پایگاه تحلیلی فرهنگ سدید

به پاس یادبود شهدای والا مقام دفاع مقدس و مدافح حرم آل الله؛ مجموعه مباحث منتشر شده از دیدگاه‌های حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان با موضوع سیره و سبک زندگی شهیدان به صورت (متن، عکس، صوت و ویدئو) جهت بهره برداری منتشر می‌شود.

تاریخ انتشار: ۱۲:۲۱ - ۱۰ تير ۱۳۹۸

به گزارش فرهنگ سدید؛ یاد شهیدان، یادبود ارزش‌های انسانی است، و گرامیداشت آنان، تجلیل از برترین خصال بشری است. طلیعه نظام مقدس جمهوری اسلامی محصول ایثار و مجاهدت هزاران شهید از صدر انقلاب و دوران دفاع مقدس تاکنون است و باروری امروز شجره طیبه انقلاب اسلامی، مرهون خون پاک و رشادت بزرگ مردانی است که با اقتدا به بزرگ پاسدار دین وآزادگی، حضرت سیدالشهداء (ع)، درپرچمداری و صیانت از آرمان والای آن حضرت قامت برافراشته و با جانفشانی در عرصه های مختلف و مقاطع تاریخی و حساس انقلاب اسلامی، پیام آوران ایستادگی و مقاومت در برابر دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی شدند. به پاس این یادبود مجموعه مباحث منتشر شده از دیدگاه های علیرضا پناهیان با موضوع سیره و سبک زندگی شهیدان جهت بهره برداری منتشر می شود.                                                                                                                                                                                  

پرونده ویژه

یادوارۀ شهید مدافع حرم؛ علی‌محمد قربانی ۹۵/۰۳/۰۳

در دوران دفاع مقدس بهترین و بابصیرت‌ترین افراد خود را به میدان فرستادیم، اما پس از جنگ بهترین افراد خود را پشت میز مدیریت نفرستادیم. ملتی که والاترین شهدا را داشته، باید عالی‌ترین مدیران را نیز داشته باشد و مدیران کشور باید راه شهید قربانی را مانند یک الگو ادامه دهند.ملتی که والاترین شهدا را داشته، باید عالی‌ترین مدیران را هم داشته باشد/ بعد از جنگ، بهترین افراد را پشت میز مدیریت نفرستادیم/ مدیران کشور باید مانند شهدای مدافع حرم پاکباخته باشند

حجت الاسلام پناهیان در اولین یادوارۀ سردار «علی محمد قربانی» شهید مدافع حرم و فرمانده فاتح شهرهای شیعه‌نشین نبل و الزهراء سوریه که باحضور جمعی از علما و روحانیون و مردم اهواز در مسجد مهدی منتظر(عج) این شهر برگزار شد، به سخنرانی پرداخت. 

افرادی که پس از جهاد نیز در انتظار شهادت می‌مانند، بسیار نادرند/ ملتی که والاترین شهدا را داشته، باید عالی‌ترین مدیران را هم داشته باشد

  • در طول تاریخ، بسیاری از افرادی که در جهاد، نقش داشته‌اند به مرور زمان تخریب شده‌اند و رسالت اصلی خود را از دست داده‌اند. اما با توجه به آیات قرآن، افرادی که پس از جهاد نیز در انتظار شهادت می‌مانند بسیار نادر هستند.
  • شهید قربانی، فردی بود که پس از دوران دفاع مقدس نیز همچنان در مسیر شهادت باقی ماند و با وجودِ دارا بودن سمت مدیریت، باز هم دست از جهاد در راه خدا برنداشت.
  • ملتی که والاترین شهدا را در طول تاریخ داشته، باید عالی‌ترین مدیران را نیز داشته باشد و مدیران کشور باید راه شهید قربانی را مانند یک الگو ادامه دهند.

مدیران کشور باید مانند شهدای مدافع حرم پاکباخته باشند/ بعد از جنگ، بهترین افراد را پشت میز مدیریت نفرستادیم

  • مدیران کشور باید مانند شهدای مدافع حرم پاکباخته باشند. در دوران دفاع مقدس بهترین و بابصیرت‌ترین افراد خود را به میدان فرستادیم، اما پس از جنگ، بهترین افراد خود را پشت میز مدیریت نفرستادیم.
  • شهید قربانی نه‌تنها پس از دوران دفاع مقدس تغییر نکرد، بلکه با وجود ۱۰ سال سابقۀ ریاست بانک، باز هم از مسیر شهادت دور نشد و این‌بار در سوریه به کمک شیعیان شتافت.
  • شهید قربانی علاوه بر سمت مدیریتی که داشت یک مدرسۀ فوتبال را نیز در شهرستان اندیمشک دایر کرده بود که این مدرسه فوتبال، پنج سال پیاپی به عنوان مدرسه نمونه کشور معرفی شد و این نشان می‌دهد که یک مدیر نمونه در هرجایی که به این نظام و مردم خدمت کند، می‌تواند موفق‌ترین فرد باشد.
  • از مردم انتظار نداریم که مانند این شهید والامقام، باتقوا باشند. چرا که فرزندان این مرز و بوم بیشتر از آنکه از والدین خود درس اخلاق و تقوا بیاموزند از مدیران خود درس می‌آموزند(النَّاسُ بِأُمَرَائِهِمْ أَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبَائِهِم‏؛ تحف‌العقول/208) پس نیاز است که مدیران ما، راه این شهید بزرگوار را در پیش بگیرند.

مدیر باتقوا از فرصت برای خدمت استفاده می‌کند نه برای جمع کردن غنیمت!

  • یک مدیر نمونه و باتقوا کسی است که وقتی بر منصب مدیریت تکیه می‌زند از فرصت‌های لازم برای خدمت به مردم استفاده کند، نه اینکه برای غنیمت جمع کردن، از فرصت استفاده کند.
  • متاسفانه برخی از مدیران ما پس از اینکه به میز مدیریت می‌رسند مانند فردی که عصا قورت داده، هیچ‌گاه خم نمی‌شوند، در حالی که شهدای ما -نظیر شهید قربانی- از تمامی داشته‌های خود برای خدمت به اسلام گذشتند.
 

