پایگاه تحلیلی فرهنگ سدید

ضعف‌­های ساختاری عمده­ای از ابتدا دوران پهلوی در کار دانشگاه وجود داشت که ضمن کاهش دادن کارکرد مثبت قابلیت­‌های یادشده و حتی خنثی و بی‌­اثر کردن بخشی از آن­‌ها، به روند رشد و پویایی دانشگاه لطمه می‌زد. پس از انقلاب به تبعیت از افزایش مراکز آموزش عالی افزایش چشم­گیری در تعداد دانشجویان به وقوع پیوست.

تاریخ انتشار: ۰۹:۵۵ - ۱۴ بهمن ۱۳۹۷
گروه تعلیم و تربیت فرهنگ سدید: در بخش اول به بررسی جریان‌های مهم و تأثیرگذار در آموزش عالی با عنوان «ظهور آکادمی‌های علمی در اروپا با آغاز دوره تأخیر علمی در ایران همراه بود» پرداخته و مقدمه‌ای از سیر آموزش عالی در جهان و ایران گفته شد. بخش دوم این گزارش به صورت تخصصی‌تر به روند آموزش عالی در ایران معاصر می پردازد.
 
در دوران، ناصرالدین‌شاه مدرسه دارالفنون، به ابتکار میرزا تقی‌خان امیرکبیر در زمان ناصرالدین‌شاه قاجار برای آموزش علوم و فنون جدید در تهران تأسیس شد. یکی از چالش‌­های اولیه دارالفنون مشکل اساتید مدعو در ارائه سرفصل­‌های آموزشی به دانشجویان به زبان فارسی بود. استادان دارالفنون بعضاً در امور داخلی کشور دخالت می­‌کردند که امیرکبیر به مقابله با آنان برخاست و آنان را محدود کرد. به رغم تلاش­‌هایی که امیرکبیر در راه تثبیت نهاد علم و آموزش عالی در کشور دنبال می‌کرد، ضعف بنیه و فقدان پویایی در جامعه و نیز ناکارامدی بخش‌های خارج از حکومت و... سبب می­‌شد که آموزش عالی به سایر امور در تصدی حکومت قرار گیرد و به عبارتی یکی از آسیب پذیری‌­های عمده دارالفنون نیز همین تصدی­گری حکومت در آن بود. ناصرالدین شاه وقتی با مخالفت صاحبان مدارس قدیم و روحانیون مخالف تجدد مواجه شد، برای این که آن‌­ها برایش مشکلی ایجاد نکنند، کوشید امیرکبیر را از این کار منصرف کند، ولی با ایستادگی و جدیت امیرکبیر این مرکز آموزشی عالی پا گرفت.[1]
اهمیت وجودی دارالفنون را باید در تأثیرات اجتماعی آن جست وجو کرد، اما به دلیل­ دخالت‌­های موجود بر سر راه تثبیت علم، آموزش عالی، و دانشگاه شخص امیرکبیر، بانی و مؤسس دارالفنون، راه به جایی نبرد. در حالی که کشور‌های اروپایی روز به روز به لحاظ کمی و کیفی در عرصه علم و فنّاوری علمی پیشرفت می­‌کردند، این مهم در ایران رو به قهقهرا می‌­رفت. در همین دوران، بخش «غیردولتی»، نخستین نهاد‌ها و انجمن‌های جدید آموزشی را در ایران تأسیس کرد، اما این مراکز با توجه به ساختار سیاسی - اجتماعی کشور، دچار ضعف مزمن و عمده بود. مراکز آموزشی جدید در بخش غیردولتی نه تنها از جانب دولت حمایت نمی‌­شدند، بلکه بانیان آن­ها معمولاً از سوی حکومتیان مخالف با تجدد، دائماً مورد سوءظن و آزار قرار می­‌گرفتند و علاوه بر این، در جامعه نیز وجود تحجر و ناآگاهی سبب می‌شد که به اینگونه مراکز آموزش عالی نوعی بی‌­اعتمادی و حتی بدگمانی وجود داشته باشد.[2]
گفتنی است موانع موجود در ساختار حکومت سبب شده بود، وزارت علوم، آن کارایی را نداشته باشد که کاری اساسی برای پیشرفت مؤسسات آموزشی جدید و نهادینه شدن علوم و فنون در کشور انجام دهد؛ از سوی دیگر، شرایط و امکانی نیز فراهم نمی­‌شد که بخش‌های خارج از حکومت در نهادسازی نوین علمی فعال شوند. ناصرالدین شاه، دارالفنون را مرکزی آمیخته با ترس و رضایت می‌نامید. از یک سو این می‌دانست و از سوی دیگر به تأثیر ات منفی افکار سیاسی «ترقی» مرکز علمی را نهاد مدرسان و اساتید اروپایی در ایرانیان و همچنین ایجاد رویکرد جمهوری­‌خواهی در ایران بدگمان بود.

از این قبیل اقدامات که بگذریم، گام اساسی دیگری برای توسعه آموزش عالی برداشته نشد. اختلافات میان جناح­‌های سیاسی در کشور فرصتی برای اندیشیدن به ساختارسازی علم و نهاد دانشگاه فراهم نمی­‌کرد. ضعف حکومت مرکزی، ناآرامی‌­ها و شورش­‌ها، مشکلات اقتصادی و اجتماعی، ناامنی، فقر، بیماری، هرج و مرج و ... در کشور مزید بر علت شد و اوضاع آشفت‌ه­ای را در کشور به وجود آورد که همه این­‌ها نهایتاً مانع از رشد و گسترش نهاد‌های آموزشی و آکادمیک جدید و پیشرفت علمی و فنی جامعه می‌­شد.
 
سد شاهان در برابر توسعه علم ایران/ سایه مدرنیزاسیون پهلوی بر آموزش عالی، تانک‌ها را به دانشگاه کشاند/ نرخ پوشش تحصیلی آموزش پس از انقلاب ۲۴ برابر شد/ ایران پس از انقلاب، سهام‌دار تولید علم جهان
ساختار دوگانه‌ دوران پهلوی، آموزش عالی را وارد بحران کرد
در دوره پهلوی دوم، سیاست کشور در برنامه­‌ریزی پیرامون رشد و توسعه دانشگاه­‌ها و مراکز آموزش عالی به مانند دوره قبل، متمرکز روی دانشگاه­‌ها و دانشکده­‌های پزشکی بود. بر اثر تشنجات سیاسی کشور در نیمه دوم دهه ۱۳۲۰ خورشیدی تا چند سال اول دهه ۱۳۲۰، اجرای برنامه هفت ساله اول عمرانی با مشکلات فراوانی مواجه شد و جابجایی­‌های متعددی در مدیریت آموزش عالی صورت پذیرفت. حدوده ده سال پس از تصویب قانون تأسیس دانشگاه­‌های شهرستان­‌ها، برای توسعه دانشگاه‎­های مذکور، قانون راجع به تکمیل عده مدرسان دانشگاه­‌های شهرستان‌­ها در ۱۳۳۸ به تصویب رسيد.[3]
تأسیس دانشگاه تهران جزئی از پروژه مدرنیزاسیون دولتی بود که به کوشش نخبگان تجددخواه و با استفاده از ثبات و امنیت به هم رسیده از سوی دولت تمرکزخواه و اقتدارگرا و در عین حال مایل به تجدد صورت گرفت، اما کاری نبود که به طور ناگهانی صورت پذیرد، بلکه در واقع معلول علل و عواملی بود که در دوره­‌های قبلی فراهم آمدند. در این مدت حاصل فرایند‌های یک دوره به صورت خروجی، در حکم ورودی دوره بعد عمل می­‌کرد و بدین ترتیب برایند تحولات در ذخیره ساختاری جامعه انباشته می­‌شد. این روند با گذر از تغییرات کمی به تغییرات کیفی، موجب شکل­گیری دانشگاه در ایران شد. اگر در ایران گسست‌­های ناشی از ناپایداری­‌های صعب‌­العبور سیاسی مانع نمی‌­شد و این جامعه می­‌توانست مثل برخی از جوامع دیگر از خاصیت انباشت تغییر و توسعه بیش از این برخوردار شود، مطمئناً وضعیت بسیار متفاوت و بهتری را شاهد بودیم.

ضعف‌­های ساختاری عمده­ای نیز از ابتدا در کار دانشگاه وجود داشت که ضمن کاهش دادن کارکرد مثبت قابلیت­‌های یادشده و حتی خنثی و بی‌­اثر کردن بخشی از آن­‌ها، به روند رشد و پویایی دانشگاه لطمه می‌زد. در این جا برای این که درک بهتری به این قضیه داشته باشیم، به ذکر برخی از نقاط ضعف پروژه دانشگاه در ایران می‌­پردازیم:
  1. ضعف­‌های مزمن نهاد‌های آموزشی سنتی در ایران و فاصله بسیار بعید آن‌ها با نیاز‌های جدید و امتناع شان از نقد و تحول، سبب شد که نهاد‌های جدید آموزشی و از جمله مدارس عالی و دانشگاه از متن آن­‌ها برنیامدند و تحول نیافتند. از سوی دیگر ضعف‌های مزمن گروه­‌های اجتماعی و اقتصادی و بخش غیر دولتی در کشور موجب شد که دانشگاه به منزله بخشی از پروژه مدرنیزاسیون دولتی، از بالا و از سوی حکومت و نخبگان حاکم و در درون دولت تأسیس شد. از همین رو دانشگاه یکی از ادارات وزارتی شمرده می‌­شد. مهمتر از همه این که حکومت نیز خصوصاً در دوره­ای که دانشگاه تشکیل می‌­شد، خصلت خودکامگی آشکاری پیدا کرده بود. رضاشاه و برخی از نخبگان تجددخواه پیرامون او، برای مدرنیزاسیون جامعه به روش­‌های آمرانه و اجباری و ستیزه­‌جویی با نهاد‌های سنتی متوسل می­‌شدند. این روش­‌ها به نوبه خود روند جامعه­ پذیری و فرهنگ ­پذیری دانشگاه در جامعه سنتی ایران را دچار اختلال و کندی کرد، زیرا بسیاری از قشر‌های سنتی جامعه به همه برنامه‌­های حکومتی از جمله دانشگاه به دیده بدگمانی می‌­نگریستند. روش‌­های مستبدانه رضاشاه در عرصه سیاسی نیز سبب شد که نه تنها برای گروه‍‎­های سنتی جامعه، بلکه حتی در اواخر کار برای بخش قابل توجهی از روشنفکران و نخبگان جدید هم، دولت مدرنیزاسیون در ایران تبدیل شد و این بیگانگی بر همه برنامه­‌های دولتی، از جمله برنامه آموزش عالی و «دیگری» به دانشگاه سایه انداخت و همه این عوامل دست به دست هم داد و میان دانشگاه و جامعه فاصله ایجاد کرد و این یکی از موانع رشد و تحول و پویایی آن در متن جامعه بومی بود.
  2. دانشگاه در دوره تأسیس هنوز به پای جمعیت کشور نمی‌­رسید. جمعیت کشور براساس آمار سال ۱۳۱۹، بالغ بر ۱۴.۶ میلیون نفر بود که بر مبنای آن برای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت، ۱۲.۷ نفر دانشجو در ایران به تحصیل اشتغال داشت. همچنین اگر میزان میانگین ۵ درصد رشد جمعیت را در طول سال‌­های دوره تأسیس مبنا قرار دهیم و این که به طور متوسط هر سال ۱۷۶۰۰ نفر به جمعیت کشور افزوده و سال به سال جوان­تر نیز می‌­شد، در ازای آن هر سال فقط ۲۹۷ نفر دانشجو به تعداد دانشجویان کشور اضافه می‌­شد.
  3. برنامه­‌ریزی آموزشی دانشگاه هرگز نتوانست اهداف کاربردی و رویکرد معطوف به مسئله و نیاز را تحقق بدهد که با اولویت‌­های جامعه آن روز تناسب و تطابق داشته باشد.

سد شاهان در برابر توسعه علم ایران/ سایه مدرنیزاسیون پهلوی بر آموزش عالی، تانک‌ها را به دانشگاه کشاند/ نرخ پوشش تحصیلی آموزش پس از انقلاب ۲۴ برابر شد/ ایران پس از انقلاب، سهام‌دار تولید علم جهان
نهاد دولت در دوره پهلوی ساختار دوگانه‌­ای داشت. از یک سو، در داخل خود روشنفکران و تحصیل­ کردگان تجددخواه و توسعه­ گرا را جذب کرده و پذیرا شده بود و در جهت مدرنیزاسیون جامعه ایران به سرعت پیش می‌رفت، اما از سوی دیگر در درون آن روندی از خودکامگی و سرکوب­گری و سلب حقوق و آزادی­‌ها، فساد مالی، و وابستگی مراکز تصمیم­گیری به قدرت­‌های خارجی شکل می­‌گرفت. فقر عمومی، کندشدن روند‌های صنعتی شدن، بحران­‌های اقتصادی، تجربه ناموفق دموکراسی، شیوع بیماری­‌ها و... از عوامل مهم بر سر راه رشد آموزش عالی بود. به دلیل تعارضات زیان‌­باری که در کشور وجود داشت، آموزش عالی دچار ضعف و فراموشی شد و از کیفیت اصلی خود دور ماند.

بخش اعظمی از این نابسامانی‌­ها و نارسایی­‌ها که در آموزش عالی ایران در عصر پهلوی وجود داشت نتیجه فقدان یک دولت ملی متکی بر عقلانیت جمعی و دربرگیرنده نمایندگی منافع همه گروه­‌ها و اقوام ساکن در زیستگاه متنوع و گسترده ایران بود. به همین سبب، برنامه‌­ریزی هفت ساله اول و دوم و برنامه ریزی‌های آموزشی در کشور به صورت متمرکز و بسته از سوی معدودی تحصیل کردگان و چه بسا بدون توجه به همه نیاز‌ها و تقاضا‌ها در مناطق مختلف کشور با غفلت از اولویت‌های بومی صورت گرفت و اصولاً از آمایش سرزمینی و راهبرد شخصی در گسترش آموزش عالی و توسعه منابع انسانی برخوردار نبود و افزون بر این­ها در تهران و چند شهر بزرگ نیز، بیش­تر معطوف به رشد کمی می­‌شد و از جنبه‌­های کیفی غافل می­‌ماند.

در عصر پهلوی به رغم تلاش­‌های صورت گرفته توفیقی در زمینه مشارکت مؤثر بخش غیردولتی و سرمایه‌­گذاری در تأسیس و اداره مؤسسات آموزش عالی صورت نگرفت که ریشه آن در ساختار دولت­‌سالاری و بزرگ شدن دولت و سیطره آن بر زندگی و مناسبات اجتماعی و اقتصادی کشور و از جمله نهادی علمی و آکادمیک بود. سرانجام بی­‌توجهی و کم توجهی به استقلال دانشگاه به منزله مرکز تحول و توسعه موجب شد، دانشگاه به منزله نماد علم و اندیشه در چهارچوب تعریف شده خود باقی بماند و توفیقی پیدا نکند. در دوره پهلوی، کشور و به تبعیت از آن، آموزش عالی وابستگی شدید به قدرت‌­های خارجی داشت و خط مشی عمومی کشور را امریکایی­‌ها طراحی و تبیین می­‌کردند. فساد مالی بیداد می­‌کرد و خفقان و ترس بر همه جای کشور حاکم بود، چندان که سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) در همه امور مداخله داشت و بر کار چاپ کتب، مطبوعات، ادارات، دانشگاه‌­ها و ... وارد می‌­شد.

بی­‌توازنی و نابرابری فرصت‌­ها در آموزش عالی ایران در دوره پهلوی، واقعیتی غیر قابل کتمان و انکار بود. در دوران اولیه انقلاب دانشگاه‌های ایران عرصه فعالیت­‌های سیاسی شدید در قالب شورا‌ها و انجمن‌­های دانشجویی بودند. در کلاس‌­های درسی محاکمه­‌های انقلابی صورت می­‌گرفت. از بعضی کلاس‌­ها به منزله زندان استفاده می‌­کردند. زیرزمین بعضی کلاس‌­های دانشکده‌­های دانشگاه تهران انبار مهمات گروه‌­های سیاسی عمدتاً مخالف با دولت نوپای جمهوری اسلامی ایران شده بود. حتی در محوطه دانشگاه نفربر زرهی و تانک نگهداری می‌­شد. به نحوی که شورای مدیریت دانشگاه فعالیت‌­های سیاسی از این دست را در محیط دانشگاه ممنوع کرد.

شکوفایی پس از انقلاب اسلامی

حدودأ ۹۸ مؤسسه آموزش عالی متعلق به دوره قبل از انقلاب فرهنگی، در ۳۵ مؤسسه یا مجتمع آموزشی ادغام شده بود و فعالیت آموزشی ۲۱ مؤسسه آموزش عالی (عمدتاً مرکز تربیت معلم، فنی و حرفه­ای، و انستیتو تکنولوژی) متوقف شده بود. در نتیجه ادغام­‌ها، چند مجتمع آموزش عالی (علوم انسانی، علوم اداری و بازرگانی، فنی مهندسی، علوم و هنر) پدید آمد. مجتمع علوم در دانشگاه شهید بهشتی و تربیت معلم ادغام شد و دو مجتمع دانشگاهی ادبیات و علوم انسانی و علوم اداری و بازرگانی، دانشگاه علامه طباطبایی و مجتمع مهندسی دانشگاه خواجه نصیر را پدید آورد.

پس از انقلاب به تبعیت از افزایش مراکز آموزش عالی افزایش چشم­گیری در تعداد دانشجویان به وقوع پیوست. همچنین تعداد کارکنان مراکز آموزشی و دانشگاه‌­ها افزایش یافت، اما همچنان نسبت جنسی به سمت مردان سنگینی می­‌کرد. با این همه، انقلاب اسلامی علاوه بر این، تغییرات زیادی را به لحاظ ساختاری در نظام دانشگاهی کشور به وجود آورد. آموزش از راه دور (دانشگاه پیام نور)، دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه مجازی، جهاد دانشگاهی، دانشگاه­‌های بین‌­المللی، رشد پژوهشگاه‌­های دانشجویی، دانشگاه غیر انتفاعی، افزایش سهم زنان در هیئت علمی دانشگاه‌­ها، افزایش سهم زنان در آموزش عالی، رشد مراکز دانشگاهی در شهرستان­‌ها، افزایش جمعیت دانشجویی، رشد کمی و کیفی مراکز آموزش عالی، بازسازی و تطبیق نظام آموزش عالی با اهداف انقلاب و... همگی از دستاورد‌ها و پیامد‌های انقلاب اسلامی در نظام آموزش عالی بود.

سیاست­های توسعه آموزش عالی در برنامه‌­های مربوط به توسعه دولت را مکلف به حمایت از بخش غیردولتی در نظام آموزش عالی کرد، به شکلی که بانک‌­های دولتی را موظف به پرداخت وام­‌های کم­‌بهره به داوطلبان ایجاد مراکز آموزشی غیردولتی می‌­کرد که این مسئله از سال­های ۱۳۸۰ به بعد نقشی اساسی در رشد دانشگاه‌­های غیردولتی داشت. در قانون برنامه پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (۱۳۹۰ - ۱۳۹۴) به دانشگاه‌­ها اجازه داده شده است برای گسترش ارتباطات علمی با مراکز و نهاد‌های آموزشی و تحقیقاتی معتبر بین­‌المللی از طریق راه‌­اندازی دانشگاه­‌های مشترک­، برگزاری دوره‌­های آموزشی مشترک، اجرای مشترک طرح‌­های پژوهشی، تبادل استاد و دانشجو، و همچنین استقلال مالی بدون الزام به رعایت قوانین و مقررات عمومی حاکم بر دستگاه­‌‎های دولتی فعالیت کنند. برای توسعه و تکمیل دوره‌­های کارشناسی ارشد و دکتری با دانشگاه­‌ها و مؤسسات آموزش عالی خارجی که با ایران روابط دوستانه دارند، تفاهم­نامه همکاری متقابل امضاء کنند تا از این طریق اهداف مورد نظر آموزش عالی تحقق یابد و نهایتاً این که نظام دانشگاهی ایران اگرچه در سال­‌های اولیه خود به دلایل وقایع هم زمان با انقلاب، جنگ تحمیلی و... با مشکلات و چالش‌­های زیادی مواجه بود، ولی با گذشت زمان و با استفاده از علم مدیریت و پیشرفت­‌های ناشی از رشد علم، صنعت، افزایش درآمد ناخالص ملی، ارتباطات بین المللی دانشگاه و نظام آموزش عالی کشور به دوران ثبات و آرامش خود دست یافت­، چندان که در مسیر چشم­ انداز توسعه در میان کشور‌های منطقه از رتبه­‌های برتر و جایگاه نمونه و ممتاز برخوردار شد و نقشه علمی کشور برای سند چشم­انداز سال ۱۴۰۴ منتشر شده است.

اکنون پس از گذشت ۴۰ سال از انقلاب اسلامی ایران، پیشرفت‌های کشور در حوزه‌های علوم مختلف، پژوهش و فناوری چشمگیر بوده و نظام آموزش عالی دستاورد‌های بزرگی را به دست آورده است. در ادامه به گزیده‌ای از این دستاورد‌ها اشاره شده است:

  • 24 برابر شدن نرخ پوشش تحصیلی آموزش عالی و افزایش از 175675 نفر در سال 1357به بیش از 4800000 هزار نفر (گزارش مقایسه ای وزارت علوم (57- 95)[4] - گزارش وزارت علوم در سال 96)[5]
  • افزایش 95 برابری دانشجویان دکتری از 1255 نفر در سال 57 به بیش از 120 هزار نفر (گزارش مقایسه ای وزارت علوم (57-95) - گزارش وزارت علوم در مرداد 96)
  • 5 برابر شدن اعضای هیات علمی دانشگاه ها از  7231 نفر در سال 1357 به حدود 90 هزار نفر (گزارش مقایسه ای وزارت علوم (57-95)
  • 208 دانشمند ایرانی پس از انقلاب در جمع 1 درصد دانشمندان برتر جهان قرار دارند. (گزارش وزارت علوم مرداد 1396)
  • رشد 17 برابری تعداد زنان هیات علمی در دانشگاه ها نسبت به قبل از انقلاب اسلامی به طوریکه در سال 57 ، 1.4 درصد و در سال 96، 24 درصد از اعضای هیات علمی دانشگاهها بوده است . (گزارش وزارت علوم مرداد 1396)
  • تعداد دانش آموختگان زنان از 6 درصد در سال 57 به 45 درصد رسیده است و هم اکنون 22.7 درصد از زنان ایرانی دارای تحصیلات تکمیلی هستند. (گزارش شورای عالی انقلاب فرهنگی)[6]
  • ایران از لحاظ تعداد مهندس رتبه سوم جهان است. (گزارش سازمان نظام مهندسی سال96)[7]
  • انقلاب اسلامی ایران کشوری با اکثریت غیرتحصیلکرده را به رتبه 15 علمی جهان و رتبه اول جهان اسلام رساند. (پایگاه علمی Scopus بر اساس آمار سال2018)[8]
  • با 18 برابر شدن سهم ایران در تولید علم جهان سهم ایران در این شاخص به 2 درصد رسیده است. (پایگاه علمی Scopus بر اساس آمار سال 2018)[9]
  • کسب رتبه 21 جهان در مقالات علمی کیفی پر استناد جهان از افتخارات نظام علمی جمهوری اسلامی می باشد. (گزارش وزارت علوم مرداد 1396)[10]
  • با 68 برابر شدن مقالات چاپ شده بین المللی از 669 مقاله به حدود 53 هزار مقاله رسیده است. (گزارش مقایسه ای وزارت علوم (57-95) - گزارش وزارت علوم در سال 96)
  • بر اساس آخرین گزارش موسسه لایدن23 دانشگاه ایران در زمره 1 درصد دانشگاه های برتر جهان هستند. (گزارش لایدن در سال 2018)[11]
  • 53 برابر شدن نشریات علمی پژوهشی از 20 نشریه در سال 57 به 1094 نشریه رسیده است. (گزارش مقایسه ای وزارت علوم (57-95) - گزارش وزارت علوم در سال 96)
  • 10 برابر شدن تعداد دانشگاه ها بطوریکه از 232 دانشگاه به 2468 دانشگاه رسیده است. (گزارش موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی وزارت علوم سال 96)[12]
  • عدالت توزیعی دانشگاه های کشور در جهان کم نظیر است و مراکز دانشگاهی که قبل از انقلاب در شهرهای بزرگ متمرکز بودن به دوردست ترین و محروم ترین مناطق مرزی نیز گسترش پیدا کرد.
  • تعداد موسسه پژوهشی دارای مجوز اصولی قطعی و آزمایشی نسبت به پیش از انقلاب اسلامی حدودا 9 برابر شده به طوریکه از تعداد 83 مؤسسه در سال 1357 به تعداد 686 رسیده است. (گزارش مقایسه ای وزارت علوم (57-95) - گزارش وزارت علوم در سال 96)
  • تعداد انجمن های علمی نسبت به پیش از انقلاب حدودا 5 برابر شده است و از تعداد 78 در سال 1357 به تعداد 358 در سال 1396 رسیده است. همچنین تعداد 8966 انجمن علمی دانشجویی بر اساس آخرین آمار مشغول به فعالیت می باشند. (گزارش مقایسه ای وزارت علوم (57-95) - گزارش وزارت علوم مرداد 1396)
  • تعداد اندک آزمایشگاه های مراکز علمی کشور در سال 57 به تعداد 12594 آزمایشگاه در سال 1396 رسیده است. (گزارش وزارت علوم مرداد 1396)
  • انقلاب اسلامی از نظر ایجاد بسترهای فناوری محور، متناسب با روند جهانی موفقیت های شگرفی داشته است بطوریکه تعداد مراکز رشد در دانشگاه ها به تعداد 179 رسیده است. (لیست مراکز رشد در پایگاه وزارت علوم 97)[13]
  • یکی از بسترهای نوین ایجاد شده در دانشگاه ها پس از انقلاب اسلامی پارک های علم و فناوری بوده و هم اکنون تعداد این پارک ها به تعداد 44 پارک علم و فناوری رسیده است. (گزارش وزارت علوم مرداد 96)
  • تعداد واحدهای فناور مستقر در پارک های علم و فناوری و مراکز رشد به تعداد 4716 واحد رسیده است. (گزارش معاونت پژوهش و فناوری وزارت علوم آذر 96)[14]
  • تأسیس شرکت های دانش بنیان مستقردر پارک های علم و فناوری به عنوان راهبرد نوین اقتصادی کشور، بطوریکه تعداد این مراکز به بیش از 3700 شرکت رسیده است. (گزارش معاونت علمی ریاست جمهوری مرداد 1397)[15]
  • میزان صادرات دانش بنیان توسط پارک های علم و فناوری و مراکز رشد در سال 2016 به میزان 231.44 میلیون دلار گردیده (به صورت مطلق سالیانه) و در 3 سال اخیر بیش از 510 میلیون دلار صادرات محصولات دانش بنیان به ثبت رسیده است. (گزارش وزارت علوم مرداد 1396)
  • تعداد مراکز کارآفرینی و نوآوری در کلیه مراکز آموزشی، پژوهشی و فناوری دولتی به تعداد 130 مورد در سال 2016 رسیده است. (گزارش وزارت علوم مرداد 1396)
  • از جمله دستاوردهای انقلاب اسلامی در حوزه دانشگاهی ایجاد فضای بانشاط برای اندیشه ورزی و فعالیت دانشجویان در قالبهای مختلف بوده است بطوریکه تنها در سال 1395 تعداد 305 تشکل و تعداد 3407 کانون فرهنگی در دانشگاه های کشور فعالیت داشته اند در این زمینه تعداد نشریات دانشجویی نیز به تعداد 5086 مورد رسیده است.( گزارش وزارت علوم مرداد 1396)
  • حضور سالانه بیش از صد هزار دانشجو در  اردوهای راهیان نور در راستای تحکیم میثاق با شهدای انقلاب (گزارش مسئول قرارگاه نور سازمان بسیج دانشجویی در سال 96)[16]
  • یکی از رویش های فرهنگی پس از انقلاب اسلامی تقویت نگاه جهادی به منظور خدمت رسانی به محرومین و مستضعفین بوده است به طوریکه تنها در سال 96 حدود 44 هزار دانشجو در 4500 روستا مشغول به خدمت رسانی بوده اند. (گزارش مسئول بسیج سازندگی در سال 96)[17]
  • حضور بیش از 100 هزار نفری دانشجویان در مراسم پیاده روی اربعین. (گزارش مسئول دبیر ستاد اربعین دانشگاهیان)[18]
  • یکی از رویشهای معنوی پس از انقلاب اسلامی حضور پرشور و بانشاط دانشگاهیان در مراسم اعتکاف بوده است به طوریکه در بیش از 200 دانشگاه کشور هر ساله بیش از 150 هزار نفر از دانشجویان در این مراسم معنوی شرکت می کنند. (به نقل از کارشناسان دفتر مقام معظم رهبری)[19]
  • جمهوری اسلامی ایران با ایجاد پایگاه ISC، سومین نظام استنادی جهان را بنیانگذاری کرده‌است. (پایگاه استنادی جهان اسلام)[20]
  • جمهوری اسلامی ایران در سال‌های پس از انقلاب در جهت بهره گیری از دستاوردهای علمی بین المللی هزاران فرصت مطالعاتی و تحقیقاتی برای پژوهشگران و اساتید ایجاد کرده و تنها در سال 95 بیش از 235 پروژه مشترك مابين دانشگاه هاي داخل و خارج از كشور  تعریف کرده است. (گزارش امور بین‌الملل وزارت علوم فروردین 96)[21]
  • هم اکنون بیش از 34 هزار دانشجوي غير ايراني (بورس و غير بورس)  در داخل کشور مشغول به تحصیل می باشند. (گزارش سازمان امور دانشجویان وزارت علوم مرداد 97)[22]

در گزارش شماره بعد به طور تخصصی به تشریح مفهوم جریان­شناسی و انواع آن و همچنین جریان­شناسی فکری در دانشگاه‌­های ایران پرداخته شده است. جریان­‌هایی که تأثیر آنها اغلب، فراتر از دانشگاه بوده و به سطح سیاست، فرهنگ و حتی اقتصاد کلان کشور نیز رسیده است.

 

 

[1] (دولت­آبادی، 1371: 738).

[2]  (رشدیه، 1370: 130)

[3]  (وزارت فرهنگ و آموزش عالی، 1360: 32).

[4] - http://www.dastavardha.com/index.aspx?pid=99&articleid=202104

[5] - https://www.msrt.ir/file/download/news/1502807495-.pdf

[6] - http://www.sccr.ir/Pages/?current=news&gid=1&Sel=1163281

[7]-  https://www.isna.ir/news/96120502362/

[8] - http://isc.gov.ir/publication/IranPub.htm

[9] - http://isc.gov.ir/publication/IranPub.htm

[10] -- https://www.msrt.ir/file/download/news/1502807495-.pdf

[11] - http://www.leidenranking.com/ranking/2018/list

[12] -http://irphe.ac.ir/files/site1/pages/Amar_1Negah/w-br-bruoshoor94-95.pdf

[13] - https://www.msrt.ir/fa/grid/282/

[14] - https://www.msrt.ir/fa/news/35984/

[15] - http://www.irna.ir/fa/News/82994502

[16] - http://akhbaryha.ir/fa/news/16002/

[17] - http://ana.ir/fa/news/45/224961/

[18] - https://www.mehrnews.com/news/4138996/

[19] - http://www.mefda.ir/news/49217/

[20] - http://isc.gov.ir/Default.aspx?lan=fa

[21] - https://www.isna.ir/news/96012208728/

[22] - http://etemaadonline.ir/content/221948/

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین ها
آخرین عناوین