالار وسیعی به نام جماعت خانه یا جمع خانه بودند که در آن جا، صوفیان به دستور مشایخ خانقاه به سماع می‌پرداختند. رامشگران با غزل‌های عاشقانه، مجلس درویشان را گرم کرده و صوفیان با شنیدن الحان و اشعار دل انگیز به سماع می‌پرداختند. در نهایت شرایط به گونه‌ای پیش رفت که می‌بایست، خوانندگان و نوازندگان، اهل خانقاه باشند. این مسئله در حفظ و رواج موسیقی در دوره‌ی مغولان سهمی قابل توجه داشته است. هر چند که در خانقاه‌ها به صورت علمی به موسیقی پرداخته نمی‌شد، اما پردازش صوفیان به موسیقی و رواج سینه به سینه‌ی آن، باعث گردید که خانقاه ها، نقشی اساسی را در حفظ نغمات و الحان موسیقی ایرانی، ایفا نمایند.

باشد که در گفتار پسین، توفیق تورق صفحات دیگری از تاریخ پر نشیب و فراز علم موسیقی در ایران زمین، نصیبمان گردد. ان شاء الله تعالی.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۴۷
در انتظار بررسی: ۶
غیر قابل انتشار: ۹
غفاری
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۲۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۴
دست مریزاد استاد رفیعی
الحق که به چند هفته انتظار می ارزید.
از دست اندرکاران سایت فرهنگ سدید هم به سبب این رویکرد فرهنگی، کمال تشکر را داریم.
عزیزی
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۲۷ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۴
توسط دوست عزیزم هنرمند گرانقدر جناب استاد غفاری از چاپ قسمت دوم این مقاله با خبر شدم. آنقدر دیر شد که تقریبا از درج قسمت دوم آن نا امید شدیم. با تشکر ویژه از جناب رفیعی که کارشان حرف ندارد و تشکر ویژه تر از مسوول این سایت فرهنگی
پناهی
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۰۷ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۵
خیلی خوب
ممنون
حسین جباری
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۳۸ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۵
با سلام
ضمن تشکر از سایت سدید
آیا کتابی هست که تاریخ موسیقی ایران را به صورت خلاصه شرح داده باشد؟
مقاله فوق بیان خوبی دارد. اما کامل نست. اوضاع موسیقی در قبل و بعد از حمله مغولان را باید از کجا پیدا کرد؟
رجبی
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۴۸ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۵
مرحبا، ممنون
از سایت وزین سدید، به جهت درج و بازتاب چنین مطالب فخیمی تشکر می کنیم.
با اجازه ی مدیران سایت سدید، این مطلب را با ذکر منبع در نشریه دانشگاهی نقش عشق چاپ خواهیم کرد.
خدا قوت.
فاطمه مرادی
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۲۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
زنده باد
عالی
ماجور باشید
مسلم رئوفی
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۲۲ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
منتظر قسمت بعدی این مقاله هستیم
سبزواری حسین
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۲۵ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
مغولان جز تباهی چیزی برای ایران نداشتند. عجیب است که در دوره ی ایشان علم در ایران ترقی می کند.
رنجبر
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۲۷ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
سلامت باشید استاد رفیعی
امیدوارم که خیلی زود به عرصه فیلم نامه نویسی هم برگردید.
محسن حسینی
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۳۱ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
آقا محسن عزیز سلام
من به نوبه خودم به خواندن مقاله های فنی علاقه ندارم. اما شما آنقدر شیرین و جذاب می نویسی که آدم دوست دارد چند بار بخواند. خدا به گل پسرت سلامتی بدهد.
اسحاق زاده
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۳۳ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
سلام بسیار استفاده کردم. لطفا منابع مورد استفاده در نوشتن این مقاله را معرفی کنید. ممنون
یوسف مختاری
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۳۷ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
خیلی جالب است. اما قرار دادن نام خود در کنار استاد همایی و استاد فروزانفر خیلی اعتماد به نفس و جسارت می خواهد. موفق باشی
خداداد وکیلی
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۳۹ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
همچنان عالی
باقری
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۴۲ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
خیلی عالی آقای رفیعی
آرش تمجیدی
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۴۳ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
زنده باد ایران و فرهنگ ایرانی. درود بر استاد رفیعی
حسین
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۴۴ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
خوب بود
بابک عمران زاده
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۴۵ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
خیلی عالی. امیدوارم قسمت بعد خیلی زود منتشر شود
منتشری
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۴۷ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
فرهنگ و هنر ایرانی، سرآمد تمامی فرهنگ و هنر ملل دیگر است.
عیسی عظیمی
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۴۹ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
درود بر آقای رفیعی و درود بر تمامی کسانی که برای سربلندی نام ایران تلاش کرده و می کنند
منتظری
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۵۱ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
آفرین بر جناب رفیعی نازنین.
آقای رفیعی، تا آنجا که من می دانم علامه شیرازی بر نظرات صفی الدین ارموی نقد هایی هم دارند و بیشتر تابع نظرات فارابی هستند.
پژمان
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۵۳ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
در مورد وضعیت اجتماعی ایران در دوره های مختلف مخصوصا دوره مغولان هم بنویسید. لطفن
امیر قربان نسب
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۵۶ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
صلابت فرهنگ ایرانی، زبانزد جهانیان است.چو ایران نباشد تن من مباد. ممنون از نویسنده و سایت سدید
صامتی
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۵۸ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
با تشکر از سایت سدید. خیلی خوب بود. فقط خیلی خلاصه گویی شده است. فقط کلیات گفته شده است.
علی فاتحی
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۰۷ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
چرا در دوران مغول با توجه به آن همه قتل و غارت علم و موسیقی ترقی کرده است؟ علت چه بوده است؟
حسن آمری
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۰۸ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
زنده باشی برادر رفیعی
خدامرادی
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۱۱ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
بسیار بسیار پر بار. لطف کنید درباره تصوف و تاثیر مثبت و منفی آن در فرهنگ ایرانی توضیحات بیشتری دهید. ممنون
افشین شجاعتی
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۱۵ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
استاد رفیعی گرامی و فرهیخته، اجرکم عندالله. بنویس برادر بنویس که هر چه بنویسی و بنویسیم باز کم است. با خواندن این مطالب یاد نوشته های شما در آوای آینه افتادم. حظ می کردیم.یاد بادآن روزگاران یاد باد.
رسول یاحقی
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۵۴ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
خیلی مفید و پر مغز است. منتظر قسمت های بعدی این مقاله هستیم. به ویژه وضعیت موسیقی ایران در زمان صفویه و قاجار. اینجانب هم تفحصی در باره ی موسیقی ایرانی در دوران صفویه داشته ام. اما نگاه شما کلی است. بنده عامل اصلی انحطاط موسیقی علمی در ایران را سلسله صفویه می دانم. منتظرم تا نظرات شما را در این باره بخوانم.
اکرم عزتی
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۰۱ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
استاد رفیعی سلام. بنده اکرم عزتی هستم. همسر آقای فرزین مولایی. بنده همیشه نوشته های شما را به دقت خوانده ام و استفاده کرده ام. از وجود این سایت بی خبر بودم آقای مولایی این سایت را به من معرفی کرد و گفت که شما در این سایت مطلب می نویسید. بسیار خوشحال شدم. بنده این سایت را به همکارانم در آموزش و پرورش معرفی کرده ام. انشاللهموفق و سربلند باشید.
یاوری
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۴۱ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
متشکر از این مقاله ی پر فایده.
آیا خواجه نصیرالدین طوسی به صورت مجزا در موسیقی صاحب تالیفات هستند؟ آیا خود خواجه نصیرالدین طوسی، در مراغه به تدریس موسیقی هم پرداخته اند؟ و اینکه چرا خواجه نصیرالدین طوسی در کنار مغولان قرار گرفتند؟ آیا پذیرش وزارت مغولان از جانب ایشان، خیانت به ایران محسوب نمی گردد؟
مهران آذرنوش
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۴۶ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
با ادای احترام به جایگاه علمی نویسنده، که بسیار خوب نوشته اند. جامع ترین کتاب در موضوع تاریخ موسیقی ایران از ابتدا تا کنون چیست؟
فاطمی اطهر
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۴۷ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
سلام استاد رفیعی. خیلی استفاده کردیم. مثل همیشه خوش بیان و پر محتوا.
موسی زرینی
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
آیا در این مقاله از مطالب کتاب سرگذشت موسیقی ایران نوشته استاد روح الله خالقی استفاده شده است؟
زهره وفایی
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۷ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
با سلام و احترام به دست اندرکاران زحمتکش سایت سدید.
از نویسنده تقاضا دارم که معنی کلمات دشوار در متن را بنویسند. تعدادی از خوانندگان این مقالات جوانان هستند که معنی کلمات دشوار را نمی دانند. لطفا در انتهای متن معنی این کلمات را بنویسید. برای مثال موسیجه یعنی چی؟
ضرغام
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
در جواب آقای رسول یاحقی : اتفاقا موسیقی ایران در هیچ دوره ای به اندازه سلسله صفویه پیشرفت نکرده است. شما که اهل تحقیق هستید می دانید که دربار شاه عباس صفوی محل تردد موسیقی دانان و رامشگران بود و هیچ وقت شاه عباس بدون اهالی موسیقی سفر نمی رفت. و موسیقی دانان نزدیک ترین افراد به شاه عباس بوده اند.
ضرغام
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۰۴ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
در طول تاریخ هیچ ملتی به اندازه ایرانی ها، به موسیقی خدمت نکرده است.
محسن رفیعی
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۳۲ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
با سلام به پیشگاه مهرآویژ یکایک سروران و گرانمایگان ارجمند؛
از اینکه سیاه مشق درویشانه ی حقیر، مورد تفقد شاهانه ی یاران و عزیزان قرار گرفته است، مشعوفم و به خود می بالم.
در باب تانی و تاخیر در جانمایی مطالب و انتشار قسمت های آتی این نگاشت، از روی یاوران معزز خود شرمسارم. گرفتاری هایی گونه گون، دست توفیق حقیر را از نخیل خدمت به هم شانگان کوتاه نموده است.
ان شاء الله و به مدد دعای خیر صاحبدلان، سعی خواهم نمود که زمان درج قسمت های آتی این نگاشت مطول نگردد. صرفا و به جهت سپاسمندی از ذره پروری عزیزان عارض می گردم:
باز نشر نگاشت های بنده با ذکر منبع که همان سایت وزین سدید است در هر رسانه ای بلامانع است.
جای کتابی که احوالات موسیقی ایران زمین از ابتدا تا کنون را به اختصار شرح دهد در نگارستان فرهنگ ملی خالی ست. از عمری باشد و توفیق خدمتی دست دهد، به این مهم اهتمام تام می ورزم.
حقیر خوشه چین خرمن معانی اکابری چونان مرحوم استاد جلال الدین همایی و مرحوم استاد بدیع الزمان فروزانفر، هستم، اما سال هاست که در تاریخ این سرزمین غور کرده و به اندازه ی وسعم همیان محقرم را از لعالی دریای دلکش فرهنگ ملی انباشته ام. حقیر هماره و به رسم تلمذ، زانوی ادب خود را بر زمین ارادت فرهنگ پژوهان نهاده ام و به سبب نائل شدن به این توفیق، شاکر الطاف الهی ام.
بسیاری از سوالات عزیزان در متن و نوشتار فوق عیان و هویداست.
سعود خوشبخت
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۴۱ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
سلام بر جناب رفیعی نازنین
خدا قوت. منتظر قسمت های بعد هستیم
قدرت زنوزی
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۵۱ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۶
فرهنگ ایران زمین، هرگز مرعوب فرهنگ های متخاصم نشده است و نخواهد شد.
ممنون اطلاعات ارزنده ی بود.
امینی
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۴۱ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۷
ماشالله. عالی
سلطانی
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۲۲ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۷
قسمت دوم کی منتشر می شود؟
قریشی
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۰۹ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۷
ممنون. خیلی خوب.
شهرام حمزه لو
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۱۸ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۷
آیا امروز موسیقی ایران علمی است؟ به نظر من، امروز موسیقی ایرانی در بدترین وضعیت قرار دارد. مقصر اصلی هم مدیران موسیقی هستند که چیزی از موسیقی نمی دانند.
عزیزی
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۵۲ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۸
استاد رفیعی نازنین، لطف کنید و قسمت سوم را منتشر نمایید
پیام وحیدیان
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۰۳ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۸
لطفا همه ی مطلب را یکجا ارائه کنید. البته اگر ممکن است. جذاب است
محمد دوستداری
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۵۹ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۸
چه مملکت فلک زده ای داشته ایم. هر کسی که اراده می کرده، تمام جمعیت مغولستان الان 11 میلیون نفر است. معلوم است در آن زمان جمعیت و تمدنی نداشته اند. یک عده بیابانگرد مغول چطور خاک این کشور پهناور را به توبره کشیده اند؟ واقعا عجیب است؟ کمبود کجا بوده است؟ ایراد کار چه بوده است. آنهمه علم و تمدن با حمله ی یک عده بدوی بی تمدن به آتش کشیده می شود. اگر نهضت علمی ایرانیان توسط مغول منکوب نمی شد، تا کجا پیش می رفتیم؟
محمد میرکمالی
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۱۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۹
خسته نباشید. خیلی خوب
پربیننده ترین ها
آخرین عناوین