 
مراسم یادبود شهید خلیلی- مدافع حرم حضرت زینب (س) ۹۲/۰۹/۰۳
 
اینکه جریان «سفیانیزم» را مقابل خط مقاومت گذاشتند یعنی تفکر پشت سر تمدن غرب دیگر توان ایستادگی در مقابل انقلاب ما را ندارد/ امروز تمام قدرت استکبار پشت سر طرفداران یزید و ابوسفیان قرار گرفته

بالاخره مستکبرین به این نتیجه رسیدند که چون ما از اباعبدالله الحسین(ع) دستور می‌گیریم، باید بروند و نحله‌ای را پیدا کنند که دشمن امام حسین(ع) باشد، تا طرفداران آن نحله، به عشق ابوسفیان و یزید بیایند و با ما مقابله کنند. این تدبیر عالَم کفر است؛ عالَم کفر دیگر انگیزه، تفکر، انرژی و توانی برای ایستادن جلوی مقاومت ما ندارد. همین‌که اینها جریانی را با طرفداری از ابوسفیان و «سفیانیزم» آوردند و جلوی خط مقاومت گذاشتند نشان می‌دهد که تفکر پشت سر تمدن غرب دیگر کشش و توان ایستادگی در مقابل ما را ندارد و تنها راهی که دارند این است که بخشی از جهان اسلام را در مقابل ما قرار دهند. لذا رفتند یک عده‌ای از شقی‌ترین آدم‌ها را پیدا کردند که با بغض و کینه نسبت به اهل‌بیت(ع) و امام حسین(ع) این‌طور وحشیانه جنایت می‌کنند و سر می‌برند.

«مرگ‌باوری» مقدمۀ عشق به شهادت است/ کسی که مرگ را باور نکرده، نمی‌تواند به شهادت فکر کند      

  • وقتی با چنین فرصت‌های نورانیِ شهادت، که برای برخی از دوستان خدا پیش می‌آید مواجه می‌شویم، خودبه‌خود بخشی از خاطرات دفاع مقدس برای ما زنده می‌شود. آماده شدن برای شهادت در بین رزمندگان دوران دفاع مقدس یک فرآیندی داشت و آنها قبل از شهادت مراحلی را طی می‌کردند. یکی از این مراحل، «مرگ‌باوری» بود.
  • باور کردن مرگ و دیدن عظمت مرگ و پوچ دیدن دنیا به واسطۀ دیدن پایان‌پذیری مدت زندگی در دنیا، نوعی مرگ‌باوری به رزمندگان می‌داد. لذا وقتی دنیا را با ملاحظۀ مرگ می‌دیدند، آمادگی دل بریدن از دنیا را پیدا می‌کردند. وقتی مرگ را در مقایسۀ با شهادت می‌دیدند، شهادت برایشان شیرین می‌شد، اما مقدمه‌اش این بود که مرگ را باور کنند. اگر کسی مرگ را باور نمی‌کرد، می‌گفت: «اصلاً چرا من باید بروم و جان خودم را بدهم، خودم را به خطر بیندازم و حِیف بشوم؟!» وقتی کسی مرگ را باور نمی‌کرد، طبیعتاً نمی‌توانست به شهادت هم فکر کند.

اگر یک مقدار راجع به مرگ فکر کنید، دو اتفاق خوب برایتان می‌افتد

  • معلوم است که تقاضای شهادت، زمانِ مرگ یا شهادتِ کسی را جلو نمی‌اندازد. امیرالمؤمنین(ع) که مستجاب الدعوه هم بودند، حدود نیم قرن تقاضای شهادت داشتند، (یعنی از همان دورۀ جوانی که در رکاب پیامبر(ص) بود، آرزوی شهادت داشتند) اما به شهادت نرسیدند تا اینکه بعد از حدود پنجاه سال موقعش رسید. اما آرزوی شهادت و اینکه انسان واقعاً شهادت‌طلب شود، خودش یک ارزش است. سؤال این است که رزمندگان ما چگونه به این ارزش می‌رسیدند؟ اول مرگ‌بارو می‌شدند. وقتی که مرگ را باور می‌کردند، کم‌کم برای شهادت آماده می‌شدند.
  • شما اگر یک مقدار راجع به مرگ فکر کنید، دو اتفاق خوب برایتان می‌افتد:
    ۱- دنیا در نظرتان بی‌ارزش می‌شود، حتی اگر در دوران جوانی باشید. امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: «مرگ به عنوان یک موعظه‌گر برای انسان کافی است؛ کَفَى‏ بِالْمَوْتِ‏ وَاعِظاً» (کافی/۲/۲۷۵)
    ۲- مرگ را با شهادت مقایسه می‌کنید، و به این نتیجه خواهید رسید که وقتی آدم قرار است بمیرد، چه بهتر که مرگش، شهادت باشد. این اتفاقی بود که در بین رزمندگان دفاع مقدس می‌دیدیم.
  • خداوند متعال می‌فرماید: «هرکجا باشید مرگ شما را درمی‌یابد، حتی اگر در قلعه‌های بسیار محکم باشید؛ أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فی‏ بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ» (نساء/۷۸) خداوند این مطلب را در بحث جهاد بیان فرموده است و معنایش این است که: «از ترس مرگ، از جنگ و جهاد در راه خدا فرار نکنید، چون مرگ دستِ خودم است! شما فقط به فکر نوعِ مردن خودتان باشید و الا اصلِ مردن دست خودم است، و با نرفتن به جهاد، نمی‌توانید مرگ خودتان را به تأخیر بیندازید. با جهاد کردن هم مرگ شما جلو نمی‌افتد»
  • کسی که می‌خواهد لیاقت شهادت را پیدا کند، اول مسألۀ مرگ را برای خودش حل کند و الا شهید نمی‌شود، و می‌میرد! چون کسی که الان موقع مرگ او فرا رسیده باشد، اگر لیاقت شهادت پیدا نکرده باشد بالاخره خواهد مرد و اجلش به تأخیر نخواهد افتاد. خداوند می‌فرماید: «اگر در خانه‏ هاى خود هم بودید باز آن کسانی که سرنوشت آن‌ها در قضاى الهى کشته شدن است با پاى خود از خانه به قتلگاه بیرون مى‏آمدند؛ قُلْ لَوْ کُنْتُمْ فی‏ بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَ الَّذینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلى‏ مَضاجِعِهِمْ» (آل‌عمران/۱۵۴)   

شهید خلیلی وصیتنامۀ خودش را با مرگ‌باوری شروع می‌کند/امام(ره): وصیتنامۀ شهدا تن آدم را می‌لرزاند

  • شهید خلیلی در ابتدای وصیتنامۀ خود می‌نویسد: «با نام و یاد خداوند رحمان و رحیم و مهربان که در حق بندۀ حقیر از هیچ چیزی کم نگذاشت» این روحیۀ شاکرانه را بنده تقریبا در همۀ وصیتنامه‌های شهدای دفاع مقدس دیده می‌شود. تفاوت کسی که شهید می‌شود با بقیه در این چیزهاست. امروز چه کسی حاضر است از صمیم دل این را بگوید؟! ما اکثراً کمبودهای خودمان را درِ خانۀ خدا فهرست می‌کنیم! ولی این شهید بزرگوار می‌گوید: خدا در حقِ این بندۀ حقیر هیچ چیزی کم نگذاشته است.
  • آنگاه این شهید عزیز، وصیتنامۀ خودش را با مرگ‌باوری شروع می‌کند و می‌فرماید: «به موجب آیۀ شریفۀ کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ تمامی موجودات از چشیدن شربت مرگ ناگزیر بوده و حیات ابدی منحصر به ذات اقدس باری تعالی می‌باشد. این دنیا با تمام زیبایی‌ها و انسان‌های خوب و نیکو، محل گذر است نه وقوف و ماندن، و تمامی باید برویم و راه این است، زود یا دیر فرقی نمی‌کند، اما چه بهتر که زیبا برویم» این یعنی مرگ‌باوری. ببینید این سخن را یک جوان دارد می‌گوید، جوانی که فهرست بلندی از خواسته‌های دنیوی در جلوی او قرار دارد اما علی‌رغم همۀ اینها، مرگ را برای خودش حل کرده است. لذا حضرت امام(ره) می‌فرمود: «وصیت نامه‏ هاى جوانها را شما دیده‏اید که چیست؟ این وصیّت نامه‏ها اینها، انسان را مى‏لرزاند، انسان را بیدار مى‏کند» (صحیفۀ امام/ج ۱۶/ص ۱۳)
  • در اواخر وصیتنامه این‌طور نوشته است: «در طول مدت کفن و دفن، خواندن قرآن، زیارت عاشورا، مصیبت اهل‌بیت، سینه‌‌زنی، صلوات و صدقه... نماز لیله‌الدفن، شهادت چهل مؤمن فراموش نشود... در ضمن، تربت اباعبدالله الحسین(ع) عقیق و کفن متبرک‌شده به حرم اباعبدالله الحسین(ع) فراموش نشود» اینها نشان می‌دهد که این شهید عزیز بار خودش را بسته و این سفر آخرت را عمیقاً دیده است به حدّی که فکرِ لباسِ رفتنش را هم از قبل کرده است. واقعاً چند نفر از ما فکرِ لباس رفتنمان را کرده‌ایم؟!
  • در بخش دیگری از وصیتنامه می‌نویسد: «پناه می‌برم به خدا، و پناه می‌برم به خدا و از او می‌خواهم بر من سخت نگیرد، برایم بسیار دعا کنید، بسیار» وقتی یک جوان این را می‌نویسد، معنایش این است که روی مسألۀ مرگ خیلی قشنگ، فکر کرده است و از مرحلۀ مرگ‌باوری عمیقاً عبور کرده است. اینها یعنی مرگ‌باوری، یعنی همان عرفانی که حضرت امام(ره) می‌فرمود این جوان‌ها راه صد ساله را یک شبه طی می‌کنند.
  • اگر شهدا در میان جامعۀ ما نبودند، آیا ما زنده بودیم؟! اینها نقاطی هستند که در جامعه اکسیژن پخش می‌کنند و همه با آن تنفس می‌کنند. این‌طور نیست که شهدا فقط خودشان حیات داشته باشند، بلکه به دیگران هم حیات می‌دهند. به حدّی که وقتی از کنارشان رد می‌شوید از مرده‌دلی درمی‌آیید. و این استجابت دعای آن امام بزرگ است که بعد از جنگ از خدا خواست که سفرۀ شهادت را از مقابل عاشقان شهادت جمع نکند. چون حضرت امام(ره) می‌دانستند که این شهدا، مایۀ حیات جامعه هستند.

اینکه جریان «سفیانیزم» را مقابل خط مقاومت گذاشتند یعنی تفکر پشت سر تمدن غرب دیگر توان ایستادگی در مقابل انقلاب ما را ندارد

  • ما سال‌ها قبل نمی‌دانستیم روایاتی که دربارۀ خروج سفیانی در منطقۀ شام آمده است را چگونه می‌توان تحلیل کرد، چون ربط دادن جریان طرفدار ابوسفیان با حوادث منطقه خیلی سخت بود. اما طی این سال‌ها، حوادث منطقه طوری رقم خورده است که امروز دشمنان ما دیگر قدرت متوقف کردن انقلابیون منطقه را ندارند، انقلابیونی که از امام حسین(ع) درس مقاومت گرفته‌اند. دشمنان ما با استفاده از سربازان آمریکایی و اسرائیلی و کشورهای دیگر نتوانستند مقاومت منطقه را درهم بشکنند. حتی جنگ صلیبی اعلام کردند ولی باز هم به نتیجه نرسیدند.
  • آنها وقتی دیدیدند راه دیگری برای مقابله با ما ندارند، بالاخره به این نتیجه رسیدند که چون ما از اباعبدالله الحسین(ع) دستور می‌گیریم، باید بروند و نحله‌ای را پیدا کنند که دشمن امام حسین(ع) باشد، تا طرفداران آن نحله، به عشق ابوسفیان و یزید بیایند و با ما مقابله کنند. یعنی این مسأله، تصادفی نیست بلکه این تدبیر عالَم کفر است. عالَم کفر دیگر انگیزه، تفکر، انرژی و توانی برای ایستادن جلوی مقاومت ما ندارد. اصلاً همین‌که اینها یک جریانی را با طرفداری از ابوسفیان و «سفیانیزم» آوردند و جلوی خط مقاومت گذاشتند نشان می‌دهد که تفکر پشت سر تمدن غرب دیگر کشش و توان ایستادگی در مقابل ما را ندارد و تنها راهی که دارند این است که بخشی از جهان اسلام را در مقابل ما قرار دهند. لذا رفتند یک عده‌ای از شقی‌ترین آدم‌ها را پیدا کردند که با بغض و کینه نسبت به اهل‌بیت(ع) و امام حسین(ع) این‌طور وحشیانه جنایت می‌کنند و سر می‌برند.

امروز تمام قدرت استکبار پشت سرِ طرفداران یزید و ابوسفیان قرار گرفته/ آیا همان کسی که بزرگترین نقش را در احیای کربلا داشت، نباید بزرگترین نقش را در مقدمه‌سازی ظهور منتقم خون حسین(ع) داشته باشد؟

  • امروز تمام قدرت استکبار رفته است پشت سرِ طرفداران یزید بن معاویه بن ابوسفیان قرار گرفته است، و این مستکبران با تحلیل و تفکر، به این نتیجه رسیده‌اند که راهی غیر از این ندارند. دشمنان ما نمی‌خواهند کاری کنند که روایات مربوط به ظهور (بخصوص آنچه دربارۀ سفیانی آمده)، درست در بیاید، ولی در عمل چارۀ دیگری ندارند. الان قوی‌ترین سربازانی که استکبار برای حفظ خودش می‌تواند در مقابل خط مقاومت قرار بدهد همین جریان طرفدار یزید و ابوسفیان و دشمنان امام حسین(ع) است.  
  • نکته‌ای دیگر هم که در جریانات اخیر دیده شد نقش حضرت زینب(س) در مقدمه‌سازی ظهور است. ما می‌دانستیم که حضرت زینب(س) علمدار بقای کربلا بود و عَلمِ رساندن پیام کربلا به دوش ایشان بود، اما نمی‌دانستیم که حضرت زینب(س) علمدار مقدمه‌سازان ظهور هم خواهد بود. آیا همان کسی که بزرگترین نقش را در کربلا داشته است، او نباید بزرگترین نقش را در مقدمه‌سازی ظهور منتقم خونِ امام حسین(ع) هم داشته باشد؟ این خیلی منطقی است ولی به ذهن ما نمی‌رسید. ما نمی‌دانستیم که حرم حضرت زینب(س)، پایگاهِ آغاز مقدمه‌سازی ظهور قرار خواهد گرفت. این هم یکی دیگر از اسراری است که امروز خودش را نشان داده است.

امروز طرفداران یزید دارند طرفداران حسین(ع) را می‌کشند/ خدا می‌خواهد دوباره این کربلا را به‌پا کند ولی این‌دفعه یاران حسین(ع) بر یاران یزید غلبه کنند

  • امروز عِرقی در جوانان ما ایجاد شده است که فریاد می‌زنند: «کُلّنا عباسُکِ یا زینب» یعنی ما دیگر حضرت زینب(س) را تنها نمی‌گذاریم تا دشمنان بیایند و حرم او به آتش بکشند.
  • این داغ برای خانوادۀ محترم شهید خلیلی سخت است ولی خوش به سعادتشان، چون مستقیماً در راه حضرت زینب(س) شهید داده‌اند. شاید شهدای دفاع مقدس هم غبطۀ این شهدا را بخورند، و بگویند «شما را اشقی‌الاشقیاء کشتند»، امروز طرفداران یزید دارند طرفداران حسین(ع) را می‌کشند، امروز قصۀ کربلا سرِ جای خودش برگشته است. خدا می‌خواهد دوباره این کربلا را به‌پا کند ولی این‌دفعه یاران حسین(ع) و زینب(س) بر یاران یزید غلبه کنند، و ان‌شاءالله ما این غلبه را خواهیم دید؛ باید تاریخ سرِ جای خودش برگردد. 
  • در وصیتنامۀ شهید خلیلی آمده است: «...خوش ندارم این شادمانی را با لباس‌های سیاه و غمگین ببینم. غم اگر هست، برای بی‌بی‌جان، حضرت زینب(س) باشد. اشک و آه و ناله اگر هست، برای اربابمان اباعبدالله الحسین(ع) باشد، اگر دلتان گرفت روضۀ ایشان را بخوانید که من هم خیلی دلم برای روضۀ ارباب و خانم‌جان تنگ است...»

مراسم تشییع پیکر شهید حججی ۹۶/۰۷/۰۵
 
 همین‌که مردم برای شهدا این‌قدر احترام قائلند، علامت سعادت این ملت است/ هیچ‌گاه قاتلان اصلی شهید حججی را از یاد نمی‌بریم؛ خنجری که سرِ شهید حججی را جدا کرد، توسط آمریکا و اسرائیل تیز شده بود/ انتقام خون حججی تنها با نابودی اسرائیل فراهم می‌شود 

در روزنامه‌های همین مملکت، بعضی‌ها نوشتند: «دیگر مردم وقتی نام شهید و رزمنده و جانباز می‌شنوند، حال‌شان به‌هم می‌‌خورَد!» آنها الان کجا هستند که ببینند مردم هنوز به شهدای خود افتخار می‌کنند و برای تشییع شهدا، بیش از گذشته، مایه می‌گذارند.

حجت‌الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان گفت: ملتی که چنین شهدایی دارد، به یک شرط پیروز خواهد شد و جهان را هم نجات خواهد داد؛ به این شرط که «برای شهدای خود احترام قائل باشد»

شهید حججی، افتخاری برای همۀ شهدای مدافع حرم بود

شهید حججی، افتخاری برای همۀ شهدای مدافع حرم بود؛ او را باید «فخر‌الشهدا» نامید. این تشییع باشکوه و این احترامی که مردم در طول این مدت برای شهید حججی قائل شدند، در واقع احترام به همۀ شهدای مدافع حرم است؛ شهدایی که برخی از آنها بسیار غریب هستند و راه را برای شهید حججی باز کردند.

شهید حججی، افتخاری برای خانوادۀ باصفا و مخلص خود بود، و برای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم مایۀ افتخار بود که این سازمان بعد از سال‌ها توانسته است هنوز نور خودش را حفظ کند.

شهید حججی برای سپاه پاسداران، مایۀ افتخار است/ باید به سپاه تبریک گفت که این‌چنین عاشق‌پرور است!

شهید حججی در خاطرات خودش می‌نویسد که از امام رضا(ع) تقاضا کرده بود و به ایشان توسل پیدا کرده بود تا بتواند عضو سپاه بشود.

این افتخار باعظمتی برای سپاه است که این جوان جهادگر و باصفا، آرزویش این است که عضو سپاه بشود. و وقتی که عضو سپاه می‌شود، همان عشق و صفا را در باطن خود حفظ می‌کند، و همان نورانیت را در قلب خود حفظ می‌کند و یک کارمند اداری و یک حقوق‌بگیر ساده نمی‌شود که فقط یک کاری انجام دهند و رفع تکلیف کند، بلکه صفای بسیجی خودش را در سپاه، حفظ می‌کند. معلوم می‌شود که سپاه، ظرفیت جذب و حفظ و پرورش چنین نیروهای عاشقی را دارد. باید به سازمانی که این‌چنین عاشق‌پرور است، تبریک گفت.

شهید حججی، الگویی برای نیروهای حزب‌اللهی شد/ ازخودگذشته و فعال در مناطق محروم

باید به جوانان حزب‌اللهی تبریک گفت که امروز مردم این الگوی تمام‌نمای حزب‌اللهی‌گری را بر سرِ دست گرفته‌اند. شهید حججی، الگویی برای نیروهای حزب‌اللهی شد. شب و روز نمی‌شناخت برای اینکه در مناطق محروم فعالیت کند، به آبادکردن روستاها بپردازد، فعالیت فرهنگی انجام دهد و برای این انقلاب، فعالیت کند.

امروز می‌بینید حتی کسانی که غیرانقلابی هستند نیز به مقام این شهید، سرِ تواضع فرود آورده‌اند و به خاطرِ جوانمردی و فتوّتی که در این شهید دیده‌اند، همه به او احترام می‌گذارند. حزب‌اللهی‌گری یعنی همین! اگر ما هرجایی یک عنصر حزب‌اللهی داشتیم که این‌قدر باصفا و مردانه و ازخودگذشته به میدان برود، مورد علاقۀ همگان قرار خواهد گرفت.

شهدا مظهر قدرت یک کشور هستند/ در چنین تشییع باشکوهی مرگ استکبار را هم جشن می‌گیریم

تا چنین شهیدانی داریم، نه‌تنها امنیت ما برقرار است، بلکه در چنین تشییع باشکوهی مرگ استکبار را هم جشن می‌گیریم. رهبر معظم انقلاب فرمودند: «شهدا مظهر قدرت یک کشور هستند» و امروز این یک تجلی از قدرت مردم است که شهدا پدید آورده‌اند.

ملتی که چنین جوانان آماده‌ای برای شهادت دارد، هیچ‌وقت شکست نخواهد خورد و همۀ جنایتکاران و مستکبران عالم، به‌شدت از این ملت هراس دارند. ملت‌های مظلوم و محروم دنیا هم چشم امیدشان به این ملت است. و این سلحشوران شما ملت هستند که مظلومیت را در جهان از بین خواهند برد.

استکبار دوست داشت بعد از دفاع مقدس، یاد شهدا به فراموشی سپرده شود

شما مردم عزیز، شهید حججی و فکر و فرهنگ او را به منطقه هم صادر کرده‌اید. امروز فکر شهید حججی و تفکر شهادت، که به‌واسطۀ شهدای دفاع مقدس بنیان‌گذاری شده، در منطقه منتشر شده است. اگر فرصتی پیش بیاید، خواهید دید که در تمام این منطقه، شیعه و سنی، چگونه خط مقاومت را پذیرفته‌اند! و این دردِ بزرگ استکبار است که دوست داشت بعد از دفاع مقدس، یاد شهدا به فراموشی سپرده شود.

در روزنامه‌های همین مملکت، بعضی‌ها نوشتند: «دیگر مردم، وقتی نام شهید و رزمنده و جانباز می‌شنوند، حال‌شان به‌هم می‌‌خورَد!» آنها الان کجا هستند که ببینند مردم هنوز به شهدای خودشان افتخار می‌کنند و برای تشییع شهدای خود، بیش از گذشته، مایه می‌گذارند.

ملتی که چنین شهدایی دارد، به یک شرط پیروز خواهد شد؛ اینکه برای شهدای خود، احترام قائل باشد

در دوران دفاع مقدس، کِی شهدا این‌قدر عزیز بودند که هم‌اکنون عزیز هستند؟! کِی مردم این‌قدر برای شهدا قیام می‌کردند که امروز برای شهدا قیام می‌کنند؟! این رشد مردم ما را نشان می‌دهد.

ملتی که چنین شهدایی دارد، به یک شرط پیروز خواهد شد و جهان را هم نجات خواهد داد؛ به این شرط که «برای شهدای خودش احترام قائل باشد». بنا نیست همۀ ما شهادت‌طلب باشیم. بنا نیست همۀ ما مثل شهید حججی، آرزوی شهادت کنیم و برای آن اشک بریزیم. بعضی از ما این‌همه توان و ظرفیت بالای معنوی نداریم.

همین‌که مردم برای شهدا این‌قدر احترام قائلند، علامت سعادت این ملت است

مردم ما اگر در حدّ و اندازۀ شهید حججی و سایر شهدای مدافع حرم نیستند، اما همین‌قدر که برای شهدای مدافع حرم، احترام می‌گذارند، کافی است. همین‌که برای این شهیدِ سر جدا، مردم به سر و سینه می‌زنند و برای تقدیر از او، ساعت‌ها در آفتاب می‌ایستند، همین علامت سعادت این ملت است.

اگر در کربلا، مردم کوفه هم برای بدن بی‌سرِ حسین فاطمه، احترام قائل شده بودند، چه‌بسا به سعادت می‌رسیدند. ولی آنها نه‌تنها امام حسین(ع) را تنها گذاشتند، بلکه به بدنِ مطهر امام حسین(ع) هم بی‌احترامی کردند و به سرِ مطهر ایشان بی‌احترامی کردند، و این موجب شد که سال‌ها به ذلت و خواری دچار شوند.

خدا از همه انتظار ندارد که مانند شهدا باشند/ ملتی که به شهدای خود احترام بگذارد، پیروز خواهد شد

خدا از همه انتظار ندارد که مانند شهید حججی باشند؛ توقع خدا از بندگانش کم است. آفرین به شما مردم، که این‌قدر به شهدای خود احترام می‌گذارید. ملتی که شهدایی مثل این شهدای مدافع حرم دارد و برای شهدای خود احترام قائل است، این ملت پیروز خواهد شد.

خدا نور این شهید بزرگوار را به همۀ شما تشییع‌کنندگان عنایت می‌کند؛ همان‌طور که خدا به گریه‌کنان امام حسین(ع) از نور امام حسین(ع) عنایت می‌کند و شما در محرم، حالِ خوش معنوی حس می‌کنید و این ماه، محل ارتقاء معنوی مردم قرار می‌گیرد.

کم نیستند، شهدای مدافع حرمی که این‌چنین به‌شهادت رسیده‌اند

شهید حججی عزیز! ما خیلی با تو فاصله داریم، ما به دنیای خودمان خیلی دل‌بسته‌ایم، اما امروز، تمام‌قامت به احترام تو ایستاده‌ایم و به خانوادۀ تو احترام می‌گذاریم. امید است که مورد شفاعت تو، و همۀ رفقای تو قرار بگیریم.

کم نیستند، شهدای مدافع حرمی که این‌چنین به‌شهادت رسیده‌اند؛ شهدایی که عزیزان‌شان را گذاشتند، به‌سادگی از آنها چشم پوشیدند و برای دفاع از این مرز و میهن، اقدام کردند و برای دفاع از اسلام-که برای این میهن ما امنیت‌آور است- قیام کردند و خون خودشان را دادند، و امروز فخر این شهدا، شهید حججی شده است.

هیچ‌گاه قاتلان اصلی شهید حججی را فراموش نمی‌کنیم/ خنجری که سرِ شهید حججی را جدا کرد، توسط آمریکا و اسرائیل تیز شده بود

ما هیچ‌گاه قاتلان اصلی شهید حججی را فراموش نمی‌کنیم. ما هیچ‌گاه دولتمردان و سیاستمداران پست و خبیث آمریکا را فراموش نمی‌کنیم. نه‌تنها مرگ باید شامل حال اصلِ رژیم سفاک و غیرمردمی و غیرانسانی آمریکا باشد-که در واقع نمایندۀ سرمایه‌داران هستند، نه نمایندۀ مردم خودشان- بلکه به فرمودۀ حضرت امام(ره)، مرگ باید شامل حال تک‌تک سیاستمداران خبیث آمریکا و اسرائیل و انگلیس بشود.

ما وزیر خارجۀ اسبق آمریکا را فراموش نمی‌کنیم که گفت: «به بیش از هفتاد کشور رفتیم و مذاکره کردیم، تا داعش را راه‌انداختیم» ملت ایران ملت باهوشی هستند و می‌فهمند خنجری که سرِ مطهر شهید حججی را از بدن جدا کرد، این خنجر را آمریکا و اسرائیل، تیز کرده بودند.

به خون شهید حججی قسم می‌خوریم: تا اسرائیل را نابود نکنیم، از پا نخواهیم نشست

شهید حججی! به خون تو قسم می‌خوریم تا اسرائیل را نابود نکنیم، از پا نخواهیم نشست. تا تک‌تک سیاستمداران خبیث و تک‌تک سربازان اسرائیلی را نابود نکنیم، آرام نخواهیم نشست.  

کسانی که می‌خواهند کمی از نور شهید حججی، بهره ببرند و کسانی که می‌خواهند از این پیکر شهید یک قبس نور ببرند، با من همراهی کنند: اسرائیل! ما تا وقتی که تو را نابود نکنیم، صداقت عزاداری‌مان برای حسین(ع) به اثبات نخواهد رسید، ما تو را یزید زمانه، شمر زمانه، و شما را ادامه‌دهندۀ راه قاتلان حسین(ع) می‌دانیم، ما به عشق حسین(ع) اسرائیل را نابود خواهیم کرد.

ما عزادار واقعی حسین(ع) نیستیم، اگر اسرائیل را از صفحۀ روزگار محو نکنیم

من با عزاداران حسین(ع) کار دارم! می‌خواهم کاری کنم که عزاداری و گریه‌های شما برای حسین(ع) قبول بشود. من با سینه‌زن‌های حسین(ع) کار دارم، که به آنها فرموده‌اند: «لعن بر قاتلان حسین(ع) را در شب و صبح عاشورا، فراموش نکنید» ما عزادار حسین(ع) نیستیم، اگر اسرائیل را از صفحۀ روزگار محو نکنیم.

ما ملت باهوشی هستیم؛ ایرانی‌ها فریب نمی‌خورند. در جبهۀ نبرد، دو نوع آتش باید بر سرِ دشمن بریزید. یکی زدنِ تیر مستقیم به دشمنی که دارد به سمت شما می‌آید. و دیگر اینکه باید عقبۀ دشمن را با توپخانه بزنید. اگر عقبۀ دشمن را با توپخانه و موشک بزنید و این عقبه نابود شود، شما پیروز خواهید شد.

شهید حججی، ثمرۀ دسته‌های عزاداری حسینی است/ دسته‌های عزاداری، دسته‌های نصرت حسین(ع) هستند

شهید حججی، ثمرۀ دسته‌های عزاداری امام حسین(ع) است. شهید حججی و این خط مقاومت، ثمرۀ دست‌های بلندشده برای سینه‌زنی و زنجیرزنی و عَلم و کُتل دسته‌های عزای اباعبدالله‌الحسین(ع) است. این عزاداری‌های باشکوه در 1400سال، این خط مقاومت را برای ما به ارمغان آورده است.

چرا دسته‌های عزاداری، ده شب قبل از محرم، و روز تاسوعا و عاشورا، تا ظهر عاشورا به اقامۀ عزا می‌پردازند. چون این دسته‌ها، فقط دسته‌های عزا و سوگواری نیستند، بلکه دسته‌های نصرت حسین(ع) هستند؛ دسته‌هایی هستند که می‌‌خواهند حسین(ع) را یاری کنند. لذا بعد از ظهر عاشورا، همین‌که خبر شهادت حسین(ع) می‌رسد، دسته‌های عزا، به خانه‌ها و تکیه‌ها می‌روند، و عزاداران فقط اشک می‌ریزند و عزاداری به نوعی دیگری ادامه پیدا می‌کند.

دستۀ عزاداری یعنی دستۀ رزم، یعنی «ای حسین! کاش ما در کربلا بودیم و تو را یاری می‌کردیم»

در میدان امام حسین(ع) به شما عزاداران حسین(ع) عرض می‌کنم: معنای دسته‌های عزاداری این است که «ای حسین! کاش ما در کربلا بودیم و تو را یاری می‌کردیم» دسته‌های عزاداری یعنی دسته‌های رزم، یعنی سازمان‌دهی نیروهای مقاومت، یعنی همان کسانی که آماده هستند دشمنان حسین(ع) را نابود کنند.

انتقام خون حججی تنها با نابودی اسرائیل فراهم می‌شود

ما می‌دانیم اگر حرم امام حسین(ع) شهید می‌دهد، حرم حسین(ع) در درجۀ اول توسط اسرائیل غاصب، مورد تهدید قرار می‌گیرد.

سپاهیان پاسدار! موشک‌های خودتان را برای نابودی اسرائیل آماده کنید، این مردم از خون حججی نمی‌گذرند، انتقام خون حججی با نابودی داعش تمام نخواهد بود، انتقام خون حججی تنها با نابودی اسرائیل فراهم می‌شود.

یا اباعبدالله! لعنت به آن مردمی که وقتی سرِ مطهر تو در مقابل‌شان از بدن جدا شد، قیام نکردند. آفرین به این مردمی که وقتی غلام مکتب تو، سر از بدنش جدا شد، شورآفرین به میدان آمدند و حرکت کردند. و تا همین الان ساعت‌هاست که در میدان امام حسین(ع) و اطراف آن ایستاده‌اند.

خانوادۀ شهید حججی! می‌‌خواهم روضه بخوانم؛ اجازه بدهید این مردم، با تعزیه‌ای که فرزند شهید شما دارد اجرا می‌کند، کمی برای حسین(ع) اشک بریزند. خانوادۀ شهید حججی! آیا طاقت می‌آوردید علی کوچولوی شهید حججی را کسی سیلی بزند یا خانوادۀ او را کسی به اسارت ببرد، طناب به گردن‌شان بیفکنند و در کوچه و بازار بکشند؟! «لا یَوم کَیَومِکَ یا اَباعَبدِالله!»         

 
 

پرونده ویژه
 

جاذبه عجیب شهدا

شهدا جاذبۀ عجیبی دارند. اثر مغناطیسی شهدا در آدم‌های سالم فوق تصور است و می‌تواند به عنوان یک محک برای ارزیابی دل‌های نورانی و پاک قرار بگیرد.پرونده ویژه

تنها راه زنده ماندن

ما از مرگ می‌ترسیم چون پایان یافتن فرصت حیات را دوست نداریم. تنها راه جاودانه شدن و زنده ماندن شهادت است. شهدا بهتر از ما در حال زندگی هستند.

پرونده ویژه

قاعدۀ سادۀ محبوب شدن

محبوبیت شهدا در یک جامعۀ خوب امری طبیعی است و قاعده‌ای ساده دارد. هرکس صادقانه و فداکارانه عبادت و خدمت کند، مانند شهیدان محبوب خواهد بود.

پرونده ویژه

این همه تأکید بر ولایت فقیه چرا؟

انسان فطرتاً علاقه دارد کارش نتیجه داشته باشد؛ خصوصاً اگر از جان برای کاری مایه گذاشته باشد. شهدا که مهمترین دغدغه‌هایشان را در وصیتنامه‌هایشان می‌نوشتند، و بیش از هرکسی نگران حفظ آرمان و اثر جانفشانی‌هایشان بودند، چرا به طور میانگین در هر وصیتنامه 4 مرتبه بر تبعیت از رهبری و ولایت‌فقیه تأکید کرده‌اند؟

پرونده ویژه

علاقۀ شدید شهدا

کسانی که خیلی دوست دارند برای هدایت دیگران تلاش کنند و عشق به سعادت آدم‌ها داشته باشند به جای اینکه بمیرند شهید می‌شوند. این شهادت آنها را صاحب قدرتی جادوانه و تأثیری گسترده برای کمک به انسان‌ها برای رسیدن به سعادت خواهد کرد. شهدا بهتر از فرشته‌ها به کمک ما آدم‌های مُردنی می‌شتابند

پرونده ویژه

بهترین اثر تربیتی

مناجات با خدا در تنهایی، ایمان را افزایش می‌دهد و خدا را برایمان ملموس می‌کند؛ کسی که سحرها با خدا مناجات دارد، هیچگاه تنهایی را حس نخواهد کرد.

پرونده ویژه

شهادت، فرصت رسوایی دل‌های عاشق

شهادت فرصتی است برای رسوایی دل‌های عاشق و آگاهی مردم از خوبی‌های خوبانی که گمنام بوده‌اند و محلّ اثبات صداقت و شجاعت مدافعان حق است.

پرونده ویژه

آثار شهادت طلبی

آرزوی صادقانۀ شهادت موجب پاکی دل از آلودگی‌ها و نورانی شدن اندیشۀ انسان می‌شود. شهادت‌طلبی خوش‌فهمی می‌آورد و حکمت را بر زبان آدم جاری می‌کند

پرونده ویژه

 

پرونده ویژه

صوت | سبک زندگی شهیدان

محور سخن سبک زندگی شهداست. در این باره به چند نکته باید اشاره کرد اول زمینه‌های که شهدا را به چنین سبکی از زندگی رهمنون کرد، دیگر این که چرا شهدا چنین شیوه‌ای را در پیش گرفتند و جبهه و دفاع مقدس چه تأثیری بر آنها می‌گذاشت. و نکته آخر ارائه نمونه‌ها و مصداق‌هایی از سبک و شیوه رفتار و حالات آنها.


صوت | شهدا از ما چه می‌خواهند؟

شهدا، همیشه درس‌هایی برای عرصه فردی و اجتماعی ما دارند. یاد شهیدان و مرور نحوه سلوک آنها همواره می‌تواند به اصلاح راه و منش اخلاقی ما در زندگی فردی و البته زندگی اجتماعی و سیاسی، کمک بسزایی داشته باشد.


کلیپ صوتی | خدایا دیگه شهید نمیخوای؟!

خدایا آن زمان هر کی راه می‌افتاد یک شبِ راه صد ساله می رفت آره؟ هر کی را یک ذره لیاقت می‌دیدی راه می‌انداختی و هر کی را راه می‌انداختی به سرعت می‌بردی؟ ببخشید خدا، گاهی مناجات تلخ و تند هم داریم از اهل‌بیت نقل شده یک جورهایی. خدایا چی شد حالا؟ در را بستی دیگر؟


صوت | معنویت شاد شهیدان

این بحث از مباحث زیبایی است که به رابطه معنویت و جنگ می پردازد اینکه عوامل معنویت در جنگ چه بود؟ و چگونه برای شهدا ..گریه کنیم؟ .


کلیپ صوتی | رقصی چنین میانۀ میدانم آرزوست!

این معنویت در جنگ حاصل چی بود؟ دو موضوع در جنگ خیلی اهیمت داشت؛ یکی سختی‌ها و تلخی‌های جنگ. بچه‌ها مشکلات تو زندگی دارید یا نه؟ یا علی دمتان گرم. پس به‌خاطر این مشکلات آدم خوبی بشوی. بچه‌ها فکر کردید تو جبهه با چی خوب می‌شدند؟


صوت | شهدا به دنبال قدردانی نبودند

همه دوست دارند که نتیجه و اثر کار خود را حفظ کنند. کسی که خون و جان خود را فدای هدفی می‌کند، طبیعی است که این نگرانی و دغدغه را از آینده داشته باشد که آیا خون من به نتیجه خواهد رسید؟ شهدا چه فکری برای نتیجه جان دادن خود کرده بودند؟ آیا نگران حفظ نتیجه و تداوم راه خود بوده‌اند؟ شاید نگرانی و دغدغه‌های اصلی شهدا را از روی وصیت‌نامه‌هایشان بتوان فهمید.


صوت | شهدا مظهر قدرت نرم

امروزه تعابیر قدرت نرم و قدرت سخت، تبدیل به دو اصطلاح پرکاربرد در تحلیل‌های سیاسی و اجتماعی شده‌اند. اولویت و برتری قدرت نرم نسبت به قدرت سخت، آن را مهمتر و کاربردی‌تر کرده است. آشنایی با یکی از عوامل مهم قدرت نرم در جمهوری اسلامی، موضوع اصلی این جلسه است.


صوت | شهدای خط مقاومت، نوید بخش ظهور

خوبی‌های مردم هر منطقه را در شهدای آن منطقه می‌توان خلاصه کرد و شهید بیضایی، آینه‌ای از خوبی‌ها و خون‌گرمی مردم منطقه اسلام‌شهر است. در نگاهی دیگر تفاوتی بین شهید بیضایی و دیگر شهدای خط مقاومت با شهدای دوران دفاع مقدس وجود دارد. شهدایی که در دوران دفاع مقدس به فیض رفیع شهادت رسیده‌اند، غربتی بیشتر از شهدای دوره حاضر داشته‌اند. افزایش بصیرت عمومی طوری بوده که امروزه کمتر کسی شهدای خط مقاومت را به باد طعنه و سرزنش می‌گیرد. به علاوه شهدای خط مقاومت را می‌توان نویدبخش ظهور دانست.

 
 
 
پرونده ویژه

کلیپ تصویری | لذت جهاد

در دوران دفاع مقدس خیلی از رزمنده‌ها بودند که مدام می‌گفتند: «خدایا، ما شهید نشویم!» حتی رسماً دعا می‌کردند: «مجروح هم نشویم! اسیر هم که اصلاً!» به او می‌گفتی: «تو که می‌گویی هیچ‌کدام از اینها برایم اتفاق نیفتد، خُب نیا دیگر!» می‌گفت: نمی‌شود، نمی‌توانم...


کلیپ تصویری | بلند پرواز باش، به کم راضی نباش!

بینید، یک کمی ما باید روراست باشیم با همدیگر. تکلیفت را امشب باید با شهادت معلوم کنی. شهید شدن بهتر است. حل است؟ پس من آن را می‌خواهم. بابا! موضوع شهادت برای ما جدّی است!


کلیپ تصویری | سلام بر ابراهیم

من خیلی از آدم‌ها را دیدم که خودشان به خودشان می‌گفتند ما آدم‌های درب‌داغونی بودیم، ولی وقتی کتاب همین شهید ابراهیم هادی را خواندیم متحول شدیم!


کلیپ تصویری | مجالس شهدای مدافع حرم را از دست ندهید

مجلس یادبود شهدا، یک مجلس تشریفاتی نیست؛ اهل‌بیت(ع) سفارش کرده‌اند. همۀتان مأمور باشید این روایت از امام صادق(ع) را سینه ‌به ‌سینه نقل کنید، از شما تمنّا می‌کنم. این روایت را به یاد شهید آیت‌الله نمر و به یاد شهدای مدافعین حریم اهل‌بیت(ع) به شما تقدیم می‌کنم...


کلیپ تصویری | یک مدیر فوتبالی شهید

این شهید والامقام یک اسوه‌ای است استثنایی از جنس خاص. یک مدیر میانی مملکت بودند، مدیری که دستش به پول می‌رسید، مدیری که وقتی مسئول بانک بود تقریباً هیچ‌کسی را ناامید برنمی‌گرداند.

 
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین ها
پربحث ترین
آخرین عناوین