«لیبرالیسم‌فرهنگی»‌دولت هاشمی، ریشه بسیاری از آسیبهای اجتماعی امروز
تحليل«فرهنگ سدید»ازآسيب‌هاي اجتماعي/4
نيروهاي فکري و فرهنگي جبهة انقلاب، از يک سو با جبهة روشنفکري شبه‌ديني و سکولار مواجه بودند و از سوي ديگر و در سطح حاکميّت سياسي، نمي‌توانستند در برابر سياست فرهنگي دولت سازندگي خاموشي گزينند و «چرخش رسمي و آشکار» از خط و گفتمان فرهنگي انقلاب را تحمّل کنند. اگرچه در اثر فشارها و مخالفت‌ها، خاتمي مجبور شد در خردادماه سال 1371 استعفا دهد، اما «ريل‌هاي پهن‌شده» و «مسيرهاي طراحي‌شده» توسط او در طول اين سال، تغيير نکرد و دولت سازندگي در حوزة فرهنگ، همان مسير را با شتاب و نمود کمتر ادامه داد. اگرچه جهت‌گيري عمدة دولت سازندگي، مبتني بر «اقتصاد» و معطوف به آن بود و فرهنگ امري «مظلوم» و «مهجور» بود، ولي در حوزة فرهنگ نيز هاشمي‌رفسنجاني و خاتمي (که وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي وي در سال‌هاي 71-1368 بود)، «علايق ليبراليستيِ» مشترکي داشتند که موجب گشت تا فضاي عمومي جامعه از نظر فرهنگي، «باز»تر و «آزاد»تر شود.
شاخص‌های سبک‌زندگی کارگزاران نظام مردم سالار دینی ایران
«فرهنگ سدید» گزارش می دهد
یکی از دغدغه ها و نارضایتی های اصلی مردم که این روزها در محافل فکری و در تجمعات خیابانی خود را نشان می دهد اختلاف زندگی بین مسئولان و مردم، اشرافی گری و فاصله گرفتن از طبقات جامعه است به طوری که هر روز بر دامنه این نارضایتی های حاصل از اشرافی گری برخی مسئولان و کارگزاران نظام افزوده می شود. براین اساس در این نوشتار به دنبال ارائه شاخص هایی هستیم که راه را بر مدیرانی که دل در گرو نظام و ارزش های اسلامی و سبک زندگی پاک و خداپسندانه و انسان دوستانه دارند نشان داده و حجت را بر مدیرانی که خدای ناکرده در پی اشرافی گری و ثروت اندوزی و ... هستند آشکار نماید. انشالله
نگاهی بر شکل‌گیری گفتمان اشرافی‌گری در دولت سازندگی
تحليل گفتماني و فرهنگي ريشه‌هاي آسيب‌هاي اجتماعي/بخش سوم
هاشمي‌رفسنجاني در سخنراني معروف خود در خطبه‌هاي نماز جمعه پس از اتمام دفاع مقدس، به جاي آن‌که از ظرفيت «قدسي» و استعداد «جهادي» و «حماسي» اين جنگ براي ادامه دادن راه انقلاب و پا نهادن به برهه‌هاي پيش‌رو استفاده کند، جنگ را واقعه‌اي پايان يافته و دربردارندة خسارت‌ها و زيان‌هاي بسيار توصيف، و توصيه کرد جامعه از آن فضا خارج شده و به سازندگي و آباداني کشور رو آورد. در واقع، هر چه سرماية معنوي و اجتماعي در دورة دفاع مقدس هشت ساله اندوخته شده بود، مسدود و بايکوت شد و به دورة بعدي انقلاب راه نيافت.
نگاهی بر سیاستهای آسیب‌زای دولت سازندگی
تحليل گفتماني و فرهنگي ريشه‌هاي آسيب‌هاي اجتماعي/ بخش دوم
در ادبيات گفتماني هاشمي‌رفسنجاني و مديران تکنوکرات دولت سازندگي، تنها ايده‌اي که در زمينة فرهنگ مطرح شده، «اعتدال» است. حتي در همين سال‌هاي اخير نيز هاشمي‌رفسنجاني در مصاحبه‌هاي خود، آن‌گاه که خواسته دربارة سياست فرهنگي دولت خود سخن بگويد و يا به انتقاد از وضعيّت فرهنگي موجود بپردازد و ايده و آرماني را تجويز کند، بر واژة «اعتدال» تأکيد ورزيده است. وي دربارة اين مفهوم سيّال و کش‌دار، هيچ‌گاه توضيح شفاف و روشني عرضه نکرده و تنها به اظهار مخالفت خود با «افراط» و «تفريط» و «تندروي» بسنده نموده است، و البته به مصاديقي از اين امور که وي با آن‌ها به مخالفت برخاسته نيز اشاره نموده است، اما اين توضيح‌هاي حداقلي و کلّي، گِرهي از معضل ابهام و عدم وضوح مفهوم «اعتدال» نمي‌گشايد و مخاطب را قانع نمي‌سازد.
رديابيِ آسيب‌هاي اجتماعيِ جامعه ايراني در گفتمان فرهنگيِ دولت سازندگی/ «آسیبهای اجتماعی»؛ محصول چرخیدن چرخهای توسعه
تحليل گفتماني و فرهنگي ريشه‌هاي آسيب‌هاي اجتماعي/ بخش اول
بدون شک، هاشمي‌رفسنجاني يک «نظريه‌پرداز» يا «انديشمند» سياسي نيست که نظام معرفتي مشخصي را عرضه کرده باشد. او تنها يک شخصيّت «اثرگذار» و «تعيين‌کننده» در مناسبات سياسي ايران پس از انقلاب است که در عمده‌ترين تحوّلات و مسائل سياسي اين مقطع از تاريخ، «نقش‌هاي اساسي» بر عهده داشته است. بنابراين، در تحليل هاشمي‌رفسنجاني، آنچه که بيش از فکر و نظرش برجستگي دارد، چگونگي کنشگري و عامليّت‌گري سياسي او و دولتش است. محملِ اصلي فاعليّت سياسي هاشمي‌رفسنجاني، دولت سازندگي بوده که به خوبي مي‌تواند تصوير نسبتاً واضحي از ديدگاه‌هاي او را عرضه نمايد. در اين دورة تاريخي حساس، در هر سه حوزة سياسي، فرهنگي و اقتصادي، رويه‌هاي خاص و متفاوتي نسبت به دورة قبل و حتي گفتمان اصيل انقلاب اسلامي در پيش گرفته شد.
یک چارچوب نظري مجمل براي تبيين آسيب هاي اجتماعي/ آسيب هاي اجتماعي از کجا مي آيند
مرور «فرهنگ سدید» بر آسيبهاي اجتماعي و راهبردهاي پيشرو
آسيب هاي اجتماعي به هر نوع عمل فردي يا جمعي گفته مي شود كه در راستاي اصول اخلاقي و قواعد عام عمل جمعي يا قواعد غيررسمي جامعه، محل تأييد كنشگران قرار نمي گيرد و در نتيجه با منع قانوني و يا قبح اخلاقي و اجتماعي روبه رو مي گردد.
«چه باید کرد؟»... «به کجا می‌رویم؟»
حامد حاجی حیدری
مدتی است که از کنار دشواری‌های شوکه کننده فرهنگی می‌گذریم، و تأمل و مباحثه آشکار و بی‌پرده در مورد آن‌ها را به تعویق می‌افکنیم، ولی هیچ‌گاه این آرامش سیاسی فراهم نمی‌آید